آیا ریشه کن کردن مستضعفین از آرمانهای انقلاب اسلامی بود ؟؟؟!!! &

(میانگین 4.9 از مجموع 41 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

تذکر بسیار مهم:
 
اگرچه  شعری که در پیش رو دارید نیازی به هیچگونه مقدمه و توضیحی ندارد اما چون در آن مطالبی مطرح می شود متفاوت با آنچه تاکنون در مورد وضعیت ایران شنیده اید لطفا قبل از خواندن شعر ؛ حتما نکات ذیل را درنظر داشته باشید:

این شعر را اگر مجریان شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب بخوانند چنان شوکه می شوند که بدون شک لکنت زبان خواهند گرفت

اگر رئیس جمهور های امریکا بخوانند از غصه دق خواهند کرد.

اگر نخست وزیر های انگلیس بخوانند خودشان را یک جایی گم و گور خواهند نمود

اگر اعضای کابینه ی رژیم صهیونیستی بخوانند دسته جمعی خود را به دار خواهند آویخت

اگر رئیس جمهور های عزیز ، وزرای متعهد ، مدیران متخصص و مسئولین لایق و با تدبیر جمهوری اسلامی ایران بخوانند چنان ذوق زده خواهند شد که بدون شک غش خواهند فرمود.

و اگر ملت فهیم ایران بخوانند بالطبع اشک شوق از دیدگان شان سرازیر خواهد گشت

به هر حال اگر فکر می کنید خدای ناکرده خواندن این شعر شما را دچار مشکل خواهد کرد از خواندن آن جدا خودداری فرمایید. بنابر این هر گونه عوارض ناشی از خواندن این شعر مسئولیتش به عهده ی کاربر اینترنتی است و شاعر ، طراح سایت ، گوگل ، مایکروسافت و..... در این خصوص هیچگونه مسئولیتی نخواهند داشت

آخرین تغییرات:
توسط
آیا ریشه کن کردن مستضعفین از آرمانهای انقلاب اسلامی  بود ؟؟؟!!!
گذشت از مُلک ایران عصر شاهی
فنا شد دوره ی ظلم و تباهی
کنون این مملکت در دست اهل است
فضای زندگی هم گرم و سهل است
به افلاطون دهم این مژده الآن
که شهر فاضلت گردیده ایران
فساد و هرزگی خشکیده اینجا
نبیند غیر خوبی دیده اینجا
ببین هر جای ایران گشته خُرّم
ستون اقتصادی گشته محکم
کنون ملّت تمامي در رفاهند
گدايان را ببین در قصر شاهند
نه مستضعف بُوَد فرشش مقوّا
نه دارد هر رئيسي كاخ و ويـلا
نه شخصی از نخوردن دیده مُردن
نه فردی منفجر از فرط خوردن
تمامِ مردمان با جمع حُکّام
همه در یک ردیف و زیرِ یک بام
ببین بقّال و اُستاندار و قَصّاب
به یک صف با وزیرانند و طُلاب
رئيسي تا سَرِ مسند نشيند
به دورش يار و اقوامش نچيند
بگردد بهترين ها را بيابد
خودش هم دورِ اين مردم بتابد
مبادا پاي اين مردم رَوَد تيغ
و يا از مشکلی فردی زند جيغ
قُوا چون هر سه شان خدمتگزارند
لذا مردم به جایی غم ندارند
به هر جا مردمان بااحترامند
تو گویی حاکمان این جا غلامند
اگر اُفتد گُذارت در ادارات
شود حل، مشکل ات در یک ملاقات
به ایران هر کسی این دوره سیر است
حقوق کارگر قدر وزیر است
چنين عدلي كه در ايران رواج است
تمام دردِ مردم را علاج است
نه بیکاری بُوَد در بین مردم
نه باشد اختلاسی یا تورم
نه پول نفت مان گردیده زایل
نه بر دزدی کسی گردیده مایل
ندارد ملّت ایران هراسی
که مسئولی نماید اختلاسی
ذخایر کِی شود از ما به تاراج؟
معادن را ببین در دستِ محتاج
نه آقازاده ای اموال ملت
کند غارت به نام حق دولت؛
نه از راهِ زمین خواری کسی مفت
رسد یک دفعه بر اموال هنگفت
نه از آثار فرهنگ و تمدّن
به یغما می رود روی تفنّن،
نه افرادِ حقیر و بی لیاقت
به پُستی تکیه کردند از رفاقت
دراین کشور همه در جای خویشند
اگر بی ریش و یا دارای ریشند
بُوَد شایسته سالاری هُویدا
به جز منطق نمی باشد در این جا
لذا مغزی نمی گردد فراری
که در خارج دهد کس را سواری
تجارت هم نمی گردد از این جا
زنان و دختران ناز و زیبا
به هر کاباره در شهر و دیاری
نمی بینی از ایران گُلعذاری
اگر باور نداری این عبارات
به تحقیقش بُرو یک سر امارات
در ایران رشوه یا باج و ربا نیست
دروغ و دزدی و مكر و ريا نیست
محاکم خلوت و بی قیل و قال است
که این هم ناشی از رزق حلال است
که اینجا مجرمان از ترس قانون
تماماً سر به راهند و همایون
نه باجی از کسی گیـرد رئیسی
نه با مُجرم کند سازش پلیسی
خشونت هم در این ایران ما نیست
پلیس ما به باتون آشنا نیست
یقین در پاسخ حرف حسابی
نباشد ضرب و شَتم و نا صوابی
نه می بینی در این جا مست و معتاد
نه می میرد کسی از داد و فریاد
در ایران فیض آزادی به قدری است
که حتی یک نفر منکر بر آن نیست
چنين عدلي كه در ايران رواج است
تمام دردِ مردم را علاج است
وطن از هر جهت از بس که زیباست
کنون الگوی ملتهای دنیاست
خلاف آنچه گفتم گر شنیدی
و یا یک مورد نقضی بدیدی
بدان اشعار من اینجا جفنگ است
سزایم جای تحسین چوب و سنگ است
ولی هرگز نیابی عیب و ایراد
در این بستان سرای سبز و آباد
اگر گوید کسی فرضا تورم
پریشان کرده حال و روز مردم،
و یا بازار ما غرق دروغ است
محاکم هم در این دوران شلوغ است،
و یا بی زیر میزی فرد بیمار
یقین باید بمیرد با دلی زار،
و یا جایی شنیدی کس به ایران
تقلب می کند مانند کردان،
و یا در اختلاسی مثل شهرام
جناب خاوری هم کرده اقدام،
بدان این وصله ها چسبان به ما نیست
به جز اخبار کذب و افترا نیست
که این ترفند ضد انقلاب است
که گوید کشور ایران خراب است
کسی چون من به دنیا مطمئن نیست
که حتی ذره ای بد در وطن نیست
حکومت چونکه باشد یارِ ملت
بُوَد راحت کنون اقشارِ ملت
خوشا بر حال این دردانه مردم
که خوش باشد میان مار و کژدم....
 شعری طنز گونه که در آن با نگاهی متفاوت  وضعیت ایران پس از انقاب   به تصویر کشیده شده است

پی نوشت

ابتدا بنده از این که در بیت پایانی دچار تـنگی قافیه شدم و به دنبال قافیه ی «مردم» از زور نداری مجبور به استفاده از واژه ی نامأنوس «کژ دم » گشته ام از همه ی صاحب نظران محترم پوزش می طلبم، به هر حال این هم از معایب شعر کلاسیک است که گاهی آدمی مجبور می شود علی رغم میل باطنی از کلماتی استفاده کند که هیچ سنخیّتی با موضوع نداشته باشد.

و امّا با خواندن این ابیات شاید کسی به اشتباه تصوّر کند، بنده پولی، چيزي، گرفته ام تا این مدح شاهانه را برای این دو دولت بزرگوار بسرایم، در حالی که خدا می داند این طور نیست چرا که اولاً بنده اهل این جور صحبت ها نیستم در ثانی من هم اگر این طور باشم هیچ کدام از اعضای این دو دولت شریف و بزرگوار ابداً به دنبال پرورش یک چنین بادمجان دور قاب چین هایی نبوده و نیستند و نخواهند بود.

