شعری در عزای از دست دادن دوست بسیار عزیز و فداکارم سید صابر موسوی زاده.

مقدمه

سید صابر موسوی زاده دوست بسیار عزیز و صمیمی بنده یکی از جوانمردان روزگار ما بود که در غروب جمعه ای حزن انگیز در فصل زمستان ( ششم اسفند سال 1395 ) به دیدار معبود شتافت

به مناسبت هفتمین روز رحلت آن دوست عزیز که مصادف با سالروز شهادت مظلومانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها بود قطعه شعری سرودم که آن را خدمت خانواده ی محترم آن مرحوم تقدیم می کنم:

آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
شعری در سوگ دوست عزیزم سید صابر موسوی زاده
جهان در پیش چشم بنده تار است
دلم خون از جفای روزگار است
شکایت دارم از این بخت و تقدیر
که از داغی شدم از زندگی سیر
در این ایام درد و سوگ زهرا (س)
مضاعف شد عزا و ماتم ما
که مردی با مروت از جهان رفت
ابرمردی شریف از اصفهان رفت
مسما نام زیبایش به صابر
به اوصافش زبان بنده قاصر
پدر را او امید زندگی بود
برایش بازوی مردانگی بود
چه نیکو همدمی از بهر مادر
چه محکم تکیه گاهی بهر همسر
برای خواهرانش جان پناهی
برای دخترانش قبله گاهی
برادر را مداوم یار و یاور
رفیقان را انیسی چون برادر
جوانمردی مرامش در جهان بود
که یار مردمان ناتوان بود
بنازم مهر و ایثار و سخایش
که بود این ارث جد و مقتدایش
به مبحث اهل استدلال و منطق
کلامش نغز و شیوا چون محقق
یقین اعمال نیکش نور عین است
که صابر خادم خاص حسین(ع) است
الهی منزلش عرش برین باد
شفیعش هم امیرالمؤمنین‌ باد
ان شاءالله
روحش شاد به ذکر یک صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد

پی نوشت

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بر روح گذشتگان صلاتی بفرست
در هر شب جمعه ای براتی بفرست
بر روح عزیز شان بخوان سوره ی حمد
بر شادی آنها صلواتی بفرست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در صورت تمایل با مراجعه به صفحه ی زیر چند رباعی صلوات را مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

سید صابر موسوی زاده دوست بسیار عزیز و صمیمی بنده یکی از خوبان و جوانمردان روزگار ما بود.

دوستی بنده با آن مرحوم از رفاقت های معمول بسیار فراتر بود و از همه ی جهات محرم هم بوده و به راستی مانند دو برادر بودیم

با توجه به اینکه ما با هم همکار بودیم طبیعتا ارتباط کاری و  تبادل  کالا و خدمات مان زیاد بود اما واقعا در حساب و کتاب بحث من و تو در کار نبود....

او مردی بسیار همتی و در زمینه های مختلف صاحب نظر و در امور خیر منجمله برپائی مجالس روضه در سوگ حضرت سیدالشهدا پیشگام و فعال بود 

وی در پی خشکیدن  زاینده رود برای احقاق حق کشاورزان مظلوم شرق اصفهان بسیار تلاش کرد و مسبب ؛ مشوق و محرک اصلی بنده برای سرودن

  شعر زاینده رود  

آن عزیز سفر کرده بود

گذشت و ایثار آن مرحوم مثال زدنی بود برای نمونه عرض می کنم که روز جمعه ای یکی از کشاورزان ؛ صبح زود در خانه ی او را می زند و می گوید پمپ آب چاه مزرعه روشن نمی شود و از او می خواهد که برای رفع اشکال پیش آمده با او به مزرعه برود

وی سوار موتور کشاورز مذکور شده و به مزرعه رفته و مشکل تابلو برق را رفع می کند

وقتی کارش تمام می شود کشاورز او را به در خانه رسانده و به عنوان اجرت یک اسکناس هزار تومانی به او می دهد و سید صابر با بزرگواری آن را قبول کرده و از او تشکر می کند در حالی که اجرت واقعی اش لااقل سی چهل هزار تومان بوده است....

وقتی از او پرسیدم چرا حقت را نگرفتی؟ او جواب داد:

با این وضعیت موجود و خشکی زاینده رود و بی حاصلی  مزارع و خالی بودن دست کشاورزان می دانم که توانش بیش از این نبود 

گفتم با این حساب می خواستی آن هزار تومان را هم نگیری

او جواب داد:

نمی خواستم با قبول نکردن آن مبلغ عزت نفس او را خدشه دار نموده و کاری کنم که او نسبت به من احساس دین و بدهکاری داشته باشد....

روحش شاد و یادش گرامی باد

نثار روحش صلوات

اللهم صل علی محمد و ال محمد 

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط سیدمحمود

عالی بود ولی متن کوتا است
در پاسخ به سیدمحمود

نظر توسط

سلام
ممنونم از اظهار لطف حضرتعالی
اما ببخشید
اینکه نوشتید
متن کوتاه است
متوجه منطورتان نشدم
در پاسخ به

نظر توسط سید محمود

منظور از متن کوتاه یعنی میشه کمی طولانی ودرازا بنویسید تا از محتویات کلی و علمی مستفید شویم .
ممنون ازشما
در پاسخ به سید محمود

نظر توسط

سلام بر شما
بله درست می فرمائید
سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط Mofidifar Admin

سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط

اشعارت افتضاح بود.
در پاسخ به

نظر توسط

سلام
ممنونم از اظهار نظر حضرتعالی
سپاسگزار تان خواهم بود اگر موارد اشکال در اشعارم را متذکر شده و مرا برای خروج از این افتضاح راهنمایی فرمایید

نظر توسط حسن

سلام داداش
شعرت خوب بود ولی عیبش اینه که فقط به درد خودت میخوره
در پاسخ به حسن

نظر توسط

سلام بر شما
بله این شعر را بنده برای دوست مرحومم سروده بودم و قطعا انتطار هم نیست که به درد کس دیگری بخورد

نظر توسط حسن

با توجه به خاطره ای که از این مرحوم بزرگوار نقل کردید فهمیدم که ایشان یکی از نیکان روزگار بوده و به معنای واقعی یک عارف و متقی و سالک الی الله بوده و اینگونه انسانها تربیت نمیشوند مگر با نان و لقمه پاک و حلال و مطهر
درود بر شرف پدر و مادر چنین فرزندی
امیدوارم زمین پر شود از اینگونه مردان و زنان با غیرت و با تقوا
واقعا خانواده و دوستان این عزیز یک انسان حقیقی و واقعی را از دست داده اند
همانطور که در شعر گفتید امید دارم خداوند ایشان را با مولایش محشور فرماید
حسن صیاد از دیار سیستان دارالولایه امیرالمومنین
در پاسخ به حسن

نظر توسط

سلام ممنونم از اظهار لطف حضرتعالی
سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط علی

سلام
شعرتان جالب بود
ایا اجازه داریم از شعرتان استفاده کنیم و در یک محفل یخوانیم. ثوابش برسد به روح دوست مرحومتان
در پاسخ به علی

نظر توسط

سلام بر شما
بله استفاده از کلیه ی اشعاری که در این سایت هست جهت استفاده ی عموم آزاد است

سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط

روحش شاد
در پاسخ به

نظر توسط Mofidifar Admin

سلام بر شما

خداوند رحمتش کند همه ی درگذشتگان شما را

سلامت باشید ان شاءالله