تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود

مقدمه

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در جلسه ی دوستانه ای صحبت از وضعیت تاسف بار ایران در دوران پس از انقلاب بود بنده عرض کردم:
لطفا تحقیق کنید ببینید شاه پس از مرگ قبل از دفن شدن کفن شده بود یا نه....
زیرا خوب به خاطر دارم که در دوران انقلاب مردم شعار می دادند:
تا شاه کفن نشود
این وطن وطن نشود.....
بنده فکر می کنم به احتمال زیاد شاه کفن نشده است
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
یک زمان در میان جمعی دوست
گفتم از آنچه ذکر آن نیکوست:
یادم آید به دوره ی طاغوت
بین بیداد و ظلمت و باروت ،
مدتی بین خلق آگاهی !!
ورد لب شد شعار کوتاهی
‌آن شعاری که ناب و شیرین بود
طی یک بیت خوش نوا این بود:
« تا تن شاه ما کفن نشود
بی گمان این وطن وطن نشود »
مانده ام چون که شاه خائن مرد
با خودش قطعه ای کفن هم برد؟
یا که گردیده بی کفن او دفن
بوده آیا شواهدی بر کفن؟
نکند خاندان سلطنتی
بوده غافل به کار مصلحتی؟
یا که چون پادشاه خائن مرد
یک نفر دزدکی کفن را برد؟
چون اگر او تنش کفن شده بود
بعداز آن این وطن ، وطن شده بود
پس یکی رفته سوی پیکره اش
نبش قبری کند به مقبره اش
بیند آیا کفن بر آن تن هست
یا امیدی به وضع میهن هست؟
پس اگر مرده بی کفن دفن است
چاره ی کار ما فقط کفن است
پس بر او یک نفر کفن پوشد
تا لباس شفا وطن پوشد
حال ما بعداز آن شود بهبود
بخت و اقبال مان شود مسعود
وضع ایرانیان چه خوش گردد
کام هر ظالمی ترش گردد...
این سخن را به جمع یار و رفیق
چونکه گفتم من از حساب دقیق
یک نفر رفت و قبر او بشکافت
لیکن آنجا نشان مرده نیافت
ظاهرا شاه ما نمرده هنوز
لیکن این را کسی نداده بروز
رد پایی گرفت و سوی وطن
آمد آن همدم صمیمی من
تا به تهران بی کرانه رسید
با هزاران علم به نام شهید
پشت هر عکس و زیر هر پرچم
دیده شد چهره های نا محرم
کاشف آمد عمل که حضرت شاه
زنده باشد در این زمان سیاه
دیده شد شاه فاسق و بدکار
در لباس منافق و اشرار
چونکه شاه اینچنین نمایان شد
آن رفیقم عبوس و گریان شد
ناله زد: «ای امان از این بیداد
شاه خائن چگونه اینها زاد؟ ! ».....
پس بدیدم عیان هزاران شاه
بین جمعی مدیر نا آگاه
هر یکی از گروه مسئولین
جلوه گر کرده شاه بد آئین
کبر او در نهاد روحانی است
او که ترسیم جهل ایرانی است
ای خورد تیر حق به حنجره اش
با چنان یاوه های مسخره اش
هر مدیری که دزد و نامرد است
یا وکیلی که غافل از درد است
یا کسی چونکه در وزارت شد
جای خدمت به ظلم و غارت شد
هر یکی بدتر از همان شاه است
عبد شیطان و مست و گمراه است
شاه شهوت پرست دائم مست
پس کماکان به ملک ایران هست
او که مشغول ظلم و عیاشی است
تازه او در مدیریت ناشی است
فکر و مغزش لذا نموده فرار
با بزرگان و نخبگان دیار
نظم و علم و هنر به خارج رفت
چون که امت پی خوارج رفت....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
سروده ی ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۹
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

وضعیت مملکتی که شاه ندارد:
در زمان یکی از پادشاهان میان مردم شایعه ای منتشر شد مبنی بر این که شاه مرده است
شاه به عواملش دستور پیگیری داد تا کسی که این شایعه را ساخته پیدا کرده و او را به محضر همایونی شرفیاب نمایند.
پس از مدتی جستجو کاشف به عمل آمد که یک پیره زن عامل انتشار این شایعه می باشد.
او را به نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیره زن گفت:
چرا شایعه مرگ مرا درست کردی در حالی که من زنده ام.
پیره زن گفت:
من با دیدن اوضاع مملکت گمان کردم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام می دهد....
قاضی رشوه می گیرد و داروغه از همه باج خواهی می کند و هر کس به هر که می تواند زور می گوید....
کاسبها هم کم فروشی و هم گران فروشی می کنند
هیچ دادخواهی هم پیدا نمي شود تا به این وضعیت رسیدگی کند
دیدم هیچ کس به فکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستید.....
و این دقیقا حکایت امروز ایران ماست....‌

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط شبیر

واقعا این شعر بود یا .....
این متنی که خوندم به درد شب شعرای حضرت عاقا میخوره و لاغیر .لابد اونم سر تکون بده بگه اوررررین طیب الله انوووسکم
در پاسخ به شبیر

نظر توسط Mofidifar Admin

سلام

هر کسی مختار است هر برداشتی که به ذهنش رسید در مورد اشعار بنده داشته باشد

شما هم آزا دید....

نظر توسط عباس

احسنت دمت گرم خوب جوابش رو دادی.

