زندگی در کنار جانان. &

مقدمه

زندگی زمانی معنا پیدا خواهد کرد که عاشق مجال وصال جانان یابد

آخرین تغییرات:
توسط
عاقبت روزی تو را یک دفعه پیدا می کنم
با امیدی اینچنین من رو به فردا می کنم
چون که پیدایت نمایم ابتدا با شوق و ذوق
یک دل سیر آن زمان رویت تماشا می کنم
گر چه من دور از تو یک دم هم نکردم زندگی
زندگی را با تو من اینگونه معنا می کنم
پیش پایت می زنم زانو سپس با اذن یار
بوسه باران پیکر و آن روی زیبا می کنم
گر چه تا این لحظه هرگز رقص من را کس ندید
با تو اما من در آن هنگامه غوغا می کنم
آنچنان شوری به پا گردد که جای درد و غم
شادی و درمان نصیب اهل دنیا می کنم
زشتی و عیب و بدی مدفون نمایم در جهان
پس کمال و مهر و زیبایی هویدا می کنم
مشکل و معضل دگر معنا نیابد بر بشر
چون که با یک غمزه ات حل معما می کنم
می دهم بر مردم دل مرده احساس و امید
مردگان را بنده با نام تو احیا می کنم

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.