انتخابات در ایران

با عرض سلام و ادب و احترام

در این صفحه تعدادی از اشعار بنده که در آنها به موضوع انتخابات در ایران پرداخته شده است خدمت شما تقدیم می شود

نمونه ای از اشعار در این صفحه
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
و اما دلیل لزوم شرکت در انتخابات:
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گیرم شغال و یک سگ زردی برادرند
اما که گفته این دو به خصلت برابرند
مرغ و خروس ما که بود خصم شان شغال
در پرتو حمایت سگ جوجه پرورند
این شاهدی بود که یقین این مثل خطاست
در بین مردمی که ادیب و سخنورند
وقتی شود شغال پلیدی رفیق گرگ
فرصت اگر شود همه ی گله می درند
پس هموطن نگاه دقیقی به صحنه کن
بنگر در این میان چه کسانی مطهر اند
خدمت به دین و مردم و کشور نمی کنند
جمعی که فکر خویش و به عشرت شناور اند
آنان که هم حقوق نجومی گرفته اند
هم اهل اختلاس و به غارت توانگر اند
دوری کن از کسی که زن و بچه های او
هر یک مقیم خارج و سرباز کافر اند
پس رای خود دوباره مبادا دهی به آن
جمعی که خائنین به اسلام و کشورند
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
مردم همه سرگرم سیاست باشند
دلواپس انتخاب دولت باشند
اما عوضش سیاسیون از چپ و راست
مشغول دلار و کسب ثروت باشند
در صورت تمایل در ارتباط با انتخابات ابیاتی را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

دلیل نا امیدی مردم نسبت به انتخابات
واقعیت انتخابات در ایران

فرض بفرمایید یخچال منزل شما خراب شده است و جنابعالی به مغازه ی بنده مراجعه می‌کنید و می‌گویید:
آقا ببخشید
یخچال ما خراب است لطفاً خودتان یا یک نفر دیگر را بفرستید برای تعمیر آن

بنده خدمت شما عرض می کنم که من چند نفر پرسنل دارم که همه ی آنها در کار تعمیر یخچال استاد هستند هر کدام را خواستید با خودتان ببرید تا یخچال تان را درست کند

شما فرضاً از بین افراد حاضر در مغازه آقا محمود را انتخاب کرده و با خود به منزل تان می برید

بعداز چند ساعتی با آقا محمود برمی‌گردید و می‌گویید:
آقا ایشان نتوانست یخچال را درست کند شما را به خدا یک کاری بکنید مواد غذایی ما در یخچال دارد خراب می شود

بنده خطاب به محمود عرض می‌کنم:
خاک بر سرت محمود
تو آبروی ما را بردی
تو اخراجی
برو گم شو از مغازه بیرون....

بنده محمود را از مغازه بیرون می‌کنم و به شما می گویم:
اشکال ندارد نگران نباشید
یکی دیگر از این شاگردانم را برای تعمیر یخچال ببرید

شما فرضا حسن آقا را انتخاب می کنید و با خود به منزل می برید

اما حسن آقا هم نمی تواند یخچال شما را درست کند

جنابعالی پس از چند ساعتی برای بار دوم برمی‌گردید و به بنده می گویید:
آقا این چه تعمیرکاری بود که برای ما فرستادید او نه تنها یخچال را درست نکرد بلکه نمی دانم چه کار کرد که دود از موتور یخچال بلند شد....

بنده می‌گویم :
حسن خاک بر سرت
تو هم که آبروی ما را در این محله بردی ،
تو هم اخراجی برو گم شو بیرون....

بنده به شما می گویم اشکال ندارد ناراحت نباشید
از این چند نفر شاگردی که دارم یکی دیگر را با خود ببرید تا یخچالتان را درست کند....


آقای عزیز
ببخشید
شما اگر واقعا عاقل باشید قطعاً دیگر از مغازه ی بنده کسی را برای تعمیر یخچالتان نخواهید برد...

جالب است شما وقتی از مغازه خارج می شوید می بینید بر سر در مغازه نوشته است:

سبزی فروشی شورای نگهبان

عزیز من

جنابعالی از اول اشتباه آمده بودید

شما چرا از اول چشم باز نکردید که از کجا به دنبال متخصص آمده اید؟......

البته ناگفته نماند بنده ۴۲ سال است که برای خدمت به مردم مغازه ای دایر کرده و فقط برای رضای خدا در حال خدمت رسانی به امت قهرمان هستم....

خداوکیلی این یک نکته را حتما مد نظر داشته باشید......

با تشکر

یا علی مدد

در صورت تمایل در ارتباط با نقش شورای نگهبان در انتخابات مطالبی را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
چون دولت خام و بیسوادی داریم
اینگونه بساط و اقتصادی داریم
تا فکر و خرد فراری از ایران است
روحانی و احمدی نژادی داریم
در صورت تمایل اشعار سیاسی کوتاه را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تحلیلی بر
انتخابات در پیش رو در سال ۱۴۰۰
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت مردم عزیز ایران
بنده نه عرض می‌کنم که در انتخابات شرکت کنید و نه می‌گویم شرکت نکنید اما خواهش می‌کنم اگر شرکت کردید هرگز گوش تان به دهان امثال مریم رجوی نباشد یادتان باشد که در زمان جنگ تحمیلی او و همفکرانش همسنگر صدام بودند
بنابراین در صورت حضور در انتخابات حتما به یک انسان سالم ، کارآمد و خیرخواه و خدمتگزار مردم با توان مدیریتی و سابقه ی اجرایی درخشان رای دهید
بنده چهار سال آینده ی ایران‌ را بهترین ، روشن‌ترین ، کم حاشیه ترین و طلایی ترین دوران پس‌از انقلاب پیش بینی می کنم
چرا؟
زیرا در تمام چهل و دو سال گذشته ی پس‌از انقلاب همواره جناح‌های مختلف سیاسی در قوای سه گانه با هم سر ناسازگاری داشته و با ایجاد تنش‌هایی باعث جلوگیری از روند سازندگی و اصلاح امور کشور بوده اند
جدای از بحث عدم کفایت و ناکارآمدی و مسائل منفعت‌ طلبانه ای که برخی از افراد در جناح‌های مختلف سیاسی داشته‌اند موردی که حتی بیش‌از هشت‌ساله ی جنگ تحمیلی از پیشرفت و تعالی کشور جلوگیری کرده است تنش ها و جناح‌بندی‌های سیاسی و سنگ اندازی ها و تخریب ها و کشمکش‌هایی بوده که در این ۴۲ سال همواره بین سیاسیون رایج بوده است
ما در طول این ۴۲ سال گذشته هرگز وفاق و تعامل بین سیاسیون و خصوصا بین سه قوه ی مجریه ، مقننه و قضاییه شاهد نبوده ایم
یعنی اختلاف بین جناح های سیاسی خصوصا بین اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان در طول سالهای اخیر معضل بزرگ جامعه ی ایران ما بوده است
اما در سال ۱۴۰۰ به خاطر شرایط موجود خصوصا افتضاحی که اصلاح طلبان با دولت ناکارآمد روحانی در هشت سال گذشته به بار آوردند و با توجه به رد صلاحیت افرادی که ممکن بود وجود مشکل سازشان باعث بروز فتنه ها و معضلات فراوانی شود پیش‌بینی معقول این است که رئیس جمهور آینده از جناح اصول‌گرایان باشد
لذا این امید هست که هر سه قوا هم‌جهت و هم‌نوا شده و ان‌شاءالله کشور را به سمت تعالی و پیشرفت و رفاه به پیش ببرند
پیشنهادی که بنده دارم این است که آقای رئیسی که اکنون سمت ریاست قوه قضاییه را به‌عهده دارد بر مسند فعلی خود بماند و ریاست‌جمهوری را به اصول‌گرایی دیگر واگذار کند زیرا قطعا آقای رئیسی برای ریاست قوه ی قضائیه مناسب تر است
همه باید بپذیریم که:
هر کسی باید نماید کار خویش......
چنانچه در سال ۹۶ نیز بنده پیشنهاد دادم که آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کند و اگر چنین شده بود قطعا روحانی دیگر بهانه و مجالی برای فریب مردم در اختیار نداشت اما دقیقا عکس این پیشنهاد اتفاق افتاد و آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی انصراف داد و متاسفانه چنان شد که از هر جهت بدترین چهار سال از چهل و دو سال پس از انقلاب را به چشم خویش دیدیم....
حال فرض بفرمایید آقای رئیسی از گردونه رقابت‌های انتخاباتی کناره‌گیری کند و مثلاً جناب آقای جلیلی رییس‌جمهور منتخب مردم شود
در نظر بگیرید ریاست قوه قضاییه در دست آقای رئیسی ریاست قوه مقننه به دست آقای قالیباف و ریاست قوه مجریه به دست آقای جلیلی خواهد بود
هر سه نفر در راس سه قوه همسو هم‌جهت و هم‌نوا با مقام معظم رهبری هستند اگر این اتفاق بیفتد قطعا برای تمام ایران مثبت خواهد بود
شما در نظر بگیرید که فرضا اتومبیلی را سه چهار نفر می‌خواهند به سمتی حرکت دهند
اگر همه هم همسو و هم‌جهت عمل کنند اتومبیل حرکت خواهد کرد اما اگر هر کسی بخواهد اتومبیل را به سمتی که خودش می خواهد هدایت کند موفقیتی درپیش نخواهد بود
دقیقا همانند چهل و دو سال گذشته که هر مسئول و هر جناحی کشور را فقط به سمت منافع شخصی و جناحی خویش کشاندند....
بنده هم‌سویی هر سه قوا با مقام‌معظم رهبری را در چهار سال آینده به فال نیک می‌گیرم و آینده ی بسیار بهتری از سالهای سیاه گذشته را انتظار دارم
ان‌شاءالله
پنجشنبه ششم خرداد ۱۴۰۰
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای هموطنان ! اگر وطن رو به فناست
هر گرگ و شغالی به سر گله ی ماست
از اول انقلاب تان هر چه که شد
محصول شعور و انتخابات شماست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای هموطنان! وطن به اعدا ندهید
بر خائن و سرسپرده آرا ندهید
هر دفعه فریب عمروعاصی نخورید
پس رای خطا به اشعری ها ندهید
در صورت تمایل اشعار و مطالب در ارتباط با انتخابات را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

