هجو ریاکاران.

مقدمه

در این شعر واعظان و افراد ریا کار که ظاهر فریبی می کنند و با اعمال زشت شان ؛ سبب دین گریزی مردم می شوند ؛ به باد انتقاد گرفته شده اند

آخرین تغییرات:
توسط
اکنون بشنو بیان اشعار
در هجو جماعت ریاکار
آنان که به زهد و دین شهیرند
اما دغلان رشوه گیرند
آنان که شکم پرست و چاقند
از سفره ی دین به ارتزاقند
آنان که به نام یاور دین
بر ضد شریعت اند و آیین
آن عده که تا خرافه برپاست
اسباب رفاه شان مهیاست
آن دسته که روی شکلِ ظاهر
خوبند و شریف و پاک و طاهر
اما به نهاد پست ایشان
یک ذره نبوده بوی ایمان
آن دسته ی واعظان که با دین
دنیا طلبند و عیش سنگین
هر پیر و جوان که دین گریز است
از این دغلان پست و هیز است
آنان که به کوچه در نمازند
اما دغل و دو دوزه بازند
من جای شما کنون زنم نیش
بر اهل ریاي صاحب ریش:
ای آن که به چهره پینه داری
در سینه نفاق و کینه داری،
آن پینه به رو نه جای مُهر است
افطار تو در صلات ظهر است
تا مثل تو را بشر بخوانند
یا مظهر دین و شیعه دانند،
هر بی خبر از نهاد اسلام
بیرون رود از ستاد اسلام
امثال تو تا بُوَد به میهن
لازم نبُوَد دگر به دشمن ،
تا تیشه زند به ریشه ی دین
از خاطر کینه های دیرین
ای آلت دست شوم شیطان
ای دشمن ملّت مسلمان
در دین علی کجا ریا بود؟
کبر و حسد و طمع کجا بود؟
آن پینه که بر رخت عیان است
تاثیر فشار استکان است
با مکر و ریا که را فریبی؟
جُز دشمن حق، که را حبیبی؟
در دین خدا رُبا یقین نیست
صد گونه جفا به نام دین نیست
بی واهمه گشته ای رباخوار
مانند تو کِی بُوَد به بازار
مانند تو کی گرفته سودی
در پیشه رباخور یهودی ؟
از دست تو آفت تورّم
بنگر چه کُند به جانِ مردم
این رشوه که آفتِ عوام است
کِی بر شکم خودت حرام است؟
تا پیچ و عنان بُوَد به دستت
قدرت بنموده هار و مستت
هر لحظه میان روز روشن
می دزدی و گشته ای تو ایمن
چون صاحب زور و اسکناسی
بی واهمه اهل اختلاسی
هر مشكل و درد اقتصادی
بر جامعه ارمغان تو دادی
اما به میان این خلایق
کو منتقدی فهیم و ناطق؛
تا اینکه برافکند نقابت
روشن کند از خرد حسابت
اکنون به مقام خود اسیری
هم رشوه دهی، و هم بگیری
گیرم که خوشي به سالیانی
در فتنه شدی به امتحانی
فردا تو ولی مگر توانی
از واقعه در امان بمانی
فردا چه کُنی به وقت میزان؟
در محضر عدل و داد یزدان ؟
قانون که فقط برای من نیست
گو علّت غفلتت از آن چیست؟
همواره تو می دهی مرا پند
اما بزنی به بنده لبخند !
آنگونه حدیث و آیه خوانی
گویا که تو مالک جنانی
گویا که خدا کلید آن را
در دست تو داده در همین جا
در دیدِ تو من نفهم و کورم
فرمانبر و تابعت به زورم
گر گشته نجس میان قالی
گویی بِبُرش جنابعالی
اما زن تو اگر چنین کرد
از جهل و نفهمی اش کشی درد
گویی: «سخنم برای ناس است
آن گفته برای اسکناس است»
از بس که بدیدم از تو تزویر
گردیده ام از خطابه ات سیر
از دین خدا نمی گریزم
از عشق و صفا نمی گریزم
من گشته ام از ریا فراری
تا کِی بدهم تو را سواری ؟
من دست تو را دگر بخواندم
در جهل مرکّبم نماندم
پس روی خرد جدا نمایم
موضوع تو را من از خدایم
ادیان خدا چراغ و نورند
جان مایه ی شادی و سرورند
در دین خدا خرافه ای نیست
در مغز تو این خرافه ها چیست؟
ای مرد دغل ریا رها کن
فکری تو برای آن سرا کن
آن جا که تو با زبان آویز
آیی به جهنّمی بلا خیز

پی نوشت

مواظب باشید
 دوباره ایران به سرنوشت دوران ساسانیان مبتلا نشود....

