نتیجه ی کار واعظین بی عمل.

مقدمه

پدر و مادر ها ؛ معلمین ؛ مربیان آموزشی  و واعظین الگوهای تربیتی برای کودکان و نوجوانان هستند 

نمی شود الگوها خود دچار انحراف باشند اما از بچه ها توقع سلامت اخلاق داشته باشیم.....

آخرین تغییرات:
توسط
معلم در کلاس اول ما
بداد اول به ما درس الفبا
بگفت ای بچه های خوب و با هوش
کنید اول به هر گفتار من گوش
پس از آن هر چه می گویم به گفتار
کنید آن واژه را چون بنده تکرار
ولی او چونکه لکنت بر زبان داشت
خطاها در بیان واژگان داشت
بنابر این الف را عکس منظور
انف خواند از همان اشکال مذکور
لذا ما هم نظیر او به فریاد
انف خواندیم و شد افسرده استاد
بگفت : « ای بچه ها ساکت بمانید
نباید واژه را چون من بخوانید
شما را گر بصیرت در نگاه است
انف گفتن یقینا اشتباه است
اگر گویم انف، قصدم انف نیست
شما را این خطا از خاطر چیست؟!
تلفظ پس کنید این دفعه بهتر
همانطوری که خوانم بار دیگر »
مجدد او الف را چون انف خواند
تمام جمع حاضر بر خطا ماند....
حکایت حال برخی واعظین است
که گاهی فعلشان بر ضد دین است
به ما گوید: « فلان فرموده قرآن»
ولیکن خود نباشد عامل آن
بگوید:«رشوه بر انسان حرام است...»
ولی این نکته تنها در کلام است
بگوید: « با خدا جنگد رباخور.....»
ولی خود از ربا پر کرده آخور
خودش گوید انف ، اما به اجبار
الف باید بگوید خلق دیندار!!!!
اگر آید شبی در خانه مهمان
ولی از خاطر رد کردن آن،
پدر گوید: « پسر جان! گو پدر نیست
که امشب وقت و حال دردسر نیست »
پس از آن کی پدر بر او تواند
حدیث صدق و دینداری بخواند؟
مربی چون رود خود راه باطل
کجا باید رود پس طفل جاهل؟
اگر طفلی به زشتی پرورش یافت
کجا او را توان نیکو روش یافت؟
یقین روزی شود ملت نکو کار
که واعظ خود شود عامل به گفتار
رطب خور چون نماید منع خرما
اثر کی می کند آن گفته بر ما ؟!

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.