گوهر عشق غوغا می کند

مقدمه

عاشق برای رسیدن به معشوق هر کاری از دستش برآید انجام می دهد....
آخرین تغییرات:
توسط
روز اول چون تورا دیدم چنین
خوشترین ؛ رعناترین ؛ زیباترین
چون نمی دیدم خودم را لایقت
پس نهان کردم که هستم عاشقت
چونکه قدری پخته گشتم این زمان
شسته ام در بحر عشقت دیدگان
مطمئن باشم که در پایان کار
میوه ی عشقم شود وصل نگار
من تو را روزی تصاحب می کنم
جنگ سختی با تناسب می کنم
گر چه اکنون بی نهایت فرق ماست
چاره ام در عشق و اخلاص و صفاست
پر کنم از عشق تو کمبودخویش
تا شوم شایسته ی معبود خویش
آنچنان خود را بسازم بهر دوست
تا رسم بر آنچه اکنون آرزوست
گوهر عشقت درایت می دهد
قدرتی تا بی نهایت می دهد
من ازاین اسباب و ابراز کمال
می کنم ممکن به راهت هر محال
پای خود بر شرع و قانون می زنم
از در اندیشه بیرون می زنم
در فراقت کار مجنون می کنم
در پی ات اعجاز و افسون می کنم
گر بود لازم که صدها کهکشان
طی نمایم در پی جانان جان
عاقبت خود را رسانم در برت
تا نمایم بوسه باران پیکرت
آنچه را گفتم عمل خواهم نمود
تا مقدر کی کند رب ودود....

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.