جایگاه شعر و منزلت شاعر

مقدمه

از قدیم الایام شعر در زندگی بشر نقش و جایگاه خاصی داشته و چه بسا اتفاق افتاده که شعری سرنوشت یک فرد و یا حتی جامعه ای را دگرگون ساخته است....

آخرین تغییرات:
توسط
جایگاه شعر و منزلت شاعر
شعری که دهد نشان معبود
با آن برسد بشر به مقصود
اینگونه سروده ها به دفتر
از علم و هنر بود جلوتر
شعر است و به رتبه کمتر از وحی
دعوت به درست و از غلط نهی
ابزار بیان اشتیاق است
خاکستر آتش فراق است
از حسن گل است و مهر خوبان
اوصاف نگار و روی جانان
تصویر و بیان هر قشنگی است
نقاشی جلوه های رنگی است
توصیف شب است و بوسه ای ناب
در وقت سحر به روی مهتاب
شاعر نگران جسم و جان است
او اهل زمین و آسمان است
دلبستگی اش عیال و فرزند
مشتاق نگاه گرم و لبخند
باشد دل و جان شاعران پاک
هر مصرع شان گواه ادراک
شاعر ندهد دلش به خواری
از چنگ هوس بود فراری
شخصی اگر از هوس سراید
در جرگه ی شاعران نیاید
هر کس نرود به سوی مقصود
از شعر و هنر نمی برد سود
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
من از ستم و جفا حراست نکنم
تمجید وزیرک و ریاست نکنم
شعر از پی وحی انبیا گشته نزول
پس طبع روان خرج سیاست نکنم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
وقتی که ستم به صحنه جاری باشد
بر سفره ی مردمان نداری باشد
شعری که در آن نگفته باشی غم خلق
همرتبه ی مدح و پاچه خواری باشد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
من لقمه ای از خوان سیاست نخورم
می از قدح اهل خباثت نخورم
هرگز نشدم به سفره با اهل ریا
قطعا که به دست خود نجاست نخورم

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.