روند عاشق شدن. &

مقدمه

در اینجا ضمن تعریفی از واژه ی عشق، فرایند عاشقی مورد ارز یابی قرار گرفته شده است

آخرین تغییرات:
توسط
به دل ایمان یقین از جنس عشق است
همان عشقی که عاشق را کند مست
چنان مستت کند این عشق سوزان
که در دنیا نخواهی غیر جانان
اگر من گویمت دارم نگاری
نگار دلربای گلعذاری،
اگر وصفش نویسم در کتابی
بگویم از رخش با آب و تابی،
تو هرگز بر رخش عاشق نگردی
به عشق دلبرم لایق نگردی
تو باید روی جانان را ببینی
زمانی مثل من با او نشینی،
سپس شاید اگر باشی تو لایق
شوی از جان و دل چون بنده عاشق
اگر عشقش به جان و دل بگیری
شوی راضی که از بهرش بمیری
ولی تا مثل من او را نَبینی
کجا در جمع مشتاقان نَشینی؟
ولی شاید اگر او را بدیدی
نگشتی عاشق و از او بریدی
برای شاهدم کن یاد مجنون
که مرد مدعی را گفته او چون:
اگر با چشم من سیمای لیلی
ببینی می شوی شیدای لیلی
لذا دیدار جانان شرط عشق است
که نا بینا به مجنونی نپیوست
خدا معشوق و عرفان نور مؤمن
بشر عاشق دلش هم چشم باطن
به دنیا پس نظر با چشم سر کن
ولی با چشم دل در دین نظر کن
که تا روشن نگردد دل به ایمان
ثمر هرگز نبخشد نور قرآن

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.