آزادی بیان

مقدمه

آزادی واژه ای  است مقدس که آرزوی هر انسانی است.......

 اما به راستی آزادی و دمکراسی واقعی در کجای این دنیاست؟

آخرین تغییرات:
توسط
آزادی انسان به نهایت زیباست
این غایت آرزوی ما در دنیاست
ما شکر خدا بهر بیان آزادیم
دوران پس از بیان ولی جان فرساست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
من نقد رئیس خوب دولت نکنم
تن زیر فشار چوب دولت نکنم
اینجا مثل بز است و آن چیز عیان
پس شرح و بیان عیوب دولت نکنم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گرچه دولت وعده هایش بوده کشک
خون به دل کرد و گرفت از دیده اشک
گرچه تدبیری ندیدیم این دو سال
از رییس دولت نیکو خصال ،
گر چه جایی وا نکرده با کلید
قفلی از ما جز در کاخ سفید ،
, گرچه دولت همدلی با ما نکرد
کم نکرد از ما فشار و رنج و درد ،
ما ولیکن مهربانی می کنیم
با رییس اش هم زبانی می کنیم
او به تندی گفت اگر لرزان شدید
نا امید از مبحث لوزان شدید
پس برای راحتی از ترس و لرز
در جهنم پا نهید از بین درز
بنده پس با آن جناب مستطاب
حضرت روحانی عالیجناب
گویم ای ملای روشن فکر ما
ای که نامت گشته ورد و ذکر ما
ما جماعت از برای احترام
بر شما روحانی والامقام
کی شود پیش از شما جایی رویم؟
در محلی قبل ملایی رویم؟
چون شما از ما همه ملاترید
بر جهنم از همه اولی ترید
پس شما اول بفرما با شتاب
در جهنم با ظریف ات چون شهاب
پس اگر آنجا پس از یاران تان
جان کری با اشتون جانان تان ،
اندکی جا بهر ما هم مانده بود
در میان آتش و زقوم و دود ،
پس بفرما تا که ما خدمت رسیم
در حریم آن ولی نعمت رسیم.....

پی نوشت

ذکر یک خاطره:

مدتی پیش در محفلی یکی از شعرا قطعه شعر انتقادی تندی خواند که در آن از فساد در نهادهای دولتی و استبداد و خفقان حاکم بر جامعه انتقاد شده بود.

بنده پس از اتمام جلسه به طور خصوصی و لفظی دوستانه یک ایراد فنی بر شعر ایشان گرفتم اما در همان لحظه ی اول با جبهه گیری سخت ایشان مواجه شدم او با لحنی بسیار زننده به بنده پرخاش کرده و گفت:

خدایا ببین کار ما به جایی رسیده که هر کس و ناکسی می خواهد به شعر ما ایراد بگیرد....

بنده در مقابل این برخورد عرض کردم:

شما که تحمل شنیدن یک انتقاد کوچک که بر شعرتان وارد است را ندارید چطور از آزادی بیان و نفی دیکتاتوری دم می زنید تصور کنید خدای ناکرده اگر شما مسئولیتی داشتید و از جانب کسی مورد انتقاد قرار می گرفتید چه بر سر منتقدین می آوردید؟ گمانم همه ی ایران تبدیل به اوین می شد....

اینجا بود که به یاد مصرع شعری افتادم که می گفت:

امتحانی گر شود ما هم ردیم.....

واقعا چرا وقتی از کسی انتقادی می شود اغلب با منتقد به شدت برخورد می شود؟

قاعدتا نباید در جامعه چنان خفقانی حاکم باشد که کسی جرات انتقاد نداشته باشد. البته اینگونه برخوردها ناشی از تفکر استبدادی است و در جامعه ی آرمانی و دمکراتیک چنین نیست و صد البته دور از جوانمردی است که با شنیدن صدای مخالف یک ساعت نشده طرف را داخل گونی کرده و.....

و رحم الله من یقرا الفاتحه مع الصلوات...

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.