امّا شاید این ایراد هم بر بنده گرفته شود که آقا جان، شما چرا 
بر عکسِ همه فقط نیمه ی پُر لیوان را نگاه می کنید و از معضلات و مشکلاتی که شاید در کار این دو دولت شریف و بزرگوار وجود دارد به راحتی گذشته اید؟
در پاسخ به این سوال باید عرض کنم، اولاً در مدینه ی فاضله ای که گوشه ای از اوصاف آن ذکر شد چه کم وکاستی می تواند وجود داشته باشد که بنده با دیده ی اغماض از آن گذشته و ذکری از آن به میان نیاورده باشم.  در ثانی بنده منکر نوادر مسائلی که در طی این چهار دوره ی طلائی پیش آمده نیستم، گرچه این مشکلاتی هم که در نظر بعضی ها بسیار بزرگ می آید، به زعم بنده اصلاً گاهی سوءتفاهمی بیش نیست، مثلاً در این دوران طلائی ممکن است موردی آفتابه دزدی گزارش شده باشد، حال اگر همین آفتابه دزدی را هم پی گیری کنید متوجه خواهید شد که اصلاً این طور که وانمود می شود نــیست، چــه بسا ممکن است آقــا زاده ای از روی شوخـی آفتــابه ای را ازدستشوئـی دوست یا اقــوام خویش برداشته و خواسته از روی مزاح سر به سر آن طرف گذاشته باشد، امّا از بخت بد، آفتابه ای را که برداشته و پشت در حیاط گذاشته تا بعداً سر جایش بگذارد،بر حسب اتفاق بر سر راه یک توریست از همه جابی خبر قرار گرفته و بنده ی خدا او هم فکر کرده صاحب خانه این آفتابه را به عنوان آشغال، دَمِ در حیاط گذاشته است، حال با چنین تصوّری، آن توریست بیچاره آن را برداشته و به کشور خود برده است. امّا چون آن فرنگیان در به در آن آفتابه ی ساخت ایران که سرشار از هنر بوده است را پسندیده اند و با توجه به این که اصلاً مورد مصرف آن را نداشته و یا نمی دانسته اند که ما با این اثر هنری چه می کرده ایم ، به جای این که آن آفتابه را به دستشوئی ببرند و از آن استفاده ی بهینه نمایند، آن را به موزه ی شهر خود برده و به عنوان یک اثر هنری در معرض دید همگان قرار داده اند. آخر عزیز من، تقصیر ما چیست که پیش پا افتاده ترین چیزهای ما هم برای خارجی های در به در، این قدر ارزشمند و گرانقدر است.

به دولت های محترم ما چه مربوط که وسیله ای را که ما با آن طهارت 
می گیریم خارجی ها روی چشمشان می گذارند و عزیزتر از جانشان آن را دوست دارند و در موزه نگهداری می کنند! آقا جان یک کمی هم این طوری به قضایا نگاه کنید…. 

شما بگوييد، مگر از صدقه سر همین دولت هاي ما نیست كه الحمدلله اينقدر در ايران وفور نعمت است و خدا را شکر روی عظیم ترین ذخایر نفت و گاز خوابیده ایم. حال چه اشكالي دارد اگر براي صلح جهاني هم كه شده است اين نفت بي ارزش را به عنوان صدقه در اختيار كشورهاي جهان اول و دوم و سوم قرار دهيم تا آن آدم هاي وحشي هم مجبور نشوند به خاطر نفت، جنگ به پا كنند و خــون و خــونريزي بــه راه بيندازند، مگر نه اين كه بالاي سردرِ ساختمان سازمان ملل متحد، شعر زيباي شاعر ارجمندمان سعدي شيرازي است كه مي فرمايد:
بني آدم اعضاي يك پيكرند ...

آقاجان به دولت هاي عزیز ما چه مربوط که سنگ و خاک این کشور که خودمان اصلاً حسابی برایش باز نمی کنیم، برای خارجی های بدبخت، این قدر با ارزش است، ضمن این که از این همه سنگ و خاکی که ما در ایران داریم،
 چه اشکالی دارد اگر سالانه فقط چند میلیارد تُن از آن ها را مُفت، در اختیار خارجی ها قرار دهیم، شاید بچه های بیچاره ی خارجی برای خاک بازی و گِل بازی خاک ندارند، چه عیبي دارد اگر آن طفل معصوم ها هم مثل بچه های ما خاک داشته باشند و با آن بازی کنند، پس انسانیت و نوع دوستی کجا رفته است؟!.....

به نمايندگي از مردم قدرشناس ايران
شهريور 1384

 شعری طنز گونه که در آن با نگاهی متفاوت  وضعیت ایران پس از انقاب   به تصویر کشیده شده است
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
آرزوی من
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
 شعری طنز گونه که در آن با نگاهی متفاوت  وضعیت ایران پس از انقاب   به تصویر کشیده شده است
رای شما برای این شعر:
(میانگین 4.9 از مجموع 41 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.

توسط مجتبی -

سلام وخسته نباشیدخدمت عزیزیاعزیزان موفق باشید
در پاسخ به مجتبی:

no image توسط حسین مفیدی‌فر -

سلام
ممنونم از نظر لطف شما