داستان‌های منظوم در قالب مثنوی و اوزان مختلف

(میانگین 4.2 از مجموع 10 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

سلام
در این صفحه لیست حکایات منظوم که در این سایت درج شده خدمت شما ارائه گردیده است 
شما می توانید با کلیک بر روی نام هر یک از حکایات ؛ صفحه ی مورد نظر خود را باز نموده و داستان انتخابی خود را مطالعه فرمایید 

همچنین در صورت تمایل شما می توانید با کلیک بر روی نام دفاتر دیگر این سایت که در پایین این صفحه خدمت شما ارائه گردیده ؛ اشعاری در باب موضوعاتی از قبیل مذهبی ؛ سیاسی ؛ اجتماعی ؛ عاشقانه و.... را باز نموده و با مراجعه به لیست اشعار آن دفتر ؛ شعر مورد نظرتان را باز کرده و مطالعه فرمایید.

مقدمه:

بیان قصّه و حکایت از دیر زمان در جوامع بشری رایج بوده و وسیله ای در جهت ماندگاری تفکّر و آداب و رسوم مردم  و مایه ی زنده ماندن تاریخ و راهی برای تجربه اندوزی و عبرت آموزی انسان های دیگر بوده است.

احتمالاً شیرین ترین  خاطرات ما، مربوط به ایام خردسالی و کودکی مان باشد، آن زمانی که در هنگام خواب، والدین و یا پدربزرگها و مادربزرگهای مان، داستان هایی از گذشتگان،  در گوش ما زمزمه می کردند و به این صورت هر شب در دوره ای از تاریخ و در سرزمینی از سرزمین های کهن سیر می کردیم و در چنین رؤیاهای دل انگیزی به خواب شیرین آن روزگاران، فرو می رفتیم.....

  خداوند حکیم در  قرآن کریم  با بیان داستان هایی واقعی از اقوام و ملل پیشینیان، انسان های همه ی اعصار را به تفکر و تدبّر در زندگی گذشتگان فرا می خواند و از انسان ها می خواهد که با توجه نمودن به زندگی پیشینیان، از ایشان عبرت گرفته و به این صورت از آینده ی اعمال نیک و بدِ خویش نیز آگاه شوند.

سرگذشت فرعون ها، قارون ها، ..... رضا خان ها ، صدام ها و.... آینه های عبرتی هستند که اگر چشم حقیقت بینی برای انسان وجود داشته باشد، از سرگذشت شوم ایشان عبرت خواهد گرفت و راه بن بست و پرتگاه آنان را دیگر تجربه نخواهد کرد. اما متاسفانه اغلب ما مرگ را فقط برای همسایه می بینیم و ظاهراً خود را ابدی فرض کرده، از عاقبت کار خویش غافل بوده و خود را از قانون الهی که در طبیعتِ جهان ساری و جاری است، مستثنی می دانیم. و از این روست که اغلب، تاریخ تکرار می شود و متاسفانه هر بار بشریت در مسیرهای باطلی قدم می گذارد که گذشتگان  قبلا از آنها گذشته و نقل تجربه ی تلخ شان در گوش جهان پیچیده است، و چنین است که گاهی ما نیز همانند گذشتگان با بی خردی، از بیراهه ها می گذریم، و آینده ی خود را همانند پیشینیان، تلخ و شوم رقم می زنیم.

غافل شدن از قصّه ی دوران، تا کی؟!
گوشی در و دروازه بدینسان، تا کی؟!

پند از دل تاریخ جهان کی گیری؟
پا بر رَهِ  اجداد پشیمان، تا کی؟!

همچنین با یادآوری زندگی خوبانِ عالَم، و درس گرفتن از شیوه ی زندگی ایشان،  انسان به آینده ی اعمال نیکِ خویش، امیدوار و چه بسا مطمئن می شود. فرضاً خواندن حکایاتی چون سرگذشت حضرت ایوب علیه السلام ، آدمی را به صبرِ در برابر مشکلات ترغیب می کند و شنیدن حکایاتی چون داستان پاکدامنی حضرت یوسف علیه السلام و آگاهی از سرانجام نیکِ او، در انسان این ایمان و اعتقاد را محکم می سازد که:

«....و لا نُضیعُ الاَجرُ المُحسِنین»

         بزرگان اندیشه و قلم در طول تاریخ با بیان داستان ها و حکایات،
گنجینه هایی از فرهنگ و علم و حکمت و تجربه را برای بشریّت به یادِگار گذاشته اند. از شاهنامه ی فردوسی تا خمسه ی نظامی و از مثنوی مولوی تا بوستان سعدی و.... به هر کدام که بنگریم دنیائی از آموزه های سودمندی است که می توانند در پرورش و تربیت روح انسانی بسیار موثر و مفید واقع شوند.

