شهید محسن حججی احیا گر غرور ملی ایرانیان.

مقدمه

آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
شهید محسن حججی احیا گر غرور ملی ایرانیان
وقتی سری برای رضای خدا رود
فرقی نمی کند تن بی سر کجا رود
باید کسی که شیعه و دلداه ی علی است
در زندگی همیشه پی مقتدا رود
بی شک نمیرد آنکه شود کشته چون حسین
پاینده آنکه در گذر کربلا رود
درسی گرفته عاشق پاکی در این زمان ؛
از مقتدای خود که به سمت بلا رود
آری به این روش حججی طی کند طریق
ای مرحبا بر او که چه بی ادعا رود
کی می شود اسیر عدو آنکه در جهاد
چون تشنه ای دوان پی آب بقا رود؟
آری شهید ما حججی خم به ابروان
هرگز نیاورد که رهای رها رود
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
نثار روح پاکش صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
.

پی نوشت

ایستاده بمیر


در دوره ای که نمایندگان نالایق مردم
رسوایی حقارت شان
جهان را پر کرد
و لودگی دیوانه وارشان ذلت ایرانیان را برای جهانیان به تصویر می کشید
به ناگاه بزرگمردی به نام

شهید حججی
از راه رسید
و
با مرگ شرافتمندانه اش
احیاگر غرور ملی ایرانیان شد

روحش شاد
و در بهشت شهیدان راه خدا جاودانه باد
ان شاءالله

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
با وکلایی همگی بی هنر
دیده ضرر این وطن از فتنه گر
مرد قوی همت و با اقتدار
گشته یقین گمشده ی این دیار
لاف غم مردم و عشق وطن
گرچه فراوان شنوی در سخن
لیکن از این عده یکی را زمان
چون کند از بهر وطن امتحان ؛
کی شود از فتنه کسی سرفراز ؟
کو به وطن با هنری چاره ساز؟
کاوه در این دوره ی ماتم کجاست؟
خشم فریدون به چنین غم کجاست؟
گر چه فراوان شنوی از وطن
کی شود اجرا عملی با سخن؟
گوش جهان کر شده از لاف شان
گرچه تباهی شده اهداف شان
این وسط از جنس سیاوش مجو
بهر وطن همت آرش مجو
آنکه نماینده ی این ملت است
مایه ی اندوه و غم و ذلت است
ننگ وطن باشد از آن کارشان
ای لعنت بر تن بیعارشان
من چه بگویم که گروهی نژند
عزت ملی به فنا داده اند
عده ای از جمع وکیلان پست
هریک شان مثل یکی لات مست
با عملی دون همه آزرده اند
آبروی کشور ما برده اند
پیش زنی کرده خودش را چه خوار
مردک بی آبروی نابکار
ای که دم از میهن و کوروش زنی
لاف خشایار و سیاوش زنی
کوروش ما بنده ی دشمن نبود
باعث ویرانی میهن نبود
او زن بیگانه پرستش نکرد
پیش عدو خواهش و کرنش نکرد
آن زن بیگانه چرا با شماست؟
هیزی چشمان شما از کجاست؟
پس حججی آمد و چون صحنه دید
آبروی رفته ی ما را خرید
او سر خود پیش عدو خم نکرد
ذره ای از عزت ما کم نکرد
در قفسی گرچه بود جسم شیر
پیش شغالی تو نخوانش اسیر
غیرت شیر است و به خواری محال
گرچه رود بین هزاران شغال
گر چه جفا های فراوان بدید
یک تنه ، مردانه ولی شد شهید
لشکر داعش همه در بند اوست
مات نگاه و گل لبخند اوست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
.

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط محمد چاکرالحسینی

باسلام
گل گفتی هر چه از حججی گفتی
زنده وپر توان در گفتن حق از اینکه
یادی از شهید والا مقام ححجی کردید
از شما نهایت تشکر رادارم
در پاسخ به محمد چاکرالحسینی

نظر توسط Mofidifar Admin

سلام بر شما

ممنونم از لطف حضرتعالی

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک