چند شعر در مورد ایران و ایرانی و بیان نقاط ضعف و قوت ما ایرانیان

با عرض سلام و ادب و احترام

در این صفحه تعدادی از اشعار بنده که مرتبط با موضوع ملی میهنی است خدمت شما تقدیم می شود

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
عشق من قاسم سلیمانی است
او که نامش نماد ایرانی است
آن دلیری که خارج از کشور
پیشه اش از وطن نگهبانی است
او که بر دشمنان فقط نامش
باعث وحشت و پریشانی است
آن دلاور نظیر نادر شاه
حمله هایش سریع و طوفانی است
تیر آرش به دست او امروز
در قلوب جنود شیطانی است
بر کند ریشه های داعش را
هرزه ای را که انگلستانی است
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
همچنین شما می توانید دل نوشته های بنده پس از شهادت آن سردار سرافراز را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
هموطن ! بینی زمانی را که ایرانی خوش است
بعداز این دوران سختی عصر آسانی خوش است
چون خزان خشک ضحاکان ما پایان شود
در بهاری با فریدون فصل بارانی خوش است
رستمی یا نادری یا کاوه ی آهنگری ،
یا رضا شاهی پس از امثال روحانی خوش است.....
در صورت تمایل متن کامل این شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
کِی نخبه کند در این وطن رشد؟
بر صخره نمی کند چمن رشد
پس مغز قوی و مستعد را
بیگانه یقین بَرَد به یغما
بین نخبه و هر المپیادی
دزدیده شود به نامرادی
آن نخبه اگر بماند این جا
قدرش چه کسی بداند از ما؟
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
وطن از تن و جان گرامی تر است
هزاران فدایی در این کشور است
شرافت کند بر بشر اقتضا
که از بهر میهن کند جان فدا
که حب وطن جزء ایمان ماست
لذا جان و تن وقف ایران ماست
ولی لفظ میهن پرستی خطاست
که این واژه مخصوص ذات خداست
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید 
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
وطن امروزه جولانگاه گرگ است
اسیر پنجه ی دیو بزرگ است
به شدت میهنم باشد گرفتار
میان درد و آفت های بسیار
وطن گردیده مهد انحرافات
به درد جهل و اوهام و خرافات
از این رو معنی اش دیگر وطن نیست
در آن پس افتخاری بهر من نیست
وطن یعنی: تورم دم به ساعت
ستم بر مردمان بی بضاعت
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
تا دوره ی احمدی نژاد است
دوران تورم و فساد است
از فهم و شعور و سعی دولت
خشکیده درخت اقتصاد است
در راه ترقی و تکامل
تعطیلی و تنبلی زیاد است
بیهوده مکن تلاش و تحصیل
این دوره به کام بیسواد است....
لطفا متن کامل شعر و ابیات دیگری
در توصیف دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و یادآوری آن دوران را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین خبر:
شاه زنده است.......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ظاهرا شاه ما نمرده هنوز
لیکن این را کسی نداده بروز
کاشف آمد عمل که حضرت شاه
زنده باشد در این زمان سیاه......
برای آگاهی از آخرین وضعیت شاه لطفا به صفحه ی زیر مراجعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
و اما دلیل لزوم شرکت در انتخابات:
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گیرم شغال و یک سگ زردی برادرند
اما که گفته این دو به خصلت برابرند
مرغ و خروس ما که بود خصم شان شغال
در پرتو حمایت سگ جوجه پرورند
این شاهدی بود که یقین این مثل خطاست
در بین مردمی که ادیب و سخنورند
وقتی شود شغال پلیدی رفیق گرگ
فرصت اگر شود همه ی گله می درند
پس هموطن نگاه دقیقی به صحنه کن
بنگر در این میان چه کسانی مطهر اند
خدمت به دین و مردم و کشور نمی کنند
جمعی که فکر خویش و به عشرت شناور اند
آنان که هم حقوق نجومی گرفته اند
هم اهل اختلاس و به غارت توانگر اند
دوری کن از کسی که زن و بچه های او
هر یک مقیم خارج و سرباز کافر اند
پس رای خود دوباره مبادا دهی به آن
جمعی که خائنین به اسلام و کشورند
در صورت تمایل اشعار و مطالب در ارتباط با انتخابات را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
سرمایه ی ما در این جهان نادانی است
پس حاصل انتخاب ما روحانی است
هر جا که عمل به دست ناشی باشد
تنها ثمر و نتیجه اش ویرانی است
در صورت تمایل چند شعر سیاسی کوتاه را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای عزیزانی که چین را لعن و نفرین می کنید
با چه جرمی ملتی را زنده ، تدفین می کنید؟
مشکل تحریم و بحث جنگ و داعش کار کیست؟
بر چه مبنایی عداوت با کرملین می کنید؟....
یادتان آید که امریکا مصدق را چه کرد؟
این زمان ایران خود را با چه تضمین می کنید؟....
شرق و غرب و چین و امریکا فقط فکر خود اند
پس شما با هم چرا با آن و با این می کنید؟
در صورت تمایل متن کامل این شعر و تحلیلی بر موضوع همکاری ایران و چین را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در این کشور مشاغل هر که هر کی است
کسی اینجا به کاری جای خود نیست
پزشکی می کند فرضاً تجارت
ولی نانوا کند اینجا طبابت
بود فرهنگ ما دست کشاورز
معلم هم بود در وادی ارز......
ببین ناخبرگان قانون‌ نویس اند
به نوبت بی خرد ها هم رئیس اند.....
وطن خواهد رضا شاهی توانگر
که با قدرت دهد نظمی به کشور
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید 
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
ای لعنت خدا به کسانی که فی المثل ؛
دزدان آب و معدن و نفت اند و آن دکل
آن والیان رذل و منافق که بر ملل
قرآن بخوانده اند و کنندش به ضد عمل
کو گوهری میان چنین کوهی از بدل ؟
ای داد از این جماعت ایرانی دغل!
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید 
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بین خلقی که اهل تزویر است
حقه بازی به جای تدبیر است
چون دروغ از رسوم ایرانی است
حق ما پس جناب روحانی است
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مط
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
اسلام عزیز ما چنان الماس است
اما بدل اش کثیف و بی احساس است
این نوع حکومت که در ایران بینم
همتای حکومت بنی عباس است
در صورت تمایل اشعار کوتاه سیاسی را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بیان مختصری از
سازندگی و خدمات ارزشمند
رضاشاه به ایران
به دل با یاد حق با نیتی صاف
نویسم مطلبی از روی انصاف
به دور از کینه یا بغض و عداوت
کنم تاریخ ایران را قضاوت
قضاوت بر عملکرد رضاشاه
همان فعال روشن بین و آگاه
همان شاهی که مثلش در وطن نیست
کسی مانند او در دید من نیست
که آن خدمت که از وی دیده ایران
ندید از حاکمی در طول دوران....
در صورت تمایل متن کامل این موضوع را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
به یک مجمع وزیری بی لیاقت
که گفتارش تهی بود از صداقت
سخن گفت از بدی هایی که از شاه
در ایران شد به ما هر گاه و بیگاه
مثالی زد که فرضا شاه نادان
خیانت کرده بر مردان ایران
که او بحرین ما را نا مناسب
به خواری داده شوهر بر اجانب......
در صورت تمایل تحلیلی بر واقعه ی واگذاری بحرین به آل خلیفه را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
به که امشب عجب خوش و زیباست
خوشتر از روز من شب یلداست!
بنده مشغول پسته و آجیل
رقص شیطان و شادی اش بر پاست
دسته ای گرم غارت و دزدی
عده ای هم خوراک شان سرماست
بهر آن کس که خفته در گور است
واژه ی زندگی چه بی معناست
بهر او مرگ و درد جان کندن
خوشتر از این عذاب جانفرساست
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
روزی به کنار میز گردی
من بودم و جمع اهل وردی
چون کرده سرم به تن زیادی
گفتم دو سه جمله انتقادی
گفتم غم و درد ما زیاد است
مشکل نه فقط به اقتصاد است،
بر هر چه نظر کنی خراب است
سرفصل نقیصه صد کتاب است
لطفا ادامه ی ماجرا  را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در آن دوران که شاهِ بی حیا بود
چنین اعیان و اشرافی کجا بود ؟!
همان قدری که تبلیغ پفک هست
کسی در فکر دین یا رفع شک هست؟
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
شبی دیدم که شیطان در کناری
مکرر غر زند با حال زاری
بپرسیدم چرا دل مرده هستی؟
دلاور ! از چه کس آزرده هستی؟
بگفت از دست ایرانی جماعت
دلم خون گشته با این طرز طاعت
شما ها مردمانی ناسپاس اید
نمک نشناس و رذل و بی کلاس اید....
در صورت تمایل لطفا شرح کامل ماجرا را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

برای مطالعه ی شعر انتخابی تان لطفا از لیست اشعار بر روی نام شعر مورد نظر کلیک کنید.

اما پیش از هر چیز اجازه می خواهم برای شناخت مختصری از پیشینه ی فرهنگی ایرانیان خاطره ای را خدمت شما تقدیم نمایم

 نقل خاطره ای از آقای پروفسور دکتر حسابی 
راوی:
جناب آقای مهندس ايرج حسابی
در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون، دکتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله "بور"، "فرمي"، "شوريندگر" و "ديراگ" و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت کنند...
آقاي دکتر خودشان کارت هاي دعوت را طراحي مي کنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر که زير ستون هاي تخت جمشيد هست (لوتوس) تزئين مي کنند و منشا و مفهوم اين گل ها را هم توضيح مي دهند.
چون مي دانستند وقتي ريشه مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي کند.
دکتر مي گفت:
"براي همه کارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود، تاکيد کردم که سازش را هم با خود بياورد.
همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت:
چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند.
من فورا يک شمع به شمع هاي روشن اضافه کردم و براي انيشتين توضيح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي کنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه کردم.
به هر حال بعد از يک سري صحبت هاي عمومي، انيشتين از من خواست که با دميدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم.
من در پاسخ او گفتم:
ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگاه داشته اند و از آن پاسداري کرده اند.
براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم که زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش کند يا روشن نگاه دارد."
آقاي دکتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ کند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: "وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يک تمدن 10هزارساله چيست.
ما براي کريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع مي کنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درخت ها سبزند و در کنار خيابان گل و سبزه روييده است."
بالاخره آقاي دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاي تحويل سال آغاز مي کنند و بعد اين دعا را برای مهمانان تحليل و تفسير مي کنند...
به گفته ي ايشان همه در آن جلسه از معاني اين دعا و معاني ارزشمندي که در تعاليم مذهبي ماست شگفت زده شده بودند.
بعد با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي کنند و کوک ويلون انيشتين را عوض مي کنند و يک آهنگ ايراني مي نوازند.
همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دکتر توضيح مي خواهند.
ايشان پاسخ می دهند که موسيقي ايراني يک فلسفه، يک طرز تفکر و بيان اميد و آرزوست.
انيشتين از آقاي دکتر مي خواهند که قطعه ي ديگري بنوازند.
پس از پايان اين قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين که چشم هايش را بسته بود چشم هايش را باز کرد و گفت:
"دقيقا من هم همين را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره ی هفت سين را ببيند..."
آقاي دکتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيک را که نام آنها با "س" شروع مي شد توي سفره چيده بود و يک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود.
بعد توضيح مي دهد که اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است.
تنها سبزه با "س" شروع مي شود به نشانه ي رويش...
ماهي با "م" به نشانه ي جنبش،
آينه با "آ" به نشانه ي يکرنگي،
شمع با "ش" به نشانه ي فروغ زندگي و ...
همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد.
آن هم در زماني که دنيا هنوز اين حرف ها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراک اين مفاهيم عميق را درک مي کردند.
يک کاسه آب هم روي ميز گذاشته بودند و يک نارنج داخل آب قرار داده بودند.
آقاي دکتر براي مهمانان توضيح مي دهند که فلسفه ی اين کاسه 10هزارسال قدمت دارد.
آب نشانه ي فضاست و نارنج نشانه ي کره ي زمين است و اين بيانگر تعليق کره زمين در فضاست.
انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود.
از او مي پرسند که چه اتفاقي افتاده؟
مي گويد:
"ما در مملکت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم که وقتي اين حرف را زد کليسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد.
علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
خيلي جالب است که آدم به بهانه ي نوروز يا هر بهانه ي خوب ديگر، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي کند.
"خاطرات مهندس ايرج حسابی"