استغاثه ای به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف جهت تعجیل در فرج

(میانگین 0 از مجموع 0 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

درد دلی با   حضرت ولی عصر ارواحنا فدا و استغاثه ای به درگاه آن حضرت جهت تعجیل در فرج:

آخرین تغییرات:
توسط
مهدی فاطمه
بگویم ابتدا نام خدایی
که بی اذنش نمی آید صدایی
خداوندی که ذکرش چاره ساز است
خودش تضمین رفع هر نیاز است
همان رحمان خدای مهربانی
که در وصفش نمی چرخد زبانی
خداوندی که خود جانان جان است
به دنیا مظهرش صاحب زمان است
امام مهربانی بهر مردم
که باشد معدن لطف و ترحم
ولی از دیدگان گردیده غائب
لذا شد این جهان غرق مصائب
اگر داند کسی صاحب زمان کیست
به دور از او رضا یک لحظه هم نیست
کسی حتی تصور کی نماید؛
چه دنیایی بسازد چون بیاید
که غیبت یک جهنم قبل گور است
بهشت واقعی صبح ظهور است
اگر این نکته را مردم بدانند
به قرآن لحظه ای غافل نمانند
گشاید هر کسی قفل زبان را
بخوانند اینچنین صاحب زمان را
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
کجایی ای امام مهربانم؟
کجایی مونس و جانان جانم؟
بیا ای مهدی آل محمد(ص )
که صبر ما از این غیبت سر آمد
ببین در شام تاری در بیابان
تمام مردمان سر در گریبان
اسیر ظلمت و درد و فسادیم
پریشان چون خسی در دست بادیم
نظر فرما ببین دنیا خراب است
خوشی در بین مردم چون سراب است
ببین اطراف ما را ؛ قاسطین اند
نظیر گرگ وحشی در کمین اند
که ما را از مسیر حق در آرند
به چنگ تیز اهریمن سپارند
بدون رهبر و نور چراغی
میسر کی شود از شب فراغی ؟
تو هستی ناظر بینای اسرار
لذا از حال ما باشی خبر دار
خودت دانی که ما آلوده هستیم
به راه باطل و بیهوده هستیم
عزیزم ما خطا بی حد نمودیم
به هر شخصی که می شد بد نمودیم
گناه و لغزش ما بی شمار است
سزای جمع ما پس درد و نار است
ولی دیگر پشیمانیم و تائب
امید ما بود احسان صاحب
اگر چه کار ما زشت و پلید است
ولی از بخششت بر دل امید است
تویی سرچشمه ی فضل الهی
که از دلها بشویی هر سیاهی
مرام و رسم اجدادت کرم بود
اگر بر سائلی آلام و غم بود
نکردند آن بزرگان سائلی رد
ولو می بوده سائل مثل من بد
تو را هم یک چنین رسم و مرامی است
که این خصلت برای هر امامی است
شما را غیر احسان عادتی نیست
مگر شاه کرم غیر از شما کیست؟
نمی خواهی به ما رحمی نمایی؟
نمی خواهی که از غیبت در آیی؟
تو بیش از ما غم غیبت بدیدی
خودت در آن مصیبت ها کشیدی
تو دانی عصر غیبت ناگوار است
در آن آلام و مشکل بی شمار است
به گوشت می رسد آیا صدایی؟
صدای مردمان بینوایی؟
هزاران مفلس و مردان بیکار
زنان بی کس و رنجور و بیمار
تو را از صدق دل اینجا بخوانند
به پای عهد و میثاقت بمانند
بیا پس دست ما را از کرم گیر
ببخش از ما گناه و جرم و تقصیر
عزیزم گرچه ما اهل خطاییم
مرتب عامل جرم و جفاییم
ولی دیگر به قرآن خسته گشتیم
از این وضع پریشان خسته گشتیم
نمی بینی که حال ما چه زار است ؟
روند زندگانی ناگوار است
اگر هستی که هستی ناظر ما
دلت آیا نسوزد خاطر ما؟
در این دوران تحریم و تورم
نمی سوزد دلت از بهر مردم؟
نمی خواهی کنی بر ما نگاهی؟
شوی از بهر مردم جان پناهی
به جان عمه ات زینب(س ) ؛  نظر کن
نظر بر مردمان در به در کن
ببین ما را ؛ به نکبت مبتلاییم
در این دریای غم بی ناخداییم
ببین انسانیت اینجا غریق است
بشر را چاه غم بی حد عمیق است
به جان مادرت زهرا(س ) نگاهی
بفرما بر غریق بی پناهی
شتابان گر نیایی بر نجاتش
امیدی پس نباشد بر حیاتش
جمعه 30 شهریور 1397
ظهور مهدی فاطمه ؛ علاج دردهای همه

پی نوشت

اگر برای ابیات فوق اجر و پاداشی باشد آن را به روح پاک  شهید بزرگوار آیت الله دکتر مفتح رضوان الله تعالی علیه تقدیم می کنم

جهت شادی روح آن عالم وارسته صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

no image
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
شعار و عمل( ناتمام )
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
no image
رای شما برای این شعر:
(میانگین 0 از مجموع 0 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.