تقدیرنامه ای برای دولت محترم. &

(میانگین 4.8 از مجموع 9 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

در اینجا از خدمات مخلصانه ی دولت تشکر شده است

به هر حال همین که دولتمردان ما خودشان از طرفی منابع و ذخایر ایران را به هر نحو ممکن نابود می کنند و از سوی دیگر به خوبی دمار از مردم ایران در می آورند و لذا دیگر دشمنانمان نیازی به حمله ی نظامی و قتل عام ما را ندارند واقعا جای تشکر دارد.....

آخرین تغییرات:
توسط
تقدیر از دولت
به جای تک تک اقشار ملت
تشکر می کنم از سعی دولت
تشکر از رئیس و هر وزیرش
معاون های خوب و حق پذیرش
که ایشان صاحبان نفت و گازند
و با ارث پدر ایران بسازند
سپاس از آن مدیران میانی
که باشد رتبه ی ایشان جهانی
عزیزانی که در کار دلار اند
به وقت مصلحت اهل فرار اند
همانهایی که در شهر تورنتو
اقامت کرده یا ملبورن و سنتو
در آنجا قصر زیبایی خریدند
به غربت کنج عزلت برگزیدند
بنازم! دولت ما اهل بُرد است
به دنیا عامل ثبت رکورد است
که ما اول به امر اختلاسیم
سرافرازانه در صدر کلاسیم
سپاس از جعل و مدرک آفرینی
رواج سنت و اخلاق دینی
تشکر از رواج کار و تحصیل
میان اینهمه ایام تعطیل
سپاس از عاملان بی ثباتی
به نرخ قوت و اجناس حیاتی
تشکر همچنین از صنف دلال
که در بازار چین گردیده فعال
همانهایی که چرخ کار و ماشین
شکستند از ورود بنجل از چین
سپاس از اینهمه خدمت به مردم
خصوصاً بهر ایجاد تورم
تورم منفعت دارد فراوان
برای دولت محبوب ایران
فروش نفت ملت با دلار است
همان ارزی که اصل اعتبار است
ولی یارانه بر حسب ریال است
حقوق ما به این پول حلال است
لذا دولت تورم آفریند
که سودش را در آن پیوسته بیند
به هر صورت سپاس از اینکه دولت
بُوَد در خدمت اقشار ملت
نماید ریشه کن مستضعفین را
بنازم این همه احیای دین را.....
no image

