نامه ای به خداوند مهربان

(میانگین 5 از مجموع 7 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف

مقدمه

اجازه می خواهم در خصوص توکل بر خدا و عنایت الهی یک داستان واقعی را بعنوان مقدمه ی شعر خدمت شما نقل  کنم تا ببینید که ایمان حقیقی و توکّل بر خدا چقدر در زندگی موثر و چاره ساز است !

 نقل شده است که در زمان ناصرالدین شاه، طلبه ی مخلص و فقیری بود بنام نظرعلی طالقانی که در حوزه ی علمیه مروی تهران درس ميخواند.
 روزی نظرعلی که از مشکلات و گرفتاری‌های زندگی به تنگ آمده و مضطر شده بود با خود گفت خوب است خواسته هایم را برای خداوند طیِّ  نامه ای بنویسم....
لذا دست به کار شد و عریضه ای به این مضمون خدمت خداوند متعال نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب خداوند متعال 
سلام علیکم 
اینجانب بنده ی شما هستم.
از آنجا که در قرآن فرموده ای :

وَ ما مِن دابّه فِی الارض الّا عَلی الله رِزقها
هیچ موجود زنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.

من هم جنبنده ای  از جنبندگانت بر روی زمین هستم.

ودر جای دیگر از قرآن فرموده ای :

انّ الله لا یُخِلفُ المیعاد
مُسلمّا خدا خُلف وعده نمی کند.

به هر حال اینجانب دست نیاز به پیشگاهت دراز می کنم تا از خزانه ی فیض ات بی نیازم سازی

و اما خواسته های بنده عبارتند از:

۱ - همسری زیبا ؛ نجیب  و متدین
۲ - خانه ای وسیع
۳ - یک خادم مطمئن
۴ - یک کالسکه و سورچی
۵ - یک باغ مناسب
۶ - مقداری پول برای کسب و کار 

 لطفا خواسته ها و مایحتاج بنده را بررسی نموده تمام احتیاجاتم را برطرف فرمائید 

با تشکر
 نظرعلی طالقانی 
مدرسه مروی
حجره ی شماره ی ۱۶ 

نظرعلی بعد از نوشتن نامه، با خودش فکر کرد که نامه را چگونه می تواند به دست خدا برساند؟
او با خود می گوید  که  مسجد خانه ی خداست، پس بهتر است نامه را بگذارم روی پشت بام  مسجد.
پس روز پنجشنبه به مسجد بزرگ بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می رود و نامه را در پشت بام مسجد پنهان می کند

فردای آن روز یعنی صبح جمعه، ناصرالدین شاه با جمعی از درباریان در مسير رفتن به شکار از جلوی آن مسجد می گذشتند که به خواست خداوند ناگهان تندبادی می وزد و نامه ی نظرعلی روی پای ناصرالدین شاه می افتد.
ناصرالدین شاه نامه را می خواند و با خواندن آن از شکار منصرف شده  دستور میدهد که همراهانش به کاخ برگردند 
شاه همه ی درباریان و وزیران و ماموران حکومتی را فرا می خواند و موضوع را با آنان در میان می گذارد.
همچنین  پیکی را به مدرسه ی مروی می فرستد تا نظرعلی را به کاخ بیاورد. 

در هر حال ناصر الدین شاه از نظرعلی می خواهد که نامه اش  را در حضور  وُزرا و اُمرای حاضر بخواند

نظرعلی نامه را می خواند سپس شاه به درباریان میگوید:
 خداوند او را به ما حواله فرموده است.
سپس بند بند خواسته های نظرعلی را دوباره مطرح می کند و هر یک از وزرا و درباریان عهده دار برآوردن یکی از خواسته های او می شوند....

خلاصه یک روز نشده همه ی حوائج نظرعلی طالقانی برآورده می شود

آری ؛ وقتی  پیش خدا می روید ، یادتان باشد که همراه خود  ایمان، توکّل و صفای دل را ببرید و مطمئن باشید که حاجت روا خواهید شد
 
ان شاءالله

آخرین تغییرات:
توسط
نامه ای به خداوند کریم از بنده ای ضعیف
اوّلِ هر نامه به نام خداست
نام خدا هم همه جا رهگشاست
هر چه که با نام خدا شد شروع
یکسره روشن بُوَد از این طلوع
حمد و ستایش همه مخصوص اوست
هر چه کند هم به دو عالم نکوست
بنده که یک آدم معمولی ام
ظاهر دنیا شده مشغولی ام
با همه اینها نشوم از خدا
غافل و از رشته ی مهرش جدا
پس بنویسم به خدا نامه ای
از دل خود عهد و وفا نامه ای
اول این نامه بگویم سلام
خدمت آن خالق والا مقام
لحن سلامم که خودش نام توست
پرتویی از رحمت الهام توست
رحمت نابی که به هر کس کنی
از نظرش پرده ی شک پس کنی
پس بنویسم فقط از رحمتت
از کرم و مرحمت و رافتت
من چه نویسم که قلم دست توست
جمله ی من تابع بایست توست
چون که تو را در همه جا دیده ام
ذات عزیز تو پرستیده ام ؛
پس همه جا راحت و خوش بوده ام
خرم و مستغنی و آسوده ام
با تو منم از همه کس بی نیاز
در همه جا با تو شوم سرفراز
دلخوشی ام غیر حضور تو نیست
تیرگی از پرتو نور تو نیست
با تو کجا جای غم و غصه هاست؟
غصه فقط در وسط قصه هاست
کی تو به یک بنده ی خود بد کنی؟
سائل خود را تو کجا رد کنی؟
چونکه تو بخشی ؛ ننمایم دراز
دست طلب پیش کسی از نیاز
گر ندهی هم همه ی مردمان
رفع نیازم نکنند از جهان
پس نبرم حاجت خود نزد کس
آنچه که بخشی تو بر این بنده بس
بنده سپردم به تو هر کار خویش
جز تو نگیرم احدی یار خویش
no image

پی نوشت

اگر برای این شعر اجر و پاداشی باشد آن را به روح پاک مرحوم آقا سید محمدحسن حسینی قوچانی معروف به آقا نجفی قوچانی نویسنده ی کتاب ارزشمند سیاحت غرب تقدیم می کنم

جهت شادی روح آن عالم بزرگوار صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

no image
نمونه ای از اشعار این سایت بطور تصادفی:
سیستم مدیریتی در ایران
در صورت تمایل به مطالعه این شعر، اینجا را کلیک نمایید
no image
رای شما برای این شعر:
(میانگین 5 از مجموع 7 نظر)
عالی→ رای شما : ؟ ←ضعیف
no image

بحث و گفتگو

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می گذارید، سپاسگزاریم.