نه در دنیا مرا فقر و نیاز است نه در عقبی مرا سوز و گداز است

مقدمه


بهشت ضیافت باشکوهی است که خداوند رحمان برای بندگان پاکش تدارک دیده است

برای این میهمانی ابدی آماده شویم....

آخرین تغییرات:
توسط
خداوندا تو شاهی ؛ من گدایت
گدای رحمت و فضل و عطایت
به درگاهت گدایی پادشاهی است
رهایی از نیاز و بی پناهی است
مرا بیم و هراسی از کسی نیست
به شهر ایمنت دلواپسی نیست
توکل چونکه بر فضل تو دارم
غنی از رحمت پروردگارم
نه در دنیا مرا فقر و نیاز است
نه در عقبی مرا سوز و گداز است
که من چون بچه در دامان مادر
ندارم حاجتی از شخص دیگر؟
اگر مادر نماد مهربانی است؛
برای بچه اش جانان جانی است؛
ولی هستی تو از او مهربان تر
که چون دریا تویی ؛ چون قطره مادر
ندارم ذره ای در باورم شک
ولو کوچکترم از حد کودک
بنابراین به هر لیل و نهارم
خیالی راحت و آسوده دارم
خداوندا تو از من بی نیازی
تو شاهی منعم و مهمان نوازی
لذا وقتی که می آیم به سویت
که گیرم مسکنت در باغ و کویت؛
مرا قطعا نمی باشد نیازی
که آرم با خودم نان و پیازی
که آنجا سفره ای شاهانه داری
بساط کاملی در خانه داری داری
ولی هر کس که از بهرش حیا نیست
بر او در محفل شاهانه جا نیست
چه شاهی چونکه مهمانی بگیرد
کثیف و بی ادب را می پذیرد؟
تمام مردمان در روز موعود
روند از خوب و بد رو سوی معبود
ولی آنجا نباشد شان و جایی
برای مردمان بی حیایی
که جنت مسکن آلوده ها نیست
محلی بهر اصحاب ریا نیست
جهنم در مثل یعنی گدایی ؛
ندارد رخصت عیش و صفایی
لذا لازم بود خود را بشویم
به پاکی راه رضوان را بپویم
که با قلبی پر از جرم و سیاهی
کجا راهم دهی در قصر شاهی؟
کنم پاکیزه خود را از کثافات
که باشد هر پلیدی را مکافات
دوم مهرماه 1397

پی نوشت

اگر برای ابیات فوق اجر و پاداشی باشد آن را به روح پاک  شهید محراب مرجوم آیت الله اشرفی اصفهانی  رضوان الله تعالی علیه تقدیم می کنم

جهت شادی روح آن شهید بزرگوار صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.