نظر توسط ملودی

ضمن عذرخواهی باید عرض کنم این چنین استنباط حکایت ازنگاه سطحی و بدون تفکرست نه یک نگاه ژرف وبعضا تفکری عمیق! چون اگرمورددوم بود براحتی متوجه کنایه آمیز بودن محتوا میشدید.ودراین دراین شعر این خصلت های شاه نیست بلکه حقیقت فاسداین نظام فاسد هست که داره توسط شاعر پرده هاکنارمیره و ذات وحقیقت اینهاآشکارمیشه
در پاسخ به ملودی

نظر توسط

سلام بر شما فرهیخته ی گرامی

قطعا محمد رضا شاه از بسیاری جهات بهتر از مسئولین جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است

مدیریت و توانایی و آگاهی شاه نسبت به مسائل اقتصادی و همت و سعی و تلاش او برای بهبود وضعیت معیشتی مردم و آینده نگری و بنای زیرساخت های فرهنگی و اقتصادی که توسط حکومت شاه صورت گرفت و شان و اعتباری که برای ایرانیان در زمان شاه بود و..... اصلا قابل مقایسه با اقدامات مسئولین جمهوری اسلامی ایران و جایگاه ایرانیان در عصر حاضر نیست

ضمن اینکه این حکایت بیشتر گوشه و کنایه و طعنه است به کسانی که آمدند تا حکومت عدل علی را در ایران پیاده کنند اما بدتر از معاویه و خلفای بنی عباس به اشرافی گری و خوش گذرانی و مال اندوزی و غارت از بیت المال مشغول شدند....

در این حکایت با گوشه و کنایه عنوان می شود که اگر زمانی ما یک شاه داشتیم اما امروز ایران صدها شاه دارد که هر یک فقط به فکر خود و اطرافیان خویش است و کسی از این گدازاده های تازه به دوران رسیده دغدغه ی مردم ایران را ندارد.....

سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط عباس

ببین آقای شاعر خودت قیاس کردی با شاه حالا سوال؟؟؟ اجرای سیاست های اقتصادی فرهنگی اجتماعی سیاسی و... با شاه بود یا نخست وزیر؟ اگر نخست وزیر گند می زد میگفتن وزیر بوده یا شاه؟ الان هم همینطور. رئیس جمهور داره سیاست های کلی نظام که همانا شخص رهبری است رو اجرا می‌کند پس هر گندی بالا اومده از سیاست هایی است که رهبر اصرار بر اجرای آنها دارد. افهم.
در پاسخ به عباس

نظر توسط

سلام بر شما

خلاصه خدمت تان عرض می کنم که

به نسبت حاکمان را با خلایق
مثل باشد خلایق هر چه لایق .....

سلامت باشید ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط علی

شر و ور تف دادی شاعرک درباری
برو صله ات دو از حضرت عاقل بگیر
در پاسخ به علی

نظر توسط

به نام آنکه به یادش همیشه آرامم
بدون دلهره راحت به سیر ایامم

خدای بنده نوازی که رزق من با اوست
خودش نموده ضمانت حلاوت کامم

کنار سفره ی لطفش نه فکر نان باشم
نه در مقام حضورش به جستن نامم

نه از گذشته ی عمرم کنم به حسرت یاد
نه بیم و دغدغه دارم برای فرجامم

تفاوتی ننماید به صحنه نقشم چیست
که من وظیفه ی خود را به حال انجامم

مدیر صحنه ی هستی حکیم دانائی است
که داده نقش مناسب به ذات و اندامم

در این دو روز نمایش نمی کند فرقی
چه بر اریکه ی قدرت چه دار اعدامم

تمام سعی خودم را کنم در این اکران
چرا که مالک هستی ببیند اقدامم

نه دلخوشم که رفیقی مرا کند تحسین
نه دلخورم که رقیبی بداده دشنامم

نه این ظواهر دنیا نه در جنان حوری
به ناز و عشوه مبادا یکی کند خامم

مهم فقط به طریقت رضای معبود است
لذا به صحنه مبادا خطا رود گامم

به غیر او همه عالم به نزد من هیچ است
که گشته مرکب هستی به دست او رامم

به روز خلقت آدم خدا به دستوری
تمام خوب و بدی را نموده الهامم

لذا گناه و پلیدی به طبع من خوش نیست
چنانچه خوش ننماید زباله در جامم.

نظر توسط Mofidifar Admin

بوسه گاهی نمادی از ننگ است
ضد اخلاق و دین و فرهنگ است

بوسه بر دست حاکم منفور
یا به دستان واعظ مغرور؛

زشت و مصداق بدترین کار است
مایه ی ذلت و دل آزار است

پاچه خواری که اوج بیعاری است
بی گمان بدتر از زناکاری است

پس شود لعنت خدا مشمول
بر دل و جان فاعل و مفعول.....

https://www.mofidifar.com/سیاسی-اجتماعی-کوتاه/بوسه

نظر توسط

به دل با یاد حق با نیتی صاف ،
نویسم مطلبی از روی انصاف

به دور از کینه یا بغض و عداوت
کنم تاریخ ایران را قضاوت

قضاوت بر عملکرد رضاشاه
همان فعال روشن بین و آگاه

همان شاهی که مثلش در وطن نیست
کسی مانند او در دید من نیست

که آن خدمت که از وی دیده ایران
ندید از حاکمی در طول دوران

اگر اینگونه مدحی می نویسم
نه فردی پاچه خوار و کاسه لیسم

که باشم بنده بیزار از بیانی
که از مدحی رسم بر آب و نانی

رضاخان این زمان بر مسندی نیست
از او حتی نشان از مرقدی نیست

ولیکن بنده تکریمش نمایم
تشکرنامه تقدیمش نمایم.....

در صورت تمایل متن کامل این موضوع را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید

https://www.mofidifar.com/سیاسی-اجتماعی/رضاشاه


.