نگاهی گذرا به

نتایج هشت دولت پس از انقلاب

اگر چه انسان همیشه باید امیدوار باشد
اما به نظر شما آیا جایی برای امیدواری هست؟

آیا تا به حال دقت کرده اید که هیچ یک از کسانی که از اول انقلاب تا به حال بر مسند ریاست دولت تکیه زده اند عاقبت و سرانجام خوشی نداشته اند؟

بازرگان که غرب زده بود
بنی صدر هم که فراری شد
رجایی به شهادت رسید
موسوی فتنه گر از آب در آمد
رفسنجانی قارون زمان بود و در استخر خاندان سلطنتی به درک واصل شد
خاتمی حامی فتنه گران بود
احمدی نژاد به دام گروه انحرافی افتاد
روحانی هم که نماد ریا و تزویر شد و نامش در تاریخ همطراز عمروعاص ثبت گردید و سیاه ترین دوران پس از انقلاب را برای ایران و ایرانی رقم زد....

و امروز با توجه به این که به احتمال قوی نام آقای رئیسی از صندوق آرا بیرون خواهد آمد بیم آن دارم که طی هشت سال آینده چه بر سر آقای رئیسی و ایران و ایرانی خواهد آمد

رئیسی اگر مانند شهید رجایی مخلص و خدمتگزار باشد به شهادت خواهد رسید که البته احتمالش بسیار کم است

و اگر خدای ناکرده بی کفایت و ناکارآمد باشد مانند روحانی آبروی جامعه ی روحانیت را بیش از پیش خواهد برد و باعث رواج بیشتر دین گریزی و روحانی ستیزی در ایران خواهد شد....

