تمجید از شاعر آزاده شهید اهل قلم میرزاده ی عشقی. &

مقدمه

به مناسبت دوازدهم تیر ماه سالروز شهادت
شهید اهل قلم
میرزاده ی عشقی

چند بیتی در تمجید از آن شاعر آزاده خدمت همه ی آزادی خواهان تقدیم می کنم

آخرین تغییرات:
توسط
تمجید از مقام والای شاعر آزاده شهید اهل قلم میرزاده ی عشقی
شعر از فوران عشق و نور است
شالوده ی اصلی اش شعور است
با فطرت پاک و خوش سرشتی
شاعر نرود به سمت زشتی
او تشنه ی عشق و مهر و نور است
از تیرگی و بدی به دور است
هرگز نبُوَد به قلب پاکان
جز مهر و شعور و عشق و ایمان
امّا چه کند جناب شاعر
در شام سیاه شاه جائر؟
در شام ستم غزل روا نیست
آواز و ترانه در عزا نیست
حیوان که بر او نبوده آداب
آداب ادب نکرده ایجاب،
تا اینکه بگویی اش: «بفرما»
چِخ می کنی اش بدون پروا
باید که به جان هر ستمگر
زد نیشِ زبان و تیر و خنجر
بر خائن و هر وطن فروشی
آزاده کند یقین خروشی
آنگونه که در شبی غم آلود
عشقی به میانه نغمه خوان بود
با اینکه در آن میان جوان بود
استاد عمل در آن زمان بود
شد دشمن خائنان و طاغوت
داودِ زمان برای جالوت
بی واهمه آن امیر احرار
زد نیش زبان به جان اشرار .
پس بی خردان زشت و نامرد
او را به مثال شاخه ای ورد،
چیدند و چنان شکوفه ای تر
در پای قلم نموده پر پر
آن کُشته، شهیدِ راه حق شد
قربانی سوره ی علق شد
کشتند و نگشته خواب شان راست
او زنده تر از تمام آنهاست
بر صدق بیان بُوَد گواهی
نابودی تاج و تخت شاهی
شاهان و وزیرکان بمُردند
جز شعله برای خود نبردند
امّا به مقام و اجر والا
عشقی شده جاوِدان به دنیا
در راه وصال و عشق معبود
او اسوه برای شاعران بود
خوان فاتحه ای به روح پاکش
بر سینه ی از گلوله چاکش
روحش به جنان همیشه خوش باد
آن شاعر خوش نوای آزاد
روحش شاد

پی نوشت

مرحوم میرزاده ی عشقی از برجسته ترین شاعران منتقد و آزاده ی ایران است که با نیش قلم خویش جان حاکمان و والیان فاسد و بی لیاقت  را نشانه گرفته و وطن فروشانی چون وثوق الدوله را بی باکانه به باد انتقاد می گرفت.
پس از قرارداد ننگین 1919 که توسط وثوق الدوله با انگلستان بسته شد میرزاده ی عشقی شعر بسیار کوبنده ای را در نقد وطن فروشی وثوق الدوله سرود
او در بخشی از این شعر می گوید:


ای وثوق‌الدوله! ایـران ملک بابایت نبود!
اجرت المثــل متاع بچگی‌هـایت نبود 

مزد کــار دختــر هر روزه یکجایت نبود
تا که بفروشی به هر کو زرفشانی‌میکند!....


به هر حال اینکه می گویند

زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

در مورد میرزاده ی عشقی هم محقق شد و سرانجام در سپیده دم روز   دوازدهم تیر ماه ۱۳۰۳ خورشیدی در خانه مسکونی‌اش به دست عمال جنایتکار حاکمان زمان ناجوانمردانه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید

روحش شاد

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط سعید

بسیار عالی و آموزنده
در پاسخ به سعید

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام
از اظهار لطف حضرتعالی ممنونم
سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله