عزت و مقام و منزلت انسان در پول و ماشین و لباس است. &

(میانگین 4.9 از مجموع 55 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

شیخ اجل سعدی شیرازی رحمه الله علیه فرموده است:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان ادمیت

اما در این جا،  بنده خطاب به جناب سعدی عرض می کنم که در دوره ی ما شرافت انسانی در لباس شیک و اتومبیل مدل بالا و عزت آدمی در ثروت و تابع مد بودن است ،

از این رو اکثر مردم به جای توجه به رسالت انسانی خویش از هر طریقی به دنبال کسب ثروتند چنانچه حتی دین هم برای بعضی از افراد به ابزاری جهت کسب درآمد تبدیل شده است...

آخرین تغییرات:
توسط
عزت و مقام و منزلت بشر در پول و ماشین و لباس است
چه گفتي سعديا قدر بشر چيست؟!
کسي ديگر بر آن فکر و نظر نيست
کنون قدر بشر در اسکناس است
که اکنون عصر رانت و اختلاس است
لباس آدمي گويد که هستي
اگر فاخر نباشد، خوار و پستي
ملاک شخصيت گردیده تعیین
به فرش و مبل و تشریفات و ماشین
بت انسان در اين دوران همين هاست
که مُد اول خدای اهل دنیاست
اثاث منزل و مدرک اساس است
و حلال مسائل اسکناس است
فروشد دختری عشقش به ماشین
چه عشقی ؟! کو دگر فرهاد و شیرین؟
خریداری ندارد روح طاهر
که سنجش می شود انسان به ظاهر
براي روح انسان حرمتي نيست
به جان آدميّت قيمتي نيست
فقيري گر مرض اينجا بگيرد
يقين بايد که با دردش بميرد
به درمانگاه ما بي زير ميزي
کجا از تخت خود سالم گريزي؟
کنون بی پول و ثروت پوچ و خواری
به جایی شان انسانی نداری
ولی با مدرک جعلی توانی
خودت را تا وزارت هم رسانی
که مدرک هم به آسانی مهیاست
اگر سطح درآمد خوب و بالاست
شرافت هم بُوَد در سايه ي پول
فرامين الهي گشته مجهول
کسي دیگر پي احياي حق نيست
زبان نافذي گوياي حق نيست
کنون حتّي اگر چاپ کتاب است
نه آن از بهرِ ارشاد و صواب است
که انسان در کنار دین و فرهنگ
زند هر گوشه بر سرمایه ای چنگ
درآمد زا اگر باشد کتابي
کند ناشر به نشر آن شتابي
«گلستان» هم اگر اکنون شود چاپ
بُوَد مانند قهوه در کافي شاپ
اگر جایی همايش مي گذارند ،
و يا وقتی نمايش مي گذارند ،
به پا گر مي شود گاهي سمينار
به نام سعدی و پروين و عطار،
خيالت خاطر شان شماهاست؟!
نه جانم، بهر کسب مال دنياست
يقين اکنون اگر خود زنده بوديد
فقير و مفلس و شرمنده بوديد
فقط شايد پس از تدفين شاعر
کسي اينجا کند تحسين شاعر
بشر را زندگاني بهر پول است
که ثروت اولين رکن اصول است
کنون دين هم بُوَد راه درآمد!
که از ثروت شود انسان سرآمد
فروشد دين، جناب شيخ و واعظ
تجارت مي شود اشعار حافظ
اگر واعظ سخنراني نمايد
کجا در روضه مجانی بیايد؟
کدامين واعظي بي پولِ هِنگُفت
کلامي از خدا يا حرف دين گفت؟
پيمبر ها براي کار خالق
کجا مزدي گرفتند از خلايق؟
معاش هر پيمبر از کجا بود؟
مگر از جيب خلق بينوا بود؟
به عکسش هر نبي دار و ندارش
بداد از بهر دين و انتشارش
اگر ما را سخن راه نجات است
چرا دينداري ما بي ثبات است؟!
بسي واعظ بود در بين مردم
که گیرد پول هنگفت از تکلم،
که مردم را به راه حق بخواند
ولي ملّت خَرِ خود را براند
چرا ؟! چون واعظان را وقت رفتار
ببيني بر خلاف وعظ و گفتار
که خود سوي تجمل ها دوانند،
ولي ما را به زهد و دين بخوانند!
که منع واعظی چون خورده خرما
کجا دارد اثر بر پیر و برنا ؟!......
no image
no image
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
احمدی نژاد و هاله نور
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
no image
رای شما برای این شعر:
(میانگین 4.9 از مجموع 55 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.

توسط سیدوحید محمدی کچپی -

خیلی دوستش دارم...سپاسگزارم...
در پاسخ به سیدوحید محمدی کچپی:

no image توسط حسین مفیدی‌فر -

سلام
از حسن نظرتان ممنونم

توسط شريفات -

سلام با ارزوي سلامتي وطول عمر.با تشكر
در پاسخ به شريفات:

no image توسط حسین مفیدی‌فر -

سلام

از اظهار لطف و محبت شما سپاسگزارم

سلامت و سرافراز باشید
ان شاءالله