و اما مجموعه ای را که در پیش رو دارید، غالبا  بیان حکایاتی است واقعی، که بیشتر آنها در زمان ما اتفاق افتاده است. البته شاید ذکر این نکته ضروری باشد که واژه ی «من» (شخصیت راوی حکایت در برخی از حکایات)، واقعاً  شخص نگارنده ی حکایت نیست. همچنین اگر در جایی اغراقی ملاحظه می فرمایید بنا بر اقتضای شرایط است چناچه در کاریکاتور این بزرگنمایی ها امری بدیهی و طبیعی است. در ضمن از مطول شدن اکثر حکایات و زیاده گویی خود از همه ی عزیزان پوزش می طلبم ، به هر حال گزیده گویی و خلاصه نویسی هنری است که متاسفانه خداوند آن را به بنده عطا نفرموده است.

به هر حال  بنده در این مجموعه  با رویکردی نو، حکایات را به سبک قُدَما ، در قالب مثنوی و در اوزان متعدد سروده ام که امیدوارم مورد توجه و عنایت مردم با فرهنگ و ادب دوستِ مان قرار گیرد.

ان شاء الله

حکایات

در این حکایت منظوم وضعیت ایران در صورت پیاده شدن دمکراسی به سبک غربی ها به نمایش درآمده و واکنش ایرانیان نسبت به اجرای قوانین به سبک و سیاق حکومت های دمکراتیک در غرب پیش بینی شده است

شبی در خواب خوش دیدم که ایران  

رها شد از فساد و ظلم و بحران

ادامه دمکراسی در ایران

در اینجا حکایت پسر بچه ای آمده است که بعد از امتحان مشغول دعا و ثنا می شود اما در خلال دعا از خداوند تقاضاهای عجیب و غریبی دارد.....

پسر بچه ای شد پس از امتحان

پریشان و نالان به منزل دوان

ادامه دعای پس از امتحان

در این حکایت منظوم سیستم فاسد اداری کشور ایران به نقد کشیده شده و روند اختلاس های ملیاردی توسط افرادی چون فاضل خداداد ؛ شهرام جزایری و محمودرضا خاوری ترسیم شده است

مکتبی در دیار خوبان است

افتخاری برای ایران است

ادامه کلاس اختلاس

متاسفانه نگاه اکثر مردم در ایران به ازدواج نگاه غلطی است و این نگرش اشتباه ریشه ی اختلافات خانوادگی و اختلافات خانوادگی اساس اکثر مفاسد و معضلات اجتماعی است....

شبی بعد از دو سالی از وصالم

گذشتم از خیابان با عیالم،

ادامه ازدواج ایرانی

در این جا با بیان ماجرای جالبی از زمان نادر شاه افشار به تاثیر حسن ظن و انرژی مثبتی که بر زندگی انسان دارد پرداخته شده است

به روزی چونکه نادر شاه افشار

مهیا شد برای رزم و پیکار

ادامه حسن ظن

ما مسلمانان برای چه قرآن می خوانیم و اینهمه سفارش برای تلاوت قرآن برای چیست و خواندن قرآن به چه کار ما می‌آید

جوانی را یکی جانانه اش بود

که از او نامه ای در خانه اش بود

ادامه قرائت قرآن

در صورتی که آمریکا به ایران حمله کند چه اتفاقی برای طرفین خواهد افتاد؟ در این حکایت به مذاکره ای سرنوشت ساز میان ایران و امریکا پرداخته شده است

شبی دریانوردی امریکایی

به روی کشتی اش با بی حیایی

ادامه مذاکره ایران و امریکا

حکایت برخی از ما که وقتی موقع کار کردن میشود مرغ هستیم و هر گاه باید تخم بگذاریم شتریم....

روزی پسری به یک شترمرغ

گفت این همه دانه را بخور مرغ

ادامه حکایت شتر مرغ

در این حکایت منظوم ضمن ارائه ی توصیفی از شعر و رسالت شاعر از تعدادی از شاعران بزرگ پارسی گو تقدیر و تمجید به عمل آمده است

یک شب به زمانه در جوانی

در فصل بهار زندگانی،

ادامه محفل ادبی

در این حکایت ماجرای دختر عفیفه‌ای که با درایت و هوشیاری از دام شیادی می‌گریزد و عفت خود را حفظ می‌کند، بصورت منظوم بیان شده است

دُختري با كَمالِ زيبائي

دلرُبا با رُخي تماشائي،

ادامه نگهبان عفت