و البته اگر آقای همتی رئیس جمهور شود بی تردید هشت سالی سیاه تر از هشت ساله ی ریاست جمهوری روحانی در انتظار ملت ایران خواهد بود....

اللهم ارزقنا حسن العاقبه

۲۸ خرداد ۱۴۰۰

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای هموطنان ! اگر وطن رو به فناست
هر گرگ و شغالی به سر گله ی ماست
از اول انقلاب تان هر چه که شد
محصول شعور و انتخابات شماست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
یکی از مومنین انقلابی
که دارد شرکتی خوب و حسابی
شبی با بنده قدری گفتگو کرد
کمی از حق و باطل پرس و جو کرد
بگفت ای شاعر اشعارت به جا نیست
که دولت را اگر کوبی روا نیست
تو با اینگونه اشعاری که خوانی
یقین همکار و یار دشمنانی....
بگفتم چون شما شاغل به کاری
بپرسم پرسشی از آنچه داری
در آن مجموعه با چندین مشاغل
به هر کاری کسی گردیده عامل
کدامین کار شرکت را که داری
به یک روحانی و واعظ سپاری؟...
در صورت تمایل متن کامل این حکایت را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا دوره ی احمدی نژاد است
دوران تورم و فساد است
از فهم و شعور و سعی دولت
خشکیده درخت اقتصاد است
در راه ترقی و تکامل
تعطیلی و تنبلی زیاد است
بیهوده مکن تلاش و تحصیل
این دوره به کام بیسواد است....
لطفا متن کامل شعر و ابیات دیگری
در توصیف دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و یادآوری آن دوران را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
مدتی باشد که این کشور دچار فتنه هاست
در وطن هر گوشه اش انواع آفات و بلاست
عمروعاصی بر سر مسند نشست از جهل ما
چون تفکر خارج از محدوده ی اذهان ماست
یک نفر با خود نگفت آخر که در وقت عمل
شیخ بیعاری کجا عامل به کاری جز دعاست؟
چرخ صنعت کی بچرخاند برای کشوری
آنکه حتی چرخ ماشین هم به او دادن خطاست
در صورت تمایل متن کامل این مصیبت نامه را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
با عرض پوزش از همه ی عزیزانی که دو دوره فریب عمروعاص زمان را خورده و به روحانی رای دادند و در سال ۱۴۰۰ نیز قرار است به کسی از جناح روحانی رای دهند:
بی عرضه ترین دولت ما روحانی است
کابینه ی او نمادی از ویرانی است َ
دیگر ندهد کسی به این دولت رای
جز ذات خری که ظاهرش انسانی است
در صورت تمایل با مراجعه به صفحه ی زیر در توصیف دولت روحانی ابیاتی را مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای مسلمانان شما را پند قرآنی چه شد؟
آن سفارش ها به صدق و قول انسانی چه شد؟
یک نفر عاقل کجا باشد که تدبیری کند
آن کلید و وعده های کشک روحانی چه شد؟
این بشر تا کی خورد راحت فریب عمروعاص؟
وعده های نفت و آب و برق مجانی چه شد؟
دزدی از اموال مردم مثل آب خوردن است
بابک زنجانی و صد مثل او جانی چه شد؟
یک نفر کو تا زند چندین سر از دزدان پست
آن رضاشاهی که ایمن کرده ایرانی چه شد؟....
در صورت تمایل متن کامل این شعر و شرح مفصلی از وعده های فریب کارانه ی مسئولین را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
به یک مجمع وزیری بی لیاقت
که گفتارش تهی بود از صداقت
سخن گفت از بدی هایی که از شاه
در ایران شد به ما هر گاه و بیگاه
مثالی زد که فرضا شاه نادان
خیانت کرده بر مردان ایران
که او بحرین ما را نا مناسب
به خواری داده شوهر بر اجانب......
در صورت تمایل تحلیلی بر واقعه ی واگذاری بحرین به آل خلیفه را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

‌ بنده از هر دولتی در هر زمان متشکرم
جای هر مرد و زن و پیر و جوان متشکرم
گر چه ملت قدر این دولت نمی داند ، ولی
من به جای مردم نامهربان متشکرم
حق ما مردم یقین شمشیر چنگیز است و شمر
پس هم از خلخالی و هم طالبان متشکرم
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بین خلقی که اهل تزویر است
حقه بازی به جای تدبیر است
چون دروغ از رسوم ایرانی است
حق ما پس جناب روحانی است
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در میانِ مَردُمی از اِشتباه
شُد شَبانی اِتفاقاً پادِشاه
ملتش در چشم او چون گلّه بود
اشرفی هم در نگاهش غلّه بود
علم لازم بر ریاست چون نداشت
پس به جز تخم فنا، چیزی نکاشت
لطفا ادامه ی این حکایت آشنا را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بنده چند دوره ای هست که دیگر در انتخابات شرکت نمی کنم
یعنی از سال ۸۸ به این نتیجه رسیده ام که رای دادن ما تائید حماقت خود و امضای نابودی ایران است
سال ۸۴ طرفدار سر سخت  آقای احمدی نژاد بودم ولی خیلی زود فهمیدم که اشتباه کرده ام
سال ۸۸ برای جبران آن اشتباه وارد ستاد آقای موسوی شدم تا بلکه دیگر احمدی نژاد رئیس جمهور نشود اما آنجا بود که فهمیدم جناح اصلاح طلب ها از اصول گراها هم بدترند
وقتی نزدیک اصلاح طلب ها شدم فهمیدم که آنها چه زهر مارهایی هستند صد رحمت به اصول گراها.....
و خلاصه آن زمان بود که دریافتم اصلا قضیه ی جناح های سیاسی چپ و راست همه فریبکاری و بازی دادن مردم است
فهمیدم که تقریبا در سیستم سیاسی کشور ایران به جز عده ای انگشت شمار کسی برای رضای خدا و خدمت به خلق قدمی بر نمی دارد .
آنجا بود که این رباعی را سرودم:
باشد همه جا زبان حقگو خاموش
بینم همه را برای مسند در جوش
من مطمئنم که گربه ای در دنیا
از بهر خدا یقین نمی گیرد موش

لطفا تحلیلی بر عملکرد آقای احمدی نژاد را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید 

احمدی نژاد 

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

و اما قبل از ارائه ی لیست اشعار دو  حکایت متناسب با موضوع خدمت شما تقدیم می کنم

در صورت تمایل آن را مطالعه فرمائید 

 خلبان ناشی 

چندی پیش به همراه خانواده و چند تن از اعضای فامیل با هواپیما عازم سفری زیارتی بودیم

مسافرها همه داخل هواپیما نشسته بودند و خود را برای پرواز آماده می کردند که صدای بحث و جدل از قسمت جلوی هواپیما شنیده شد....

آرام آرام بحث بالا گرفت بطوری که کم کم این بحث ها به مشاجره تبدیل شد

خیلی زود متوجه شدم که مشاجره میان دو نفری پیش آمده که لباس خلبانی پوشیده و هر یک خود را از دیگری بهتر می داند و می خواهد خودش پشت کابین هواپیما بنشیند تا به سوی مقصد پرواز کنیم

پس از چندی به هر حال قرار شد مسافرین از بین این دو خلبان یکی را به عنوان کاپیتان انتخاب کنند

اینجا بود که دیگر بحث به میان مسافرها هم کشیده شد

هر کسی نظری می داد.‌‌‌‌...

یکی می گفت او را انتخاب کنید که ریش دارد او پیداست آدم متعهدی است....

دیگری می گفت نه ،او شایسته نیست ، به رقیبش رای می دهیم که سه تیغه کرده پیداست که او برای این کار مناسب تر است و تیپش هم بیشتر به خلبانان می آید....

ناگهان پدرم از روی صندلی اش بلند شد و گفت:

این دو نفر را می شناسم!

اینها از بچه های محله ی ما هستند!!

