شعری انتقادی با نگاهی به وضعیت نابسامان فرهنگی ، اقتصادی کشور:

(میانگین 5 از مجموع 35 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

نگاهی به اوضاع نابسامان فرهنگی ، اقتصادی کشور انتقاد شده است....

آخرین تغییرات:
توسط
شعری انتقادی از وضعیت کشور
وطن یعنی: تورم دم به ساعت
مداوم توده ی مردم به نکبت
وطن یعنی: دو روز زندگانی
اسیرِ وام و بحران و گرانی
درآمد با ریال بی بخار است
ولی خرجی حسابش با دلار است
در این دوران مدیریت ضعیف است
ولیکن هر رئیسی بی حریف است
از این ملت به میدان سیاست
یکی دارد فقط حق ریاست
لذا اینجا تو مجبوری به کرّات
ببـینی یک نفر در انتخابات
مدیریت به ایران بی بخار است
لذا اسب تورم بی مهار است
ریال بی بخار ما چه خوار است
کنون دهها هزارش یک دلار است
به ایران بین خیانت در امانت
به ناحق تکیه بر پست ریاست
چنین بر مسند خود تکیه کردن
ریایی روضه خوانی، گریه کردن
ولی هرگز حقیقت را ندیدن
لذا با پنبه سرها را بریدن
وطن از باب قانون بی اساس است
که اول در جهان در اختلاس است
وطن یعنی: تبر بر ریشه ی دین
جنایت با لباس و نام آئین
وطن یعنی: تقلب، حقه بازی
فضای زندگی آلوده سازی
بنابر این خوشا بر حال دلال
مضافاً دزد و شیاد خوش اقبال
وطن یعنی: بدیدن کدخدا را
چپاول مردمان بینوا را
اصول دین در اینجا پست و مال است
لذا هر ظلم و تبعیضی حلال است
در این دوران ترحم رفته در گور
کند هر کس جفا در حد مقدور
وطن یعنی: شلوغی در محاکم
نشان از مردمانی خوب و سالم!
وطن یعنی: اگر حاکم کند قوز
کند ملت پی اش پیوسته چلغوز.....
به نسبت حاکمان را با خلایق
مثل باشد خلایق هرچه لایق
عجب از آنکه پوید راه کج را
ولیکن از خدا خواهد فرج را
کجا ما لایق درک امامیم
که ما ناپخته از بهر قیامیم
وطن خواهد رضا شاهی قوی دست
که بی پروا کشد هر مجرم پست
کند اجرا قوانین مصوب
نماید خاطی یان را او معذب
الهی پس رضا شاهی بیاید
بدی ها را از این کشور زداید.....
شرح مختصری از ایران امروز

پی نوشت

دیکتاتوری بهتر است یا دمکراسی؟

در ادوار مختلف انتخابات ریاست جمهوری علیرغم شعارهای زیبای کاندیداها در زمان تبلیغات انتخاباتی ، متاسفانه تاکنون هیچ رئیس جمهوری را پس از پیروزی در انتخابات ،  صادق و عامل به وعده هایش نیافته ایم

اعتقاد بنده این است که در ایران هنوز زمینه ها و بسترهای لازم  برای داشتن حکومتی تحت عنوان جمهوری محقق نشده است بنده فکر می کنم ایران به شدت به دیکتاتوری مطلق از نوع رضاخانی محتاج است.
 کشور ما نیاز دارد به شاهی فکور و مقتدر و با همت و اراده ای قوی تا بتواند ایران را به جایگاه شایسته ی خود در جهان برساند.

ما به حاکمی نیاز داریم که همه ی ایران را ملک و دارایی خود محسوب کند  و همه ی مردم ایران را چون فرزندان خویش بداند.

پس از اتمام ساخت و ساز جزیره ی کیش اسدالله علم سند آن را به نام محمدرضا  شاه صادر کرد و آن را به شاه تقدیم نمود. شاه عصبانی شد و آن را به صورت علم پرتاب کرد و گفت: چرا می‌خواهی مرا صاحب یک تکه زمین ناقابل کنی؟ بی آنکه بخواهم ادعای مالکیت خصوصی قطعه زمینی را بکنم تمام این مملکت به من تعلق دارد....

این نگاه گرچه ظاهرا مستبدانه و ناخوشایند است اما وقتی حاکمی چنین حسی نسبت به سرزمین تحت امرش داشته باشد اولا برای حفظ آن خواهد کوشید ثانیا مانند کسی که نهایت سعی خود را خواهد کرد که خانه ی مسکونی خویش را مجلل و مرتب نماید حاکم نیز برای کشورش چنین خواهد نمود.

