شعری طنز گونه از زبان حامیان میهن پرست روحانی

مقدمه

به مناسبت انتخاب مجدد آقای روحانی و در آستانه ی ایام تنفیذ حکم ریاست جمهوری به ایشان    بنده  از زبان حامیان فهیم و ایران دوست  آقای روحانی به سبک شعرای قدیم که مثلا  وقتی نیمی از ایران طی یک معاهده از دست می رفت  شعرای پاچه خوار ضمن ادای سرسلامتی اشعاری در مدح  پادشاهان نالایق قاجاری می سرودند قصیده ای سروده ام که خدمت روحانی ؛ اعضای کابینه و همه ی هوادارانش تقدیم می کنم

11 مرداد 1396

آخرین تغییرات:
توسط
به مناسبت انتخاب مجدد جناب آقای شیخ حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور کشور ایران بنده به سبک شعرای قدیم که اشعاری در مدح و ثنای پادشاهان خدمتگزار می سرودند قطعا شعری در قالب قصیده سروده ام که خدمت آقای روحانی تقدیم می کنم
اکثریت برای روحانی
جان ببازد به پای روحانی
بنده هم مثل دیگران دارم
با دل و جان هوای روحانی
چون نفهمم نتیجه ی برجام
قانعم با نوای روحانی
بوده این علم و معرفت تنها
منحصر در فضای روحانی
چشم خود بسته ام در این دنیا
چون گرفتم عبای روحانی
هر کجا می رود پی اش باشیم
با صدای بیای روحانی
به چه کار آیدت در ایران عقل
تا که باشد ندای روحانی؟
هر چه او می کند همان نیکوست
کس نگیرد خطای روحانی
همچنان گرچه بند تحریمیم
دلخوشم با صدای روحانی
به کسی چه رکود و بیکاری
با وجود رجای روحانی؟
ای بنازم امید و تدبیری
که شده رهگشای روحانی
ملتی را چه خوش نماید رنگ
ذره ای از حنای روحانی
کاخ شاهان به همت مردم
گشته دولتسرای روحانی
در عوض سهم مردم محروم
گشته جور و جفای روحانی
گور بابای مردم بدبخت
زنده باد آشنای روحانی
زنده بادا برادر و اقوام
با زن و بچه های روحانی
به گمانم کنون بنی صدری
کرده بر تن ردای روحانی
این زمان دشمن مصدق هست
همدم و همگرای روحانی
امریکا قبله گاه حاجات است
در نماز و دعای روحانی
غافل از اینکه یک زمان گردد
باعث انزوای روحانی
کمتر از پادشاه قاجاری
چون نباشد بهای روحانی ؛
پس وطن را اگر به دشمن داد
همچنان گو ثنای روحانی
به درک گر فنا شود کشور
در ازای بقای روحانی
نه فقط هسته ای فدایش باد
کل ایران فدای روحانی
حق ما خلق کور و نادان است
اژدها با نمای روحانی
و من الله توفیق

پی نوشت

از ماست که بر ماست.....

در زمان قاجار فرضا وقتی نیمی از ایران به خاطر بی تدبیری  و بی کفایتی حضرت شاه از دست می رفت ملت قهرمان می گفتند

رفت که رفت فدای یک تار موی سر همایونی....

امروز هم ملت ایدان با انتخاب ا قای روحانی ثابت کردند که ما فهمیده تر از مردم ایران در زمان قاجاریه نیستیم....

سال اول دوره ی دوم ریاست جمهوری آقای روحانی برای مردم ایران از بسیاری جهات بدترین دوران چهل ساله ی پس از انقلاب بود
وضعیت نابسامان اقتصادی ؛ تورم بالا همراه با رکود بازار و گرانی بی سابقه و تنزل ارزش ریال در این چهل ساله نظیر نداشت....

اما این روزگار شوم حق اکثریت جامعه ی ایرانی از اصول گرا گرفته تا اصلاح طلب و از انقلابیون و بچه مذهبی ها گرفته تا سکولارها و مخالفان نظام است....