چند جمله ای پیرامون دین گریزی و خطرات آن:

تمام پیامبران الهی اساس دعوت و کل فرامینی که از طرف خداوند به انسانها ابلاغ کرده اند عبارت بوده است از:
1. پندار نیک
2. گفتار نیک
3. کردار نیک

هیچ پیغمبری حکمی خارج از این چهارچوب به مردم ابلاغ نکرده است
مردم ایران قبل از اسلام پیرو زرتشت بوده اند اما آیا در ایران قبل از اسلام واقعا تعالیم زرتشت پیاده می شد؟
برای مثال عرض می کنم یکی از مهترین ارکان کردار نیک فراگیری دانش است
اما ببینید که پیش از اسلام علم آموزی در ایران چه وضعیتی داشته است
همه ی ما می دانیم که در دوران ساسانیان فراگیری دانش فقط منحصر به طبقه ی اشراف و روحانیان زرتشتی بوده و توده ی مردم اجازه ی کسب دانش نداشته اند

همین یک مورد دلیل موجهی است برای اثبات این موضوع که در ایران قبل از اسلام احکام دین زرتشت در ایران پیاده نمی شده است
حال باید بررسی کنیم که  این ظلم عظیم تقصیر چه کسانی بوده و نتیجه ی آن چه بوده است
قطعا توده ی مردم که خواهان چنین اجحافی در حق خود نبوده اند بنابراین طبقه ی اشراف و روحانیت آن دوران مسبب این ظلم محسوب می شوند
و اما نتیجه ی این ظلم و دیگر فشارهایی که بر توده ی مردم وارد می شده سبب گشته عموم مردم از وضع موجود ناراضی بوده و دین گریز و حاکم گریز شوند و بالطبع در برابر یورش اعراب به ایران مقاومت نکنند
و الا در آن زمان  همه ی اعراب در سطح عربستان به اندازه ی نفرات یکی از استان های ایران هم نبوده اند 
پس چرا عموم مردم در برابر یورش اعراب حالت تدافعی به خود نگرفتند؟ و چه مسئله ای باعث شد تا امپراطوری بزرگ پارسیان در برابر عده ای از اعراب بادیه نشین به راحتی شکست خورده و از هم فروپاشد؟

همین خطر امروز نیز ایران را تهدید می کند
 امروز نیز ایران ما  هم از خارج و از سوی  دشمنانی چون امریکا و اسرائیل  و عربستان تهدید می شود و هم از داخل از سوی مردمی خسته از ظلم و فساد و تبعیض 
مضافا اینکه دشمنان خارجی ایران امروز امریکایی است که قدرت نظامی اول جهان  و عربستانی می باشد که از نظر تجهیزات و امکانات نظامی از ما پیشرفته تر است و اگر روزی احساس کنند که ایران از داخل در حال فروپاشی است قطعا تیر خلاص را بر پیکر ایران وارد خواهند کرد و حداقل کاری که خواهند نمود این است که  پروژه ی تجزیه ی ایران به 9 کشور کوچک و ضعیف را که سالهاست در برنامه ی کاری خود دارند به مرحله ی عمل خواهند رساند.

امروز  متاسفانه طبقه ی حاکم هر ظلمی را به نام اسلام بر توده ی مردم روا می دارند و نتیجه ی آن دین گریزی بخش عظیمی از جامعه ی ما شده است
اما همانطور که در زمان ساسانیان ظلمی که در حق مردم روا می شده تقصیر دین زرتشت نبوده ظلمی هم که امروز به سر مردم می آید مقصرش دین اسلام نیست بلکه کسانی هستند که به نام دین به مردم ستم می کنند...

به هرحال دور شدن دولت و ملت از همدیگر خطری است انکار ناپذیر برای نابودی کشور و نزدیکی مردم و مسئولین بالاترین نقطه ی قوت ایران در برابر هر تجاوزگر خارجی است....

