جواب به دولتی که مردم را از دریچه ی جهل نگاه می کند.

مقدمه

مناظره ی ملت و دولت قسمت سوم:

پس از چند جمله انتقاد از دولت و جوابی که دولت محترم بیان فرمودند بنده متقاعد شدم و پشیمان از انتقاد چنین عرض ندامت نمودم:

آخرین تغییرات:
توسط
جواب به دولتی که مردم را  از دریچه ی جهل نگاه می کند
گفتم: « به خدا غلط نمودم
گر نقد تو را دو خط سرودم
من بر تو کنم عریضه تقدیم
باشم به دلایل تو تسلیم
از من بگذر، شدم پشیمان
بین توبه نموده ام مسلمان
چون دردِسر و خطر نجويم
پس نقد کسی دگر نگویم
امّا تو بگو، اگر چنین است
آیا وطن تو بهترین است؟
آیا تو فقط به جِت سواری؟
ماشین و قطار و پنكه داری؟
آیا تلفن فقط به این جاست؟
مخصوص زنان و بچه ی ماست؟
آیا بُوَدت به فکر و خاطر
تنها بلدی تو کامپیوتر؟
تنها تو اگر روی به قاضی
از داوری اش شوی تو راضی
یک لحظه پیاده شو، بیندیش
بیهوده نزن به جان من نیش
بر بنده مگو کنون چه طور است
یا این که فُلان وطن به جور است
نسبی بنگر ترقی خویش
در نسبت تو کجا تویی پیش؟
خود گو که تو لایق همینی؟
یا لایق وضع بهترینی؟
قطعاً بله، این وطن جلو رفت
امّا تو بگو، از این همه نفت،
این حدّ ترقّی تو کافی است؟!
یا صحبت بنده یاوه بافی است؟
در توسعه زد جلو به خوبی
همسایه ی ساحل جنوبی
یادت نرود که او ملخ خورد
روزی که سَگِ تو آب یخ خورد
اکنون بنگر قیافه گیرد
هم صحبتی ات نمی پذیرد
با فیس و اَدا به صحنه آید
تحقیر و شماتت نماید
کو حِشمت «کورش» و «خشایار»؟
کو «نادر» و عصر قبل «قاجار» ؟
کو آن همه فخر و سر بلندی؟
کو خدمت «پادشاه زندی»؟
کو فکر بلند شاه آگاه؟
کو هیبت و خدمت رضا شاه؟....؟
آنان که سوار زانتیایند،
دارای تنوع غذایند،
چند درصدِ کلِّ مردمانند؟
چند درصدشان رضا به نانند؟
آمار و حسابشان نداری؟
تا اشک غمی به گونه باری؟
سیری ! خبر از گرسنه ات نیست
نوشابه زدی که تشنه ات نیست
یک سر به محله های ما زن
سیران محله را صدا زن
گر جمله جوابتان بدادند
فکرت نبُوَد که سیر و شادند
این خیل جماعتی که بینی
دارد غم آبروی دینی
خواهد نشود کسی خبر دار
در سفره نبوده نان به افطار
آن سرخیِ گونه جای سیلی است
جُز خاطر درد آبرو نیست .....

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.