زندگی عاشق در پرتو مهر معشوق. &

مقدمه

در اینجا ضمن مکالمه ای  عاشقانه با معشوق از اوصاف یار سخن به میان آمده است

آخرین تغییرات:
توسط
گلرخی بهرِ بنده جانان است
او که ترسیم عشق و ایمان است
آن که بی او جهان بـُوَد تاریک
او که باشد به جان و دل نزدیک
آن که مخزن برای خورشید است
او که معنای عشقِ جاوید است
آن که زیباترین در این دنیاست
او که جانان این دل شیداست
او تویی ای نگارِ جانانم
خوشتر از جانِ من تویی جانم
بس که جذاب و خوب و زیبایی
بهترین در تمام دنیایی
چونکه دانم تو بهترین هستی،
بهترین روی این زمین هستی،
پس فقط عشق من به جانان است
عاشقی انتهای ایمان است
ای که باشی همیشه در فکرم
بر زبانم فقط تویی ذکرم
جز تو یاری دگر نمی خواهم
با عسل من شکر نمی خواهم
زندگی با تو شاد و شیرین است
هرچه بینم نشاط و تسکین است
لحظه ای با تو مشکلاتم نیست
بی تو امّا دَمی حیاتم نیست
پس بمان با من و کنارم باش
دائماً همدم و نگارم باش
هر نگاه تو زندگی بخش است
زندگی از تو در جهان پخش است
در دلم شور و حال کودک بین
این جهان نزد بنده کوچک بین
جز تو چیزی بزرگ و زیبا نیست
جز تو اصلاً بگو به دنیا چیست؟
آنچه باشد فقط تویی جانا
غیر جانان ندیدم از دنیا
جز تو باقی حقیر و ناچیزند
نزد ِ خورشید چهره ات ریزند
من برای تو زنده ام ای دوست
با تو هر لحظه ام خوش و نیکوست
پس مداوم کنار عاشق باش
بر دلم عشق ونور ایمان پاش
تا خدا در جهان خداوند است
عشق من بر نگارِ دِلبند است

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.