مسلمان ایرانی چگونه مسلمانی است؟ &

(میانگین 5 از مجموع 34 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

روزی با یکی از دوستانم که سالها در کشورهای مختلف جهان زندگی کرده بود گفتگو می کردم در خلال صحبت پرسیدم:

با توجه به اینکه با بسیاری از مردم جهان ارتباط داشته اید مردم کدام کشور را بهتر از دیگران دیده اید؟

دوستم جواب داد:

با توجه به اینکه حدود ده سال در ژاپن کار و زندگی کرده ام انصافا ژاپنی ها را فوق العاده خوب و شریف دیده ام

پرسیدم:
 کدام مردم را بدتر از همه دیده اید؟

جواب داد:
 از بین مردم جهان مسلمانان را بدتر از همه دیده ام و از بین مسلمانان ما ایرانی ها از همه بدتریم......

آخرین تغییرات:
توسط
 ایرانی مسلمان چگونه مسلمانی است؟
من مسلمان و اهل ایرانم
جزو همشهریان سلمانم
گفته ام بنده اهل اسلامم
لاف دیگر که شیعه شد نامم
هی بنازم که من علی دارم
شیعه هستم لذا ولی دارم
اسوه هایم بلال و سلمانند
آن دو تن واقعا مسلمانند
هر چه خوبی که در جهان باشد
از نیاکان خوب مان باشد
افتخارات من فراوان است
گر شمارش کنم هزاران است
کوروش و اولین تمدن را
مال خود دانمش در این دنیا
گوئیا چون پدر بُوَد فاضل
افتخاری مرا شود حاصل
این و آن را مثل زنم در لاف
چون به خود می رسم منم علاف
بنده چون می کشم یدک دین را
پس چه کردم اصول آئین را
صدق و انصاف و رحم و همیاری
باشد از جلوه های دینداری
پس چرا ما که اهل ایمانیم
با صفاتی رذیله ویرانیم؟!
شیعیان علی مگر خوابند؟
دور عترت چرا نمی تابند؟
آنچه در کوچه های ما پیداست
کی سزاوار شیعه ی زهراست؟
دین فقط در شعار دیواری است
کار ما غالبا ریاکاری است
کو عمل بر سفارش معصوم؟
کو تبری نمودن از مذموم ؟
کی علی غرق در تجمل بود؟
میز کارش نهفته در گُل بود؟
آنچه بینم بساط قارون است
از تعالیم شیعه بیرون است
اکثر مردمان دغل بازند
هم ریاکار و هم کلک سازند
حقه بازی کلید مقصود است
پول و ثروت نگار و معبود است
کی علی در دلش هراسی بود؟
یا که راضی به اختلاسی بود؟
کی دروغ و دغل به کارش داشت؟
بذر ظلم و جفا کجا می کاشت؟
مردمان! آنچه این میان جاری است
من به قرآن قسم خورم دین نیست
کبر و حرص و حسد که سوزان است
در دل پیروان شیطان است
کی توان شیعه ی علی نامید
آنکه شیطان صفت بیارامید؟
آنچه از دین بود فقط نام است
کار ما بر خلاف اسلام است
بس که ما حق مردمان خوردیم
آبروی امام و دین بردیم
ما کجا ذره ای علی واریم؟
بوی انسانیت کجا داریم؟
وای از این مرگ خوی انسانی
لعن و نفرین بر این مسلمانی
تا منم شیعه ای چنین فاجر
پس نیازی نبوده بر کافر،
تا زند نیش تیشه بر آیین
خاطر کینه های او از دین
بس که این نفس بنده هاری کرد
دین گریزی رواج و جاری کرد.....
no image

پی نوشت

خاطره ای بسیار تلخ از ایران:( واقعی )

از حدود سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ با یکی از مهاجران افغان  که انصافا فنی کار قابلی بود به واسطه ی شرایط کاری دوست شده بودم , روزی ضمن درد دلی دوستانه به من گفت:

هجده سال پیش با یکی از پسر عموهایم از افغانستان قصد مهاجرت داشتیم او پیشنهاد داد که برویم آلمان ، بنده گفتم نه برویم ایران , چون ایران کشوری است اسلامی و آلمان سرزمین کفر..... بالاخره بنده به کشور اسلامی دوست و برادر ایران آمدم و او به آلمان مهاجرت کرد..... الان پس از گذشت هجده سال کار در ایران وضعیت مرا شاهد هستی , تحقیر هایی که به واسطه ی مردم و دولت ایران بخصوص نیروی انتظامی میشویم را ملاحظه می کنی , از نظر مالی هم که می بینی فقط در حد امرار معاش خانواده ام درآمد دارم و هیچ پس اندازی نداشته ام.... در مقابل پسر عمویم رفت آلمان , او هم هجده سال در آنجا کار کرد اما امروز از هر نظر زندگی اش بهتر از زندگی من است. در عین حال از بنده دعوت کرده تا به آلمان مهاجرت کنم.....

بنده با شنیدن این صحبت بسیار متاثر شدم اما تقریبا هیچ جوابی برایش نداشتم فقط عرض کردم:

وقتی که شما می بینید که مردم ما باهم چنین بد رفتار میکنند , وقتی شلوغی دادگاههای ایران را ملاحظه می کنید.... وقتی که می بینید دولت جمهوری اسلامی ایران با مردم خودش چه نامهربانی ها می کند و چه جفاهایی در حق مردم ایران روا می دارد چه توقعی دارید با شما که خارجی هستید بهتر از این رفتار شود....

آنکه با مادر خود زنا کند با دیگران چه ها کند.....

و البته دولت ایران هم جدای از ملت ایران نیست بالاخره دولتمردان ما هم از بین همین مردم مسوولیت دولتی گرفته اند....

به هر حال پسر عموی دوستم که در آلمان بود ترتیب مهاجرت او به اتفاق زن و دو فرزندش را داد و آن مهاجر افغان با خاطره هایی بد و خاطری بسیار مکدر از ایران و ایرانی به آلمان مهاجرت کرد.....

البته ممکن است کسی در پاسخ انتقاد بنده بگوید وجود مهاجران افغان در ایران مشکلات و یا هزینه هایی برای ملت و دولت ایران در بر دارند ، در پاسخ عرض میکنم مهاجران افغان در ایران حکم مهمان را دارند ، کمااینکه اگر مهمانی به خانه ای بیاید برای صاحب خانه نیز مشکل و یا هزینه ای را ممکن است در بر داشته باشد....

به هر حال انسان یا باید مهمان به خانه دعوت نکند و یا مهمان ناخوانده را به خانه نپذیرد و یا اگر حضور مهمان را پذیرفت باید مهمانوازی نموده و وجود مهمان را گرامی بدارد یادمان باشد که مهمان حبیب خداست....

no image
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
' پوشک مسئولین '
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
no image
رای شما برای این شعر:
(میانگین 5 از مجموع 34 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.