انتقاد از رفتار اجتماعی ایرانی ها. &

مقدمه

در این شعر به پاره ای از خصوصیات مردم ایران در طول تاریخ اشاره شده و از نمک ناشناسی و استبداد پروری و دور شدن از معیارهای انسانی که مردم ایران به آن دچار بوده و هستند گله و شکایت شده است.

آخرین تغییرات:
توسط
هر کس که در آرد به درستی پدر ما
باشد همه جا محترم و تاج سر ما
وی بد کند و ما همه در خدمت اوییم
تدوین شده اینگونه حقوق بشر ما
پس غیر ستم شیوه ی دیگر نگزیند
هر کس که شناسد روش منحصر ما
شد ناصرالدین شاه جفا پیشه ی عیاش
یک دوم قرنی به حکومت به سر ما
او سایه ی الطاف خدا بر سر ما بود
لعنت به چنین باور و درک و نظر ما
هر کس که به ما خدمت شایسته نماید
در فین رگ او را بزند یک نفر ما
شد ظلم و خیانت به سر نادر افشار
زیرا شده او باعث فتح و ظفر ما
ما را چه به سازندگی و فکر رضاشاه؟!
شایسته بود با خر و قاطر سفر ما
ما تابع زوریم و به حق لایق گوریم
یارب مشکن زیر حماقت کمر ما
در دوز و کلک خبره و مشهور جهانیم
دنیا بشناسد به فراست اثر ما
ما خلق ریا کار و پر از مکر و دروغ ایم
شیطان متحیر شده از هر هنر ما
من آنچه که گفتم به یقین مایه ی ننگ است
پس کس نبرد خارج محفل خبر ما

پی نوشت

چگونه می توان ریشه ی فساد را در ایران خشکانید؟:

روزی رضا شاه با خبر شد که در مسیر یکی از شهرهای  جنوبی کشور شب ها راهزنان سر راه مسافرین را در بیرون شهر گرفته و دار و ندار و پول آن ها را به یغما می برند.
رضاشاه دستور می دهد امیر احمدی یک کالسکه آماده کند تا با هم به محل وقوع جرم و جاده ی مربوطه بروند.

 امیر احمدی به شاه عرض می کند:
 اجازه بدهید من تنها بروم، شما شاه هستید و امکان دارد خدای ناکرده بلایی سرتان بیاید درست نیست که شما شخصا بیایید .

امیراحمدی می گوید ؛ شاه فرمودند:
 خودم باید باشم تا ببینم چه خبر است 
راه می‌افتند و شب هنگام با لباس شخصی به نزدیکی آن منطقه می‌رسند که 5 نفر مسلح راه را بر ایشان سَد می کنند و می گویند؛ 
کجا می‌روید؟
 رضاشاه می گوید ؛ می خواهیم برویم شهر. 
می گویند:
 پول دارید؟
می گوید ؛ بله پول هم داریم، 
دزدها می گویند:
خرج دارد باید پول بدهید تا رد شوید.

پیاده می شود و شروع می کند به دادن پول به آن ها و دست آخر
می گوید: 
سیگار می‌خواهید؟ 
راهزن‌ها می گویند:
 داری؟ 
می گوید: 
آره بابا بیایید ... 
و یکی یکی به آن ها سیگار می دهد و با کبریت برای شان تک تک سیگارها را روشن می کند و می گوید:
 حالا می توانیم برویم ؟!
می گویند:
 بفرمایید راه حالا باز است....

آن شب رضاشاه به هنگ می رود و شب را در آن جا می ماند و صبح زود در مراسم صبحگاهی هنگ شرکت کرده و بعداز صبحگاه می گوید:
  آن 5نفر که دیشب راه را به آن درشکه بستند و پول گرفته بودند از صف بیرون بیایند.

همه ساکت بودند و کسی جرات نمی کند بیرون بیاید. 
مجددا با صدای مهیب خود می گوید بیایند بیرون چرا که اگر خودم بیارم شان بیرون ایل و تبارشان را هم از بین می برم، دیشب کبریت زدم و چهره ی یک به یک تان را دیده ام و می شناسم، بیایید بیرون،
 باز همه ساکت و خبردار ایستاده بودند.

 دستور می دهد همه پنج قدم  به عقب بروند، 
همه اجرای امر می کنند و می بینند پنج نفر نقش بر زمین افتاده اند.
 دو نفر از آن ها از ترس در جا سکته زده و مرده بودند و سه نفر خود را خراب کرده بودند....

رضاشاه فریاد می زند: 
پدر سوخته ها من این جا هنگ گذاشته ام تا امنیت مردم برقرار شود،آن وقت افراد هنگ، خود راهزن شده و سر راه مردم را می گیرند؟ 
 اول شک داشتم برای همین خودم آمدم ببینم. تا مبادا لاپوشانی کنید.


ماموریت تمام شد و رضاشاه برگشت و دیگر سابقه نداشت که در آن منطقه دزدی شود.

نقل از خاطرات سپهبد امیر احمدی، از افسران و همراهان رضاشاه...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

از خدا خواهم رضاشاهی دگر......


آرزو دارم بعداز اینهمه ظلم و فساد و بیداد
پس از سالها فربب و خیانت و ریا
بعداز اینهمه اختلاس و تاراج منابع و ذخایر ایران 
یک نفر شیرمرد
یکی مثل نادر
و یا کسی همانند رضا شاه پیدا شود و همانطور که او تمام دزدان سرگردنه را نابود کرد  ریشه ی اینهمه فساد و بیداد را از بیخ برکند

رضا شاهی بیاید و به همه ی دزدان در هر لباس و سمتی که باشند از گدا زاده های تازه به دوران رسیده تا مدیران بیسواد و نالایق اعلام کند تاراج معادن و ذخایر ایران دیگر بس است
تا امروز هر کس به ناحق از کیسه ی بیت المال مالی اندوخته است یک ماه فرصت دارد آن را به بیت المال بر گرداند که در این صورت بخشیده خواهد شد اما پس از مهلت مقرر اگر دزدی  خود به دزدی اش اعتراف نکرد و پس از حسابرسی معلوم شد کسی به ناحق و بصورت غیر قانونی به مال و منالی رسیده است ضمن باز پس گیری اموال نامشروعش او و همه ی بستگانش را در ملا عام گردن خواهیم زد.....

کسانی هم که اختلاسی کرده و به خارج گریخته اند باید اموال غارت شده را به ایران برگردانند و الا در هر جای این کره ی خاکی که باشند از تیغ انتقام ما در امان نخواهند بود و ان قریب به دست ماموران مخفی ما در اقسا نقاط جهان به درک واصل خواهند شد

با چنین طرحی فکر می کنید دیگر کسی  جرات دست درازی به بیت المال را  داشته باشد؟؟؟


از خدا خواهم رضاشاهی دگر
تا نماید خائنان را در به در.....

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط سیدوحید محمدی کچپی

سلام... عالی و بی نظیر ...احساس برادری حق گویی با تو می کنم...با تشگر
در پاسخ به سیدوحید محمدی کچپی

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام بر شما برادر گرامی جناب آقای محمدی عزیز

از ابراز لطف و محبت شما بی نهایت سپاسگزارم

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله