انسان در رحم دنیا. &

مقدمه

انسان به عنوان اشرف مخلوقات قطعا برای هدفی مشخص به جهان آمده است  و البته موقعیت آدمی  در این دنیا همانند جنینی است که در رحم مادر رشد می کند و به تکامل می رسد و پس از مرگ وارد جهانی بسیار بزرگ تر خواهد شد

آخرین تغییرات:
توسط
در چشم خرد کل جهان پست و حقیر است
پس شاه زمان هم به نظر مرد فقیر است
این عالم خاکی نبود مقصد و منظور
در راه هدف منزل یک شام مسیر است
ویرانه شود عاقبت این خانه به ناگاه
بیچاره بود هر که در این ورطه اسیر است
حتما نرسد تا دم دروازه ی مقصود
آن کس که در این دایره ی مهلکه گیر است
گلزار جهان گرچه خوش و خرم و زیباست
اما همه ی پیکر آن شعله پذیر است
برخیز و دل از این گذر مهلکه بر گیر
سیمای هدف بین که چه بی مثل و نظیر است
گر مرغ هوایی به هوا پر که به فردا
پرواز تو بر دیدن آن منظره دیر است
در ذهن جنین آنچه رحم جلوه نماید
چون دید من از وسعت کیهان کبیر است
روزی متولد شود آن بچه و بیند
دنیای رحم وه که چه تاریک و صغیر است
جان از قفس تن شده مشتاق تولد
چون از رحم و دیدن این منظره سیر است

پی نوشت


سعدی می فرماید:
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
یعنی نصیحت کردن به آدم نادان مثل قرار دادن گردو روی گنبد است 
یعنی سعی ای است بیهوده....

اما حافظ نتیجه گیری کرده و گفته:
تیغ سزاست هر که را درک سخن نمی کند

البته تغییر و دگرگونی همواره بوده و هست و خواهد بود
اما  انسانها اغلب قابل تغییر نیستند و تقریبا بیشتر مردم همواره راه خطای گذشتگان را تکرار می کنند

دقیقا مثل اینکه فرضا  خیلی ها  دیده اند که فلانی در  راه بن بستی چون اعتیاد وارد شده و سپس پشیمان شده می خواهد با زجر و مشقت از آن راه  رفته باز گردد ؛ اما من نمی فهمم چرا بقیه هم همان راه خطا را دوباره و سه باره و.... تکرار می کنند؟

ببینید در طول تاریخ طبق فرمایش قرآن اکثر مردم در جهالت و غفلت بودند و هستند و....
اکثرهم غافلون
اکثرهم لا یعلمون.....

غافل شدن از قصه ی دوران تاکی؟ 
گوشی در و دروازه بر انسان تاکی؟

پند از دل تاریخ جهان کی گیری؟
پا در پی اجداد پشیمان تاکی؟....

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.