روندی که انقلاب ایران طی کرد

مقدمه

سوالی که مدت هاست ذهن بنده را به خود مشغول ساخته این است که واقعا ما برای چه انقلاب کردیم؟

آیا انقلاب شد تا اشراف زمان طاغوت از کاخ های شان اخراج شوند و عده ای تازه به دوران رسیده جانشین ایشان گردند؟؟؟

واقعیت این است که در کل حاصل انقلاب برای مردم این شد که طبقه ی اشرافی که در زمان طاغوت بر مردم حکومت می کردند رفتند و عده ای دیگر با توان مدیریتی پایین تر جایگزین آنان شدند

۱۷  اردیبهشت۱۳۹۶

آخرین تغییرات:
توسط
قصه ی انقلاب
انقلابی به ملک ایران شد
شاه بیچاره پس گریزان شد
سلطنت شد فنا که از آن پس
ظلم و جور و جفا نبیند کس
تا شود سهم مردمان یکسان
از تمام منابع ایران
تا که ما سالم و برادر وار
طی کنیم از سر خوشی ادوار
ابتدا گرچه جنگ و بلوا بود
بین ما همدلی هویدا بود
اکثر مردمان و مسئولان
بوده همرنگ هم در آن دوران
منتها بعد جنگ و آن کشتار
ماجرای احد شود تکرار
هر کسی در پی غنائم رفت
بر خلاف مسیر قائم رفت
اندک اندک مسیر مسئولان
منحرف شد به جانب شیطان
طلحه ها پس در آمدند از نو
تا روند از پی دلی کج رو
جای خدمت به مردم و کشور
شد هدف کاخ و مسند و زیور
جای ایجاد نظم و دلگرمی
پیشه شد اختلاس و بی شرمی
پس گدا زاده ها عیان گشتند
دزد و غارتگر زمان گشتند
میوه ی باغ مملکت چیدند
هر چه شد از خزانه دزدیدند
یا همین جا حقوق ما خوردند
یا که راحت از این وطن بردند
پس بر آن عده ضمن علافی
زندگی شد به سبک اشرافی
کس بگو‌ید چرا به ایران شد
انقلابی که فخر دوران شد؟
بهر مردم چه شد عوض جز نام
نام مسئول و کوچه و ایام
بین کثیری به فقر و بدبختی
عده ای فارغ از غم و سختی
دولتی ها به کاخ شاهانند
عده ای هم به حسرت نانند
این یقین راه و رسم مردی نیست
این میان کاوه یا فریدون کیست؟
کو ابر مرد روشنی دلسوز
تا کند شام این وطن را روز
کو به ایران مدیر آگاهی ؟
خواهد این مملکت رضا شاهی
تا کشد یاغیان ایران را
بر کند ریشه های دزدان را

پی نوشت


عده ای بر بنده ایراد میگیرند که چرا تو در اشعارت رضا شاه قلدر را تمجید و تکریم می کنی ؟

در پاسخ به این عزیزان عرض می کنم:

بنده از رضاشاه تقدیر می کنم زیرا او با قدرت و همت و درایت خویش به خوبی توانست ایران تکه تکه شده را دوباره یکپارچه سازد و در سایه ی همت و ابهت خویش ، امنیت جانی و مالی مردم ایران را تامین نماید

و حال آنکه قبل از آمدنش جان و مال مردم به راحتی مورد تعرض دزدان و راهزنان از یک‌سو و از سوی دیگر به راحتی در تملک خوانین و والیان ظالم قرار می گرفت

بنده به عنوان یک مسلمان مقید به اصول ، با برنامه ی کشف حجابی که در زمان رضا شاه اجرا شد به شدت مخالفم

اما این چه رسم زشتی است که ما ایرانیان داریم و عادت کرده ایم فقط نیمه ی خالی لیوان را نگاه کنیم؟

اعتقاد بنده این است که باید انصاف داشت و از عملکرد هر کس معدل گرفت

ضمن اینکه ما که نباید حکومت رضا شاه را با حکومت عدل علی مقایسه کنیم می بایست رضاشاه را با پا شاهان دیگر قیاس نمود