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط پیمان

دمت گرم
گل گفتی

نظر توسط سیدوحید محمدی کچپی

سلام...بسیار بسیار عالی... ممنونم
در پاسخ به سیدوحید محمدی کچپی

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام
از لطف شما سپاسگزارم

نظر توسط سید وحید محمدی کچپی

سلام بزرگوار...بسیاری از شعرهای شما که حق هستش رو توی بعضی از سایت ها گذاشتم و بسیار استقبال شد ولی یه نکته واسه من جالب بود!!!، اینکه چرا با این همه حق که من از شعرهاتون نشون دادم(نه باور به همه شعرهاتون) باور کنین یه عده، از افراد سوء استفاده کردن و من همه رو فوری پاک کردم و یه عده فکر میکنن اصل نظام رو نشونه گرفتین و با شعرهاتون مانور میدن... من می فهمم حق رو به زیبایی جلوه میدیدن ولی باور کنین سواستفاده می کنن حسابی می تونین توی فیس بوک بذارین و ببینین چقدر سواستفاده از حق هم صورت می گیره.. بزرگوار به عنوان یه انسان برادرانه از شعرهاتون حق گویی رو یاد گرفتم، ولی خودم باورم نمی شد که علیرغم پلیدی های زیاد خیلی از افرادتوی همین نظام دارن ولی سواستفاده بیش از اندازه هم از اعتقادات و حق گویی ها هم صورت می گیره... یه فکر برای جلوگیری از سواستفاده بعضی ها برای نابودی نظام هم توی شعرهاتون بکنین...تذکر: سخت اینحاست که باید مثل امیرمومنان علی(ع) فساد خیلی از افراد رو به جز پاکان دید ولی باید صبوری هم پیشه کرد تا نظام حق از بین نره و حدیث نبی مکرم سلام رو براتون بازگو میکنم که در آخر زمان صبر پیشه بهرتی برای مومنان از حکومت افراد نابکار است.. تندروی زیادی خطر میاره برای حق، من با شعرهای شما تجربه کردم توی سایت ها چون سواستفاده میکنن... من به عنوان یه برادر حق رو بهتون گفتم و تکلیف رو بهتون رسوندم و سلاح کار خود را خسروان دانند بزرگوار...و اینم داستان زیر برای یه شعری که می تونین بگین (برادر شما سیدوحید...)
پند تذکری به خودمون(علیرغم موجود بودن توی خیلی از شعرهاتون):
یارب نظرتوبرنگرددهرگز.....:
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️ به نام خداوند حکیم ♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
تکرار تاریخ
این بار مذهبی های اصیل توسط مذهبی های نادان و افراد به اصطلاح روشنفکر منتقد فحاش در خطر هستند (حتما قسمت آخر را بخوانید)

در پاسخ به سید وحید محمدی کچپی

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام جناب آقای محمدی

فرمایش شما متین است
واقعیت این است که متاسفانه همان انحرافی که در صدر اسلام پس از رحلت پیامبر برای اسلام ناب محمدی پیش آمد بعد از رحلت امام خمینی هم برای انقلاب رخ داد

اینکه منافق از کافر بدتر. است به خاطر همین است
وقتی که ابوسفیان کافر بود نتوانست جلوی پیشرفت اسلام را بگیرد اما وقتی به ظاهر مسلمان شد به تدریج او و نوادگانش چنان انحرافی در مسیر اسلام ایجاد کردند که به نام اسلام جنایت بزرگی چون واقعه ی عاشورا را رقم زدند

امروز هم منافقین و انقلابیون قلابی به نام اسلام و انقلاب تیشه به ریشه ی اسلام و انقلاب می زنند لذا باید همانند ابوذر که در برابر خلیفه ی سوم ایستاد و انتقاد کرد و در نهایت به شهادت رسید چنین از اسلام و انقلاب دفاع کنیم.....

نظر توسط حبیب اله

تابحال آن چه دراین دروان به سر این کشور واین مردم آمده وآوردند همه آنها از سر این دین واین اسلام بودچونکه علت عقب افتادگی ودرجازدگی این کشور ازفرهنگ همین دین بوده هست وقتی که دین وسیاست یکی شد همین می شود که برسر این ملت آمده است علت عقب مانده این کشوردردین است بس
در پاسخ به حبیب اله

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام دوست عزیز
ممنونم از اظهار نظرتان

اما آنچه سبب دین گریزی می شود عمل خلاف دین است به نام دین

انسان فهیم ابتدا دین را می شناسد و بر اساس دین واقعی افراد را مقبول و یا مردود می سازد نه اینکه اعمال و رفتار کسی که بر خلاف دین عمل می کند را به حساب دین بگذارد


هر کسی را دیدید که داعیه ی مسلمان بودن داشت اما اعمالش خلاف اسلام بود بدانید که مسلمان نیست
داعشی ها هم لاف مسلمانی می زدند
بمب به خودشان می بستند و در جمعی از مردم بی گناه خود را منفجر می کردند به خیال اینکه بلافاصله پس از مرگ جای شان در بهشت است و حوران منتظر آنها هستند....
اما بطور قطع و یقین اعمال ایشان خلاف مبانی اسلام است

واعظین ریاکار نیز یک چنین وضعیتی دارند

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست در مسلمانی ماست

و البته متاسفانه اکثر ما مردم ایران خلاف اسلام عمل می کنیم و آبروی اسلام را می بریم

به خدا آنچه من از مردم ایران بینم
بدترین موع نفاق است و مسلمانی نیست