رویش گل و خار در گلستان هستی.

مقدمه

متاسفانه در گلستان هستی همه ی خطرات و آفات متوجه گلهای بستان است اما هرزه ها چه آسوده خاطر در هر طرف بدون مشکل می رویند
آخرین تغییرات:
توسط
ای دریغا از چنین رسمی که باشد در جهان
هر گرانقدری بود کمیاب و محنت هم بر آن
مرغ خوشخوان با صدایی خوش بدیدم در قفس
وای از این ماتم که شد آفت به جان شیرین زبان
خوشتر از رخسار گل هرگز نمی روید به باغ
لیکن او پر پر شود از باد سردی در خزان
باغبان با اینکه گل کارد ولیکن هرزه ها
هر طرف روید خلاف طبع و میل باغبان
می رسد درد و خطر بر هر گرانقدر و عزیز
فی المثل دزدی که آید بر سر دری گران
پیکر مردار بی جانی نبیند زخم تیغ
ظالمان هم جان بجویند از تن آزادگان
ای بسا آزاده ای در کنج زندانی اسیر
هرزگان آزاد و از هر گونه آفت در امان
ساعتی چون گل به دنیا خوشتر آید ای امید
تا که با خواری بمانی مثل خاری جاودان

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.