آرزوی عاشق. &

مقدمه

چه سخت و جانفرساست تحمل درد فراق خصوصا پس از چشیدن طعم شیرین عنایت یار.....

آخرین تغییرات:
توسط
چه سخت و جانفرساست تحمل درد فراق پس از چشیدن طعم شیرین عنایت یار.....
در آن روزی که رویت را بدیدم
صدای مهربانت را شنیدم
چنان مست از نگاهت شد وجودم
که شد همرنگ عشقت تار و پودم
پس از آن بنده را روی عنایت
عطا کردی به حد بی نهایت
چنان معطوف من شد مهر دلدار
که معتادت شدم از لطف بسیار
مرا اما رها کردی و رفتی
بلایایی به پا کردی و رفتی
به دل پس شور شیدایی به پا شد
توان و طاقت و صبرم فنا شد
چه ها از دوری رویت کشیدم
ولی دیگر تو را جایی ندیدم
فقط هر روز و شب من در خیالت
خوشم با فکر دیدار و وصالت
چرا رفتی عزیز مهربانم؟
کجا هستی قرار قلب و جانم؟
پریشان گشته ام چون گیسوانت
بپرسم بنده از هر کس نشانت
کجایی؟ من نشانت را ندانم
که خود را در بر جانان رسانم
از این ترسم که در هجران بمیرم
ولی کام از دلارامم نگیرم
بیا تسکین درد جان و تن باش
بیا ترسیم رویاهای من باش
بود در دار دنیا افتخارم
که جز عشقت به دل چیزی ندارم
تو اول عشق من روی زمینی
تو عشق اولین و آخرینی
به مژگانت قسم تا زنده هستم
به عشق تو خدا را می پرستم

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط علیدادرحیمی

آفرین برشما جناب مفیدی. هرموضوعی ازمواضع متعددشماقابل بحث ونظرات فراوان است. ولی مجموعاکاری شایسته تقدیرکرده آید. من درصددانتقادازخدماتتان نیستم ولی دوستانه می گویم اندکی مواظب باشید. بجاست که اززحمات اداره کردن مطلوب کآنال انجمن پژمان صمیمانه تشکرقلبی خودراابرازنمایم.وبرای شماکه عاشق خدمت به جامعه فرهنگی کشورهستیدتوفیق روزافزون آرزومی کنم.
در پاسخ به علیدادرحیمی

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام بر استاد و سرور عزیزم جناب آقای رحیمی عزیز

از نظر لطف شما بی نهایت سپاسگزارم
بنده هم برای حضرتعالی بهترین ها را آرزومندم

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله