نیاز عاشق تنها. &

مقدمه

در این شعر از تنهایی عاشق و طلب او از خدا که همانا دیدن جانان است سخن به میان آمده است
آخرین تغییرات:
توسط
به امید صبح وصال
منم در این جهان تنهای تنها
منم درمانده ای در بین غمها
نه می آید نگار دلربایم
نه پیغامی فرستد او برایم
خدایا دلبر جانانه ام کو؟
شود آیا ببینم چهره ی او؟
اگر بار دگر او را ببینم
کنارش ساعتی جایی نشینم ،
تمام عمر خود گویم ثنایت
شوم قربان آن مهر و عطایت
خدایا شام تاریکم سحر کن
به عاشق از کرامت پس نظر کن
که یک بار دگر او را ببینم
گلی از روی زیبایش بچینم
که جز این حاجتی دیگر ندارم
مبادا در فراقش جان سپارم
خداوندا مکن پس نا امیدم
بیاور طلعت صبح سپیدم

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.