پس از مرگ چه بر سر ما خواهد آمد؟

مقدمه

در این حکایت ماجرای بحث فردی موحد با شخصی که اعتقادی به معاد ندارد آمده و دلایلی مبنی بر وجود قیامت و معاد مطرح شده است.

آخرین تغییرات:
توسط
منکری بی علم و برهانی دقیق
با تمسخر رو به من گفت: ای رفیق!
ذکر و یاد از عالمی دیگر بس است
وصف جای مومن و کافر بس است
با من از حوران خوش سیما مگو
از عذاب و نار وحشت زا مگو
عقلِ من گوید که بعداز مردنم
زنده و احیا نمی گردد تنم
هر چه می باشد در این دنیا بُوَد
حاصل انسان فقط اینجا بُوَد
از نَکیر و مُنکر و برزخ مگو
از بهشت و محشر و دوزخ مگو
صحبت از اینها گزاف و باطل است
این سخن ها حرف شخص جاهل است
از فشار قبر و میزان و حساب
بس که گفتی گشته دنیایت خراب
خارجی ها فارغ از اینها شدند
پس چه نیکو صاحب دنیا شدند
در شب اینترنِت و بُمب اتم
از چه رو گَردی به هر بیراهه گم؟!»...
هرچه آوردم دلیل و آیه ای
شمس ما را او بخواندش سایه ای
در نهایت آن زمان باران گرفت
بحث ما هم بی ثمر پایان گرفت
از قضا بیچاره او روزی بِمُرد
با همان کُفرش به غفلت جان سپرد
پس بدیدم یک زمان او را به خواب
سوی من بیچاره آمد با شتاب
پس به من گفت : « آنچه می گفتی مرا
من ندیدم ده یِکَ اش در این سرا
از نکیر و منکر و قبر و عذاب
یا صراط و حشر و میزان و حساب .... ،
بهر من هرگز نیامد در مسیر
پس بُوَد در ایده ات عیبی کثیر
چونکه در یک لحظه بعد از مُردنم
مستقیماً شد جهنم مسکنم
پس تمام آنچه در افکار توست
من فقط دیدم یکی شان را دُرست...»
او به خوبی حال خود گویا نمود
آنچه من گفتم سزای او نبود
مؤمنی چون اشتباهی کرده است،
یا که از غفلت گناهی کرده است،
پس اگر قبل از وفاتش مِثلِ رود
توبه اش آن را نشوید از وجود،
یا نبـیند بر عمل هایش بدل
طبق قانون عمل، عکس العمل،
لاجرم بر قلب او از آن گناه
غده ای باشد به راهش سَدِّ راه
پس جزا بیند به قدرِ آن خطا
تا شود آن غُدّه از قلبش جدا
برزخ ات مانند جرّاحی بُوَد
رحمتی از رب فتّاحی بُوَد
غده ها را می بُرد جرّاح دل
تا چنین روشن شود مصباح دل
هرچه از شَرّ و بدی بر جان ماست
مانعی بر رفتن رضوان ماست
چون جنان باشد سرای قلب پاک
کی رود در آن دلی با گرد و خاک؟
پس بشر باید بِشویَد جان خویش
تا شود شایسته ی یزدان خویش
در مَثَل حمّام مؤمن برزخ است
طول آن شاید هزاران فرسخ است
هرچه آن آلودگی ها کمتر است
طول برزخ مؤمنـین را کمتر است
آن جهان بی بُعد مِتر و ساعت است
گرچه بر فهمش نیازت طاعت است
ای بسا صدها هزاران سالِ فرد
طی شود در لحظه ای بی رنج و درد
فی المثل باشد سه قرنِ « اهلِ غار »
پیش آنان همچنان لیل و نهار
بر کسی شاید گذشت روز و شب
مثل قرنی طی شود در سوز و تب
پس دو کس را برزخی هرگز مباد
می رود تا منزلش مانندِ باد
اول آن مؤمن که دینش کامل است
مستقـیماً او بهشـتش منزل است
دوم آن کافر که جهل مُطلق است
او که در آنی به دوزخ مُلحق است
مابقی با ظلم و ایمان می روند
پس به دقت سوی میزان می روند
پس نمایان می شود کردارشان
در حساب آید تمام کارشان .....
عاقبت مومن نصیبش رحمت است
گرچه گاهی در مسیرش زحمت است
پس خوشا بر حال آن قلبِ سَلیم
آن که آید سوی جنّت مستقیم

