دلیل آمدن بنده به جهان.

مقدمه

آخرین تغییرات:
توسط
بنده تنها پی جانان به جهان آمده ام
نه به این صحنه پی سود و زیان آمده ام
چون توقف نکند چرخش نقاله ی عمر
با بصیرت پی این چرخ زمان آمده ام
سوی دریای نگارم به شتاب از پل عشق
همچنان قطره بر این جوی روان آمده ام
گل زیبای رخش می رسدم فصل بهار
از همین رو به مسیرش به خزان آمده ام
معبرم روشن و واضح بود از دیده ی عقل
که بر این بادیه بی شک و گمان آمده ام
از همین جا نگرم مقصد خود را به عیان
از چنین حال خوشی در هیجان آمده ام
بین مرا در پی جانانه چنین خرم و شاد
که چه آزاد و چه بی قید و عنان آمده ام
صدف جسم مرا چون شکند سنگ اجل
شادم از اینکه چنان در گران آمده ام

پی نوشت

بعضی ها وقتی صحبت از هدف خلقت انسان می شود هدفمند بودن خلقت انسان را رد می کنند
شما اگر در بدن تان فقط یک عضو را نام بردید که بی ثمر و بیهوده باشد مطلب فوق را می توان قبول کرد منتهی وقتی چشم برای دیدن 
گوش برای شنیدن 
پا برای راه رفتن
دندان برای جویدن
معده برای هضم غذا 
دست....
بینی......
ریه.....
مغز.....
قلب.....
و.... و خلاصه هیچ عضوی بدون علت و بی دلیل در بدن ما قرار نگرفته حال خیلی مسخره خواهد بود اگر بگوئیم کل بدن بی هدف و بلاتکلیف است

مثل اینکه در مورد اتومبیل بگوئیم 
صندلی ماشین برای نشستن
شیشه برای ایمن بودن از باد و سرما
موتور برای ایجاد نیروی محرکه
استارت برای روشن کردن ماشین
چرخ ها برای حرکت
ترمز....
کلاج. ...
دنده....

اما خود ماشین هیچ هدفی برای ساختنش وجود ندارد....

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.