آن یکی که ریش و سبیل دارد شاهین قصاب ، و آن دیگری که بی ریش و سبیل می باشد رامین بقال است!!!

اما اینها را چه به خلبانی؟؟!!....

ولی صدای پدرم در میان هیاهوی مسافرین گم شد

تا اینکه بالاخره پدرم عصبانی شد و داد و بیداد به راه انداخت که:

اینها هیچکدام خلبان نیستید اینان را چه به خلبانی!!؟؟....

ای مردم برای چه جان خود را به دست اینها می سپارید؟؟!!....

هر کسی چیزی می گفت

یکی می گفت: آقای محترم لطفا در کاری که به تو مربوط نیست دخالت نکن

دیگری گفت: اگر اینها بقال و قصابند پس چرا لباس خلبانی پوشیده اند؟

یکی هم افاضه فرمود: خب شاید در کنار حرفه ی شان آموزش خلبانی هم دیده اند.....

به هر حال بحث بالا گرفت و زمزمه ها شروع شد......

تا اینکه بالاخره دو نفر از خدمه ی هواپیما آمدند و پدرم را گرفتند و به زور او را از هواپیما بیرون انداختند

من و چند نفر دیگر هم خواستیم از هواپیما خارج شویم که خدمه ی هواپیما اجازه ی خروج به ما ندادند.....

تا اینکه بالاخره اکثریت مسافران رامین بقال که سه تیغه کرده بود را به عنوان خلبان انتخاب کردند

دقایقی دیگر هواپیما با چند تکان محکم و ذکر هزار انا انزلناه از زمین بلند شد

چند دقیقه ای بیشتر در آسمان پرواز نکرده بودیم که ناگهان کسی از کابین خلبان پشت بلندگو اعلام خطر کرد و تا آمدیم به خودمان بجنبیم هواپیما به همراه همه ی سرنشینانش سقوط کرد....

همین که هواپیما به زمین برخورد کرد ناگهان از خواب پریدم ، دیدم از روی تخت به زمین افتاده ام.....

صبح موقع صرف صبحانه خوابم را برای پدرم تعریف کردم ، گفت:

ان شاء الله که خیر است....

راستی بگو ببینم!

جمعه بالاخره به چه کسی رای خواهی داد؟؟؟؟

به رئیسی یا روحانی؟؟؟!!!

گفتم پدر جان به هر کدام که شما بفرمائید

پدر فرمودند:

فرقی نمی کنند

قضیه ی انتخابات حکایت همان خواب دیشب توست

فرقی نمی کنند

به هر کدام رای دهیم سقوط مان حتمی است.....

25 اردیبهشت 1396

 حکایت مرد ساده دل و دزدان دغل   
روستایی ساده دلی گوسفندی را برای فروش به شهر می برد
زنگوله ای را به گردن گوسفند آویزان کرده و گردن گوسفند را به دم الاغش بسته و حرکت نمود‌
در بین راه دزدان زنگوله را از گردن گوسفند باز کرده و به دم الاغ بسته و گوسفند را بردند
در ادامه ی راه الاغ هم با چرخاندن دمش و صدای زنگوله خرکیف شده بود
بعد از طی مسافتی یکی از دزدان جلوی مرد روستایی را گرفت و گفت :
چرا زنگوله به دم خر بسته ای؟!
کدام آدم عاقلی این کار را می کند؟!
روستایی ساده دل از روی الاغ نگاهی به پشت سرش انداخت دید که آن مرد درست می گوید
گفت : من زنگوله را به گردن گوسفند بسته بودم
دزد گفت : درست می گویی گوسفندی را در دست یک نفر دیدم که به آن سو می برد ؛ خر را به من بسپار و تا دیر نشده برو گوسفندت را پس بگیر
مرد روستای الاغ را به دزد سپرد و مدتی را به دنبال گوسفند گشت
اما وقتی خسته و نا امید به جایی که خر را به دزد سپرده بود برگشت دید که اثری از الاغ و آن مرد نیست
با دلی شکسته و خسته به سمت روستا برگشت
بعد از طی مسافتی چند نفر را در کنار چاهی در حال استراحت دید
داستانش را برای آنها بازگو کرد
یکی از آنها گفت :
ان شاالله جبران میشود و ادامه داد:
ما چند نفر تاجریم و تمام سکه های ما در کیسه ای بود که در این چاه افتاده است
چنانچه بلد باشی در چاه بروی و کیسه را بیرون بیاوری ما هم در عوض مبلغی بیش از بهای گوسفند و خر بعنوان پاداش به تو خواهیم داد
روستایی ساده دل بار سوم هم فریب دزدان را خورد و لباس خود را از تن در آورده به دست دزدان سپرد و به ته چاه رفت اما بعد از مدتی جستجو بی نتیجه بیرون آمد
ولی دیگر نه اثری از دزدان بود نه از لباسهایش.....
و اما نتیجه ی اخلاقی داستان:
ما در چهل سال گذشته در انتخابات مختلف هر بار با وعده و وعید های دروغین و شعارهای فریبنده دزدانی را انتخاب کردیم و در هر نوبت قسمتی از هستی خود را به فنا دادیم.....
یادمان باشد که دروغگوترین رئیس جمهور تاریخ جهان در سال ۹۲ قول داد که صد روزه اوضاع اقتصادی ایران را بهبود بخشد اما علیرغم اینکه پس از چهار سال یعنی چهارده برابر مدتی که قول بهبود داده بود نه تنها هیچ تاثیر مثبتی نگذاشت که اوضاع مملکت را از هر جهت خراب تر کرد با این حال باز هم امت قهرمان ایران فریبش را خوردند و مجددا در انتخابات سال ۹۶ برای ریاست جمهوری منتخب مردم شد....
به هر حال
به امید حضور حداکثری امت قهرمان ایران در انتخابات آینده
همچنان منتظر حضور سبز شما هستیم....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
و اما واقعیت
اصول گرایان و اصلاح طلبان
دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله...
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول میانداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب داره پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد.
رفت جلو و گفت:
*"رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است*.
*پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، بخصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو."*
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و به فارسی گفت:
*"هی "امرالله" نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده؟*"
مراقب باشید برای لجبازی با یکی، *سکه ی تان را در کلاه دیگری نیاندازید،*
چون.....!!
*انتخابات نزدیک است*!!
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
واقعیت انقلاب و انتخابات در ایران
مدتها اعضای خانواده ای در یک خانه ی نسبتا خوب اما نه ایده ال زندگی می کردند تا اینکه که یک نفر روحانی آمد و به آنها گفت:
شما با اینهمه دارایی و امکانات سزاوار نیست در چنین خانه ای زندگی کنید....
به هر حال طرف ساکنین آن خانه را راضی کرد تا خانه را خراب کرده و دوباره از نو به سبکی که آن روحانی ارائه می کند خانه ی ایده آل خود را بسازند....
خانه خراب شد اما چون آن روحانی اینکاره نبود هر چه ساختند خراب شد...
تازه بعداز چند سال یک روحانی دیگر از راه رسید و خواست باز برای شان خانه بسازد که او هم چون اینکاره نبود کاری از پیش نبرد....
در بی خانمان شدن اهالی آن خانه اگرچه آن دو روحانی مقصر بودند ولی ساکنین آن خانه تقصیرشان بیشتر است که از سر ناآگاهی کار خانه سازی را به روحانیان سپرده اند..‌....
آهای امت فهیم و قهرمان ایران! شما را به خدا از این پس ساخت خانه و تعمیر اتومبیل و..... خود را به روحانیان نسپارید حالا مدیریت شهری و اداره ی کشور که جای خود دارد.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
چون دولت خام و بیسوادی داریم
اینگونه بساط و اقتصادی داریم
تا فکر و خرد فراری از ایران است
روحانی و احمدی نژادی داریم

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

برای مطالعه ی شعر انتخابی تان  لطفا از لیست اشعار  بر روی نام شعر مورد نظر کلیک کنید. 

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

 قبل و بعداز انتخابات  

قبل و بعداز انتخابات