اما امروز شاهدیم که بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی ایران ذخائر و منابع ایران را به غارت می برند زیرا ذهنیت شان این است که چون فرصت محدودی برای کسب منافع داریم باید در این فرصت نهایت استفاده را ببریم.

مرحوم پرفسور حسابی نقل کرده است که وقتی پیشنهاد تاسیس دانشگاه را به رضاشاه دادم به راحتی دستور تخلیه ی پادگان بزرگی را صادر کرد تا دانشگاه تهران در آنجا  ساخته شود
حال تصور  کنید آیا امروز امکان چنین کاری  وجود دارد؟
امروزه هر اداره و سازمانی در جمهوری اسلامی برای خودشان حکومتی مستقل ؛ منافعی مستقل و حاکمان و تصمیم گیرانی مستقل دارند و نه تنها در یک راستا حرکت نمی کنند بلکه غالبا  سد یکدیگر می شوند و چوب لای چرخ یکدیگر می گذارند....

و یا نقل است که  رضا شاه در تنها سفر خارجی اش وقتی به ترکیه سفر کرد ؛ اتاترک براى پذیرایى از شاه ایران سنگ تمام گذاشت..... من جمله شب دختر بسیار زیبایى را به اتاق رضا شاه فرستاد تا شب پیش او باشد....
اما رضا شاه او را از اتاقش بیرون کرد...
یکی از همراهان وقتی که این رفتار رضاشاه را دید با تعجب پرسید:
چرا دختر به این زیبایى را رد کردى؟

رضا شاه گفت: شما چه فکرى مى کنید؟؟؟ اگر روزى آتاترک به ایران بیاید انتظار دارد که این کارش را جبران کنم آن وقت من دختر چه کسی را برای او بفرستم؟...!!! همه ی زنان و دختران ایران ناموس من هستند....

اما در مقابل امروز شاهدیم که متاسفانه نوامیس این ملت چون کالایی تجاری به امارات و چین و ترکیه و....صادر می شوند... 

همانطور که اتومبیل در سفر نمی تواند همزمان با دو یا چند راننده ، سالم به مقصد برسد کشور نیز باید یک فرمانروا داشته باشد اما امروز کشور ایران در دست صدها نفر است و متاسفانه اکثر دست اندر کاران ، بدون توجه به مصالح مملکتی ؛ هر کسی سعی می کند کشور را به سوی اهداف خود سوق دهد...

پس از پیروزی انقلاب خصوصا بعداز رحلت حضرت امام خمینی فارغ از هر عامل خارجی این سردرگمی و عدم وجود سکانداری واحد دلیل اصلی عدم پیشرفت شایسته ی ما در مسیر تعالی فرهنگی و اقتصادی بوده است .

شرح مختصری از ایران امروز
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
طلوع خورشید عشق
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
شرح مختصری از ایران امروز
رای شما برای این شعر:
(میانگین 5 از مجموع 35 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.

توسط حامد کوچکی -

سلام اقای مفیدی شاعرتوانا زبردست شعرهای شما درتمام زمینه ها واقعا عالی هستند وحرف ندارند و واقعیات جامعه ودردمشترک جامعه ی کنونی را بیان می کند من دربعضی جلسات ازشما صحبت کردم وقسمتی ازاشعارت رادر گروه ها پخش کردم پیروزباشید
در پاسخ به حامد کوچکی :

no image توسط حسین مفیدی‌فر -

سلام جناب آقای کوچکی
از نظر لطف شما سپاسگزارم
بنده و این سایت و اشعارش در خدمت شماست
موفق باشید
ان شاء الله

توسط ایران دوست -

نه دیگه
اینجا رو اشتباه اومدی دوست عزیز
خلایق هرچه لایق.....

خدائیش حیف رضاشاه بود که بیاد ایران
ما همین روحانی و احمدی نژاد بیشتر بهمون میان.....
در پاسخ به ایران دوست:

no image توسط حسین مفیدی‌فر -

سلام دوست عزیز

مردمی که دغدغه شان کنسرت و..... باشد انصافا روحانی از سرشان هم زیاد است

به قول شما
خلائق هرچه لایق....

خدایا پس ببخش
همین روال خوب است

احمدی نژاد
تورم
زلزله....

روحانی
رکود
زلزله....

خدایا شکر
وضع ما
عالی است
پس به همین روال ادامه بده.....