پی نوشت

و اما چند کلامی خطاب به کسانی که بهشت و جهنم را قبول ندارند:

حکایت زندگی انسان و عالم پس از مرگ و رفتن به بهشت و جهنم مثل تحصیل دانش آموزان و نهایتا نتیجه ی کنکور سراسری است که اصولا دانش آموزان حاصل تلاش خود را پس از سالها خواهند دید

کسانی که بیشتر زحمت کشیده باشند مزد خود را با ورود به بهترین دانشگاه ها خواهند گرفت و سرافراز خواهند شد و کسانی که بازیگوشی کرده و به توصیه ی معلمین و مربیان خود عمل نکرده و .درس نخوانده اند قطعا ناراحت و سرافکنده خواهند شد و در آتش حسرت خواهند سوخت....

سوختن در جهنم هم از این نوع است و صد البته بسیار سخت تر وسیع تر و طولانی تر و صد البته غیر قابل جبران و بازگشت ناپذیر خواهد بود.....

قانون سوم نیوتن ثابت میکند که قطعا حیات پس از مرگ وجود دارد و بدون شک در دوره ی زندگی پس از مرگ همه ی افراد در یک سطح و مقام و جایگاه نخواهند بود......

اگر چه با دلایل و استدلالهای فراوان  می توان اثبات کرد که خبر  قیامت و وجود بهشت و جهنم قطعی است اما اگر به فرض محال این حقیقت بدیهی اتفاق نیفتد آیا مومنین زیان خواهند دید؟

حال برای دقایقی فرض می کنیم که اصلا تمام حرفهایی که تاکنون از پیامبران و اولیای الهی شنیده ایم همه کذب محض بوده و بی خیال بهشت و جهنم می شویم 
 با چنین فرضی  آیا  زیانی متوجه مومنین خواهد شد؟

 یک مسلمان واقعی را در نظر بگیرید
نماز می خواند روزه می گیرد زکات می دهد حج می رود و....
دروغ نمی گوید تهمت نمی زند دزدی نمی کند مرتکب زنا نمی شود  و....

و خلاصه بعداز شصت هفتاد سال می میرد و خاک می شود و تمام

در مقابل کسی را در نظر بگیرید که به هیچ دین و مذهبی پای بند نیست و حتی ابتدایی ترین اصول انسانی را هم رعایت نمی کند
دزدی می کند مال فراوان به دست می آورد هر کس را که دشمن و مخالف خود دید راحت می کشد از جنس مخالف و یا از همجنس خود و حتی از هر حیوانی که میلش کشید بهره جنسی می برد خوشمزه ترین غذا ها را می خورد....
و نهایتا او هم  پس از صد سال زندگی ؛ در اوج رفاه و عیش و لذت می میرد و به خاک تبدیل می شود

حال وجدانا شما دوست دارید با کدامیک از این دو نوع انسان در یک شهر و محله زندگی کنید؟

در پایان یک لحظه تصور کنید موضوع قیامت و بحث حساب و کتاب و بهشت و جهنم حقیقت داشته باشد و قرار باشد هر انسان بنا به آنچه در دنیا رفتار کرده در جهان آخرت پاداش خیر و یا کیفر عذاب ببیند
انصافا آیا ارزش دارد به خاطر شصت هفتاد سال لذت بردن و راحت بودن ملیاردها سال انسان در جهنم معذب باشد؟

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.