چرا؟
زیرا اولا در انتخابات سال 96 پس از چهار سال نمایش مدیریت  ضعیف دولت روحانی باز اکثریت مردم ایران پای صندوق های رای حاضر شدند و دوباره روحانی را بعنوان رئیس جمهور انتخاب کردند
جالب است که حتی مخالفان نظام هم با ولع و اشتهایی عجیب در صحنه حضور یافتند و با افتخار به روحانی رای دادند....
ثانیا جبهه ی اصولگراها نیز در این قضیه مقصرند زیرا با معرفی فرد ضعیفی چون آقای رئیسی ؛ به نوعی خود باعث و بانی پیروزی آقای روحانی در انتخابات شدند

واقعا عجیب است که اکثریت مردم ایران از عملکرد افراد در لباس روحانیت خسته و نا امید شده و بسیاری از مردم از آخوند جماعت متنفرند پس چه شد و  چه کسی سناریوی انتخابات سال 96 را چنان طراحی کرد که در پایان انتخابات مردم حتما یک نفر ملبس به لباس روحانیت را بعنوان رئیس جمهور انتخاب کنند؟؟؟!!!!

به هر حال این وضعیت آشفته در ابعاد مختلف ؛ حاصل بی تدبیری و فریبکاری سیاسیون از یک سو و از طرف دیگر نتیجه ی ساده لوحی و ناپختگی عموم مردم ایران است...

یک سوال سیاسی:


احمق کیست؟

1. سیاستمداران آمریکایی 
2. مسئولین جمهوری اسلامی ایران 
3. امت قهرمان ایران 


فرض کنید یک سناتور امریکایی بنام آقای ایکس بعنوان یکی از سرسخت ترین مخالفان جمهوری اسلامی ایران  بارها و بارها در سنای امریکا عامل تصویب انواع تحریم ها و فشارها بر روی جمهوری اسلامی ایران بوده و در دنیا به عنوان نماد ضد ایرانی شناخته شده است.

حال پس از سالها متوجه می شوید که این آقای ایکس ضمن به یغما بردن معادن و ذخایر ملت بینوای امریکا این سرمایه های غارت شده را در ایران سرمایه گذاری کرده و بواسطه ی آنها در ایران صاحب چه قصر و ویلاهایی شده است و علاوه بر این چند تن از اعضای خانواده‌ی این آقای ضد ایرانی در ایران اقامت دارند و  خودش هم هر یکی دو ماهی یک بار به ایران سفر کرده و فرضا در سواحل زیبا و با صفای دریای خزر و.... به عشق و حال مشغول می شود....

با این حساب فرضا شما بعنوان یک شهروند امریکایی نسبت به این سناتور چه احساسی خواهید داشت؟
در مورد دولتمردان ایران که دشمن خود را در کشورشان راه می دهند چه فکر می کنید؟

آیا وقتی متوجه چنین موضوعی شدید کلا نسبت به سیاست های این آقا و اصلا نظام حاکم بر امریکا و روابط ظاهرا خصمانه ی ایران و امریکا دچار شک و تردید نمی شوید؟

آیا فکر نمی کنید تمام درگیری های سیاسی بین ایران و امریکا سیاه بازی بوده و به نوعی دعوای زرگری محسوب می شوند؟......

حال شما هموطن عزیز ایرانی!  آیا تاکنون این سوال برای تان پیش نیامده که موضوع از چه قرار است که اکثر سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران علیرغم اینکه همواره شعار مرگ بر امریکای شان گوش فلک را پر کرده و بارها و بارها پرچم امریکا را به آتش کشیده اند دو تابعیتی بوده و اعضای خانواده ی بسیاری از آنان در امریکا اقامت دارند؟

به نظر شما دولتمردان امریکا احمق اند که اجازه می دهند این سیاستمداران ضد امریکایی  ضمن گفتن مرگ بر امریکا سر بر  دامان شان  بگذارند یا مسئولین ما احمق هستند که اینطور بی پروا دور ارباب شان می گردند؟ یا ما ملت ایران را احمق تصور کرده اند و یا نه واقعا ما احمق تشریف داریم که پس از چهل سال هنوز متوجه قضیه نشده ایم؟

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.