باید عملکرد رضاشاه را با عملکرد جمهوری اسلامی مقایسه کرد باید دید مخالفان رصاشاه خودشان چه گلی به سر این مردم و مملکت زده اند تا معلوم شود چه کسی چند مرده حلاج بوده است و الا بله قطعا رضاشاه هم اشتباهاتی در روش کارش بوده است

بله بنده هم قبول دارم رضاشاه اقدامی در جهت بالا بردن سطح دین در جامعه ی ایران نکرد ، بلکه مسبب پدیده ی ضد اسلامی کشف  حجاب شد اما در جهت پیشرفت و ایجاد رفاه مردم به نسبت خیلی بهتر از مسئولین جمهوی اسلامی ایران عمل کرد اگر چه مسئولین جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر از رضاخان مروج بی دینی و دین گریزی مردم در ایران شده اند

اما مگر شما به جز معصومین علیهم السلام فرد دیگری را بی عیب و ایراد سراغ دارید؟

آری می بایست عملکرد همه ی پادشاهان ایران را در طول تاریخ با هم مقایسه نمود تا پادشاهان لایق وخدمتگزار از حاکمان فاسد و بی کفایت تفکیک شوند. و قطعا اگر با این نگرش به تاریخ نظر کنیم در می یابیم که رضاشاه یکی از بهترین پادشاهان تاریخ ایران بوده است

شما غیر از مسئله ی کشف حجاب در کجای اقدامات و برنامه ها و روش مدیریتی رضاشاه اشکال می بینید؟

فقط انصافا تصور کنید در این دوران و با تکنولوژی امروز اگر قرار بود راه آهن سراسری ایران تاسیس شود اجرای این پروژه ی عظیم با بیش از هزار تونل کوچک و بزرگ چند سال به طول می‌انجامید؟

مدیریت منحصر به فرد رضاشاهی که بنده آن را تمجید می کنم توانست آن پروژه ی عظیم را طی یازده سال با موفقیت به پایان برساند

بنده یقین دارم مدیریت اجرایی امروز ایران با بهره گیری از تکنولوژی برتر و امکانات پیشرفته ی امروزی حتی در مدت سی سال هم قادر به اجرای چنین پروژه ای نیست

البته کسانی که در پی سیاه نمایی خدمات رضا شاه هستند می گویند: رضا شاه راه آهن سراسری را برای انگلیسی ها ساخت.....

و حال آنکه همین ایراد نابجا نشان از ناآگاهی منتقدان رضا شاه است

زیرا در نظر داشته باشید که فرضا ساخت پل ورسک طی سال های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۵ انجام شد یعنی ساخت این پل پنج سال قبل از وقوع جنگ جهانی دوم آعاز و سه سال پیش از شروع جنگ به پایان رسیده است....

و این در حالی است که متفقین ایران را در سال ۱۳۲۰ اشغال کرده و از راه آهن سراسری برای کمک به روسیه استفاده کردند

مخالفان رضاشاه ایستادگی نکردن ارتش ایران در برابر سپاه متفقین و تسلیم شدن ایران را نقطه ی ضعف دیگری از رضا شاه عنوان می کنند....

و حال آنکه به اعتقاد بنده رضاشاه در آخرین خدمتش به ایران شخصیت خود را فدای مردم ایران نمود.....

و قطعا اگر او به جای تسلیم راه دفاع از نفوذ متفقین را برمی گزید سرانجامش همانند هیتلر می شد و با این تصمیم نابخردانه ملیونها ایرانی را به کشتن داده بود.....

حقیر اگر در زمان حکومت رضا شاه زندگی می کردم یکی از خدمتگزاران افتخاری او بودم و بجای انتقاد از روش دیکتاتوری او که لازمه ی شرایط آن روز ایران برای پیشرفت بود؛ وی را در جهت سازندگی هر چه بیشتر ایران یاری می رساندم

آری بنده رضا شاه را تمجید و تکریم می کنم زیرا او از جمله معدود پادشاهان طول تاریخ ایران بوده که عیاش و خوشگذران نبوده است

او به جای ساختن حرمسراها و عشرتکده ها عزم و همتش را برای ساخت راهها و پل ها و گسترش علم و بهداشت و ساختن دانشگاه و درمانگاه و.... بکار بست..

گر چه مردم ایران هرگز قدر دان خدمات شایان وی نبوده اند

خدا رحمت کند رضاشاه را

روحش شاد

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.