پی نوشت

ابتدا بنده از این که در بیت پایانی دچار تـنگی قافیه شدم و به دنبال قافیه ی «مردم» از زور نداری مجبور به استفاده از واژه ی نامأنوس «کژ دم » 
گشته ام از همه ی صاحب نظران محترم پوزش می طلبم، به هر حال این هم از معایب شعر کلاسیک است که گاهی آدمی مجبور می شود علی رغم میل باطنی از کلماتی استفاده کند که هیچ سنخیّتی با موضوع نداشته باشد.
و امّا با خواندن این ابیات شاید کسی به اشتباه تصوّر کند، بنده پولی، چيزي، گرفته ام تا این مدح شاهانه را برای این دو دولت بزرگوار بسرایم، در حالی که خدا می داند این طور نیست چرا که اولاً بنده اهل این جور صحبت ها نیستم در ثانی من هم اگر این طور باشم هیچ کدام از اعضای این دو دولت شریف و بزرگوار ابداً به دنبال پرورش یک چنین بادمجان دور قاب چین هایی نبوده و نیستند و نخواهند بود.
امّا شاید این ایراد هم بر بنده گرفته شود که آقا جان، شما چرا 
بر عکسِ همه فقط نیمه ی پُر لیوان را نگاه می کنید و از معضلات و مشکلاتی که شاید در کار این دو دولت شریف و بزرگوار وجود دارد به راحتی گذشته اید؟
در پاسخ به این سوال باید عرض کنم، اولاً در مدینه ی فاضله ای که گوشه ای از اوصاف آن ذکر شد چه کم وکاستی می تواند وجود داشته باشد که بنده با دیده ی اغماض از آن گذشته و ذکری از آن به میان نیاورده باشم.  در ثانی بنده منکر نوادر مسائلی که در طی این چهار دوره ی طلائی پیش آمده نیستم، گرچه این مشکلاتی هم که در نظر بعضی ها بسیار بزرگ می آید، به زعم بنده اصلاً گاهی سوءتفاهمی بیش نیست، مثلاً در این دوران طلائی ممکن است موردی آفتابه دزدی گزارش شده باشد، حال اگر همین آفتابه دزدی را هم پی گیری کنید متوجه خواهید شد که اصلاً این طور که وانمود می شود نــیست، چــه بسا ممکن است آقــا زاده ای از روی شوخـی آفتــابه ای را ازدستشوئـی دوست یا اقــوام خویش برداشته و خواسته از روی مزاح سر به سر آن طرف گذاشته باشد، امّا از بخت بد، آفتابه ای را که برداشته و پشت در حیاط گذاشته تا بعداً سر جایش بگذارد،بر حسب اتفاق بر سر راه یک توریست از همه جابی خبر قرار گرفته و بنده ی خدا او هم فکر کرده صاحب خانه این آفتابه را به عنوان آشغال، دَمِ در حیاط گذاشته است، حال با چنین تصوّری، آن توریست بیچاره آن را برداشته و به کشور خود برده است. امّا چون آن فرنگیان در به در آن آفتابه ی ساخت ایران که سرشار از هنر بوده است را پسندیده اند و با توجه به این که اصلاً مورد مصرف آن را نداشته و یا نمی دانسته اند که ما با این اثر هنری چه می کرده ایم ، به جای این که آن آفتابه را به دستشوئی ببرند و از آن استفاده ی بهینه نمایند، آن را به موزه ی شهر خود برده و به عنوان یک اثر هنری در معرض دید همگان قرار داده اند. آخر عزیز من، تقصیر ما چیست که پیش پا افتاده ترین چیزهای ما هم برای خارجی های در به در، این قدر ارزشمند و گرانقدر است.
به دولت های محترم ما چه مربوط که وسیله ای را که ما با آن طهارت 
می گیریم خارجی ها روی چشمشان می گذارند و عزیزتر از جانشان آن را دوست دارند و در موزه نگهداری می کنند! آقا جان یک کمی هم این طوری به قضایا نگاه کنید…. 
شما بگوييد، مگر از صدقه سر همین دولت هاي ما نیست كه الحمدلله اينقدر در ايران وفور نعمت است و خدا را شکر روی عظیم ترین ذخایر نفت و گاز خوابیده ایم. حال چه اشكالي دارد اگر براي صلح جهاني هم كه شده است اين نفت بي ارزش را به عنوان صدقه در اختيار كشورهاي جهان اول و دوم و سوم قرار دهيم تا آن آدم هاي وحشي هم مجبور نشوند به خاطر نفت، جنگ به پا كنند و خــون و خــونريزي بــه راه بيندازند، مگر نه اين كه بالاي سردرِ ساختمان سازمان ملل متحد، شعر زيباي شاعر ارجمندمان سعدي شيرازي است كه مي فرمايد:
بني آدم اعضاي يك پيكرند ...
آقاجان به دولت هاي عزیز ما چه مربوط که سنگ و خاک این کشور که خودمان اصلاً حسابی برایش باز نمی کنیم، برای خارجی های بدبخت، این قدر با ارزش است، ضمن این که از این همه سنگ و خاکی که ما در ایران داریم،
 چه اشکالی دارد اگر سالانه فقط چند میلیارد تُن از آن ها را مُفت، در اختیار خارجی ها قرار دهیم، شاید بچه های بیچاره ی خارجی برای خاک بازی و گِل بازی خاک ندارند، چه عیبي دارد اگر آن طفل معصوم ها هم مثل بچه های ما خاک داشته باشند و با آن بازی کنند، پس انسانیت و نوع دوستی کجا رفته است؟!.....

به نمايندگي از مردم قدرشناس ايران
شهريور 1384

no image
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
' زندان ایران '
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
no image
رای شما برای این شعر:
(میانگین 4.8 از مجموع 9 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.