منع بوسه بر دست واعظ ریا کار

مقدمه

صحبت از کبر و غرور بعضی از صاحب منصبان و واعظین ریا کار بود ، یکی از دوستان تعریف کرد:

روزی به اتفاق یکی از علمای اصفهان در قم به دیدار شیخی رفته بودیم....

همین که با او روبرو شدیم و دست دادیم حضرت شیخ دستش را بالا آورد تا ببوسم....

این جناب شیخ عادت کرده است با هر کس دست می دهد خودش دست طرف مقابل را بالا می آورد تا طرف مقابل دستش را ببوسد...

بنده به دوستم عرض کردم اگر من جای شما بودم به جای بوسیدن دست آن شیخ مغرور و متکبر می گفتم:

واعظ طلبت خلاف عزت باشد
بوسیدن دستان تو ذلت باشد

رخصت بده پشت گردنت را بوسم
آنجا که محل تیغ حجت (عج) باشد

آخرین تغییرات:
توسط
منع بوسه بر دست واعظ ریا کار
بوسه با اینکه فعل مطبوع است
وصف آن این زمانه ممنوع است
در زمانی که دزدی و بیداد
گشته از بهر حاکمان آزاد ؛
فکر مردم اگر شود مشغول
کس نفهمد چه می کند مسئول
پس شود بوسه بین ما سانسور
تحت عنوان دوری از ناجور
بنده اما نمایم اش توصیف
گرچه گردد سروده ام توقیف
بوسه نوعی رضایت از هستی است
خوشترین بوسه بوسه در مستی است
هر که خلوت نموده با یارش
می شود بوسه اولین کارش
ذکر جاهای بوسه لازم نیست
آنکه نشناسد آن مناطق کیست؟
بوسه باید زنی در آن هنگام
بر سراپای یار گل اندام
بوسه گاهی در ابتدا با ناز
منتهی می شود به چندین گاز
بوسه یعنی من از تو دلشادم
از غم و درد و غصه آزادم
بوسه یعنی دلم مکدر نیست
در کنارت نیاز دیگر نیست
آنچه مافوق گنج و الماس است
بوسه از روی عشق و احساس است
بوسه باید به پای مادر زد
یا به دست پدر مکرر زد
بوسه خوش باشدت زنی آزاد
بر دو دست معلم و استاد
بوسه ای هم که خوشتر از قند است
بوسه بر روی ناز فرزند است
یک زمان وقت دوری از یار است
آخرین لحظه های دیدار است
آن زمان سوز گریه طوفانی است
بوسه با دیدگان بارانی است
وای از آن بوس نابهنگامی
چون خورد روی عکس ناکامی
پس غنیمت بدان در این دنیا
عمر کوتاه و جمع یاران را
بوسه گاهی نمادی از ننگ است
ضد اخلاق و دین و فرهنگ است
بوسه بر دست حاکم منفور
یا به دستان واعظ مغرور؛
زشت و مصداق بدترین کار است
مایه ی ذلت و دل آزار است
پاچه خواری که اوج بیعاری است
بی گمان بدتر از زناکاری است
پس شود لعنت خدا مشمول
بر دل و جان فاعل و مفعول
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آن عده که انقلاب ما دزدیدند
پس نفت و ذخایر و طلا دزدیدند
در اول کسب و کارشان از حوزه
عمامه و سندل و عبا دزدیدند
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
با پرچم دین بر سر مردم نزنید
آتش به دل و پیکر مردم نزنید
ای اهل ریا به نام دین فتنه بس است
با مفسده بر باور مردم نزنید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بیان واعظان دلچسب و زیباست
سخن از زهد و راه و رسم مولاست
ولیکن در عمل دلهای آنان
گرفتار تجمل های دنیاست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حکایت مذاکرات گرگ و میش:
من به افراد دور روحانی
شک نمودم ! بگو چه می دانی؟
بین وزیرش نشسته با دشمن
گفتگو کرده گرم و طولانی
جای تندی به روی دشمن کرد
خنده های ظریف و شیطانی
در عوض هر زمان بد اخلاق است
با بر و بچه های ایرانی
آنکه در شهر سانفرانسیسکو
کرده تحصیل و مشق ویرانی ،
نشکند حرمت نمکدان را
در توافق و یا سخنرانی
داده او اختیار ایران را
دست بیگانگان به ارزانی
این مدارک به ما دهد شاید
سر , نخ از راز شوم پنهانی
کی شود بره با پلنگی دوست؟
ای امان از بلای نادانی
دیدن گرگ و بره ای خندان
شک برانگیزدم به آسانی
شاید این بره واقعا گرگ است
بوده مانند اسب یونانی
اسب چوبی که در تروآ بود
ملتی را نموده قربانی
پس تو هم مثل من کمی شک کن
بر حریفان انگلستانی
هموطن روز و شب بمان بیدار
از وطن کن نکو نگهبانی
تا مبادا وطن رود بر باد
از سر غفلت و هوسرانی
چونکه بعد از توافق و تسلیم
بهره ای کی دهد پشیمانی

پی نوشت

باور همه ی علمای اسلام بر این است که پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم ارزنده ترین انسان و راه و شیوه ی آن بزرگوار صراط مستقیم و راه فلاح و رستگاری است

از طرفی نقل شده است که فرضا اگر غریبه ای وارد مدینه می شد و سراغ پیامبر اکرم را می گرفت مثلا می گفتند پیامبر در مسجد هستند

زمانی که آن فرد وارد مسجد می شد می دید عده ای دور هم جمع اند از ایشان سراغ پیامبر را می گرفت و با کمال تعجب مشاهده می کرد که پیامبر بعنوان پیشوا و حاکم مردم مسلمان همانند دیگران لباس پوشیده و با مردم عوام در یک ردیف و جایگاه قرار گرفته است

حال سوالی که از بسیاری از  علمای اسلام و مراجع معظم تقلید که خود را جانشین پیامبر می دانند باید پرسید این است که چرا ایشان وقتی در جمع مردم قرار می گیرند  همانند پیامبر اکرم ظاهر نمی شوند

چرا یک جایی بر بلندی می نشینند و با تکبر دستشان را دراز می کنند تا دیگران برای دست بوسی ایشان صف بکشند؟

آیا علمای اسلام مقامشان از مقام پیامبر اکرم بالاتر است که چنین رفتار می کنند؟ و یا اینگونه تکبر ورزی ها نشانه ی عجب و غرور شیطان و نمادی از تفاخر کاذب طاغوتی است؟

لطفا تحقیق بفرمائید این سنت ضد اخلاقی و ناپسند از کجا وارد فرهنگ اجتماعی ما شده است

ممنونم

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

چند جمله ای پیرامون تعالیم متعالی زرتشت:

 اساس دعوت و کل فرامینی که تمام پیامبران الهی به مردم ابلاغ کرده اند عبارت بوده است از:
1. پندار نیک
2. گفتار نیک
3. کردار نیک

هیچ پیغمبری حکمی خارج از این چهارچوب تبیین نفرموده است

مردم ایران قبل از اسلام پیرو دین زرتشت بوده اند اما آیا در آن دوران در ایران واقعا  تعالیم زرتشت پیاده می شده است؟

برای مثال عرض می کنم یکی از مهترین ارکان کردار نیک فراگیری دانش است
اما بد نیست که بررسی کنیم ببینیم پیش از اسلام علم آموزی در ایران چه وضعیتی داشته است؟

همه ی ما می دانیم که در دوران ساسانیان فراگیری دانش فقط منحصر به طبقه ی اشراف و روحانیان زررتشتی بوده و توده ی مردم اجازه ی کسب دانش نداشته اند

همین یک مورد ؛ دلیل موجهی است برای اثبات این موضوع که  قبل از اسلام احکام دین زرتشت در ایران پیاده نمی شده است

حال باید بررسی کنیم که  این ظلم عظیم تقصیر چه کسانی بوده و نتیجه ی آن چه بوده است

قطعا توده ی مردم که خواهان چنین اجحافی در حق خود نبوده اند بنابراین طبقه ی اشراف و روحانیت آن دوران مسبب و عامل این بی عدالتی محسوب می شوند

و اما نتیجه ی این ظلم و دیگر فشارهایی که بر توده ی مردم وارد می شد سبب گشت تا عموم مردم از وضع موجود ناراضی شوند و نوعی دین گریزی و حاکم ستیزی در بین ایرانیان بوحود آید و لذا این نارضایتی عمومی باعث شد که توده ی مردم در برابر یورش اعراب به ایران مقاومت نکنند

علاوه بر این چون در زمان حمله ی اعراب به ایران عموم مردم ایران بیسواد بوده اند و جز افراد معدودی از طبقه ی اشراف و روحانیان کسی سواد خواندن و نوشتن نداشته است بدیهی است  وقتی که قرار شد بنا به سفارش اسلام  توده ی مردم به کسب علم بپردازند ؛ همان عربهایی که امروزه از آنها به بدی یاد می شود طبق زبان و خط خودشان به رواج علم در ایران پرداختند.
و البته اگر تلاش بزرگانی نظیر فردوسی  نبود زبان فارسی نیز همانند خط میخی به فراموشی سپرده می شد چنانچه در مصر همین اتفاق افتاد 

و اما در خصوص تبعیض و بی عدالتی و رواج دین گریزی باید متذکر شویم که همین خطر امروز نیز ایران را تهدید می کند

در زمانه ی ما  نیز متاسفانه طبقه ی حاکم هر ظلمی را به نام اسلام بر توده ی مردم روا می دارند و نتیجه ی آن دین گریزی بخش عظیمی از جامعه ی ما شده است

اما همانطور که ظلم رایج در زمان ساسانیان  تقصیر دین زرتشت نبوده است ؛ ظلمی هم که امروزه به مردم ایران روا می شود  مقصرش دین اسلام نیست بلکه عامل این بی عدالتی ها کسانی هستند که ظاهری اسلامی دارند ؛ ریش می گذارند و بعضا حتی لباس روحانیت بر تن کرده اند اما در عین حال بر خلاف دین عمل نموده ؛ به هر شکل ممکن به مردم ستم می کنند... ..

حق جو ؛ حق پو ؛ و حق گو باشید

ان شاءالله


ای اهل ریا به دین خیانت نکنید
اینگونه بقای خود ضمانت نکنید

یا از تن خود ردای دین بر دارید
یا مفسده با نام دیانت نکنید

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.