شعری انتقادی با نگاهی به وضعیت نابسامان فرهنگی ، اقتصادی کشور:

مقدمه

فاسدترین نهاد در جمهوری اسلامی ایران:


با عرض سلام و ادب و احترام 
و تبریک هفته ی قوه ی قضاییه خدمت همه ی قضات رشوه گیر و وکلای بی انصاف  و همچنین عرض شادباش به همه ی  کلاهبرداران و اختلاس گران و دزدان محترمی که در سایه ی چنین قوه ی قضاییه ای در کمال امنیت به فعالیت مشغول اند و تبریک ویژه به اکثریت امت قهرمان ایران که با انجام بی رویه ی کارهای خلاف قانون شلوغ ترین دادگاه های جهان را به خود اختصاص داده اند ؛ خاطره ای را خدمت شما تقدیم می کنم 


یک شب خواب دیدم کشور ایران توسط گروهی تهدید شده بود که فردا فاسدترین اداره و سازمان در جمهوری اسلامی ایران مورد حمله قرار خواهد گرفت و ساختمانهای این دوایر در سراسر ایران منفجر خواهند شد....

در پی انتشار این تهدید تروریستی اخبار اعلام کرد که چون هدف این تهدیدات مشخص نیست و هر یک از ادارات می توانند هدف این حمله ی تروریستی باشند لذا تمام ادارات و سازمانها و ارگانها در تمام شهرهای ایران فردا تعطیل است....


به هر حال وحشت همه ی ایران را فرا گرفته بود بطوری که فردای آن روز کسی از خانه خارج نمی شد تا اینکه صدای انفجاری همه ایران را لرزاند....

در عالم رویا موقع انفجار دیدم که گردی بلند شد و پس از آن آسمان پر شد از ترازو و مثل باران ترازو بود که بر زمین می ریخت تا اینکه یکی از آنها به سر بنده خورد و در همین لحظه از خواب پریدم....

صبح خوابم را برای پدرم تعریف کردم و ایشان چنین تعبیر کردند:

تمام اورگانها و ادارات و سازمانها در ایران فاسدند اما قوه ی قضاییه از همه فاسدتر است

پرسیدم چطور؟؟!!

پدر فرمودند:
همه ی ادارات فاسدند چون همه را تعطیل کردند و با توجه به اینکه بعداز حمله تروریستی از آسمان ترازو بر سر مردم باریده  قوه ی قضاییه فاسدترین نهاد در ایران است چون ترازو نماد قوه ی قضاییه است....

.

آخرین تغییرات:
توسط
شعری انتقادی از وضعیت کشور
وطن امروزه جولانگاه گرگ است
اسیر پنجه ی دیو بزرگ است
به شدت میهنم باشد گرفتار
میان درد و آفت های بسیار
وطن گردیده مهد انحرافات
به درد جهل و اوهام و خرافات
از این رو معنی اش دیگر وطن نیست
در آن پس افتخاری بهر من نیست
وطن یعنی: تورم دم به ساعت
ستم بر مردمان بی بضاعت
مدیریت به ایران بی بخار است
لذا اسب تورم بی مهار است
ریال بی بخار ما چه خوار است
کنون دهها هزارش یک دلار است
وطن یعنی: دو روز زندگانی
اسیرِ وام و بحران و گرانی
درآمد با ریال بی بخار است
ولی خرجی حسابش با دلار است
در این دوران مدیریت ضعیف است
ولیکن هر رئیسی بی حریف است
از این ملت به میدان سیاست
یکی دارد فقط حق ریاست
لذا اینجا تو مجبوری به کرّات
ببـینی یک نفر در انتخابات
تمام این وطن در اوج بیداد
بود در دست یک فامیل شیاد
همان هایی که دزد و نابکارند
به نوبت روی مسند ها سوارند
در ایران بین خیانت در امانت
به مسند تکیه کردن بی دیانت
چنین بر مسند خود تکیه دادن
ریایی در مساجد پا نهادن
ولی هرگز حقیقت را ندیدن
لذا با پنبه سرها را بریدن
وطن از باب قانون بی اساس است
که اول در جهان در اختلاس است
وطن یعنی: تبر بر ریشه ی دین
جنایت با لباس و نام آئین
وطن امروزه جای حقه بازی است
فضای وحشت و آلوده سازی است
بنابر این خوشا بر حال دلال
مضافاً دزد و شیاد خوش اقبال
وطن یعنی: بدیدن کدخدا را
چپاول مردمان بینوا را
اصول دین در اینجا پست و مال است
لذا هر ظلم و تبعیضی حلال است
در این دوران ترحم رفته در گور
کند هر کس جفا در حد مقدور
در ایران بین شلوغی در محاکم
نشان از مردمانی خوب و سالم!
وطن یعنی: اگر حاکم کند قوز
کند ملت پی اش پیوسته چلغوز.....
به نسبت حاکمان را با خلایق
مثل باشد خلایق هرچه لایق
عجب از آنکه پوید راه کج را
ولیکن از خدا خواهد فرج را
کجا ما لایق درک امامیم
که ما ناپخته از بهر قیامیم
وطن خواهد رضا شاهی قوی دست
که بی پروا کشد هر مجرم پست
کند اجرا قوانین مصوب
نماید خاطی یان را خود مودب
الهی پس رضا شاهی بیاید
بدی ها را از این کشور زداید.....
شرح مختصری از ایران امروز

پی نوشت

دیکتاتوری بهتر است یا دمکراسی؟

در ادوار مختلف انتخابات ریاست جمهوری علیرغم شعارهای زیبای کاندیداها در زمان تبلیغات انتخاباتی ، متاسفانه تاکنون هیچ رئیس جمهوری را پس از پیروزی در انتخابات ،  صادق و عامل به وعده هایش نیافته ایم

اعتقاد بنده این است که در ایران هنوز زمینه ها و بسترهای لازم  برای داشتن حکومتی تحت عنوان جمهوری محقق نشده است بنده فکر می کنم ایران به شدت به دیکتاتوری مطلق از نوع رضاخانی محتاج است.
 کشور ما نیاز دارد به شاهی فکور و مقتدر و با همت و اراده ای قوی تا بتواند ایران را به جایگاه شایسته ی خود در جهان برساند.

ما به حاکمی نیاز داریم که همه ی ایران را ملک و دارایی خود محسوب کند  و همه ی مردم ایران را چون فرزندان خویش بداند.

پس از اتمام ساخت و ساز جزیره ی کیش اسدالله علم سند آن را به نام محمدرضا  شاه صادر کرد و آن را به شاه تقدیم نمود. شاه عصبانی شد و آن را به صورت علم پرتاب کرد و گفت: چرا می‌خواهی مرا صاحب یک تکه زمین ناقابل کنی؟ بی آنکه بخواهم ادعای مالکیت خصوصی قطعه زمینی را داشته باشم تمام این مملکت به من تعلق دارد....

این نگاه گرچه ظاهرا مستبدانه و ناخوشایند است اما وقتی حاکمی چنین حسی نسبت به سرزمین تحت امرش داشته باشد اولا برای حفظ آن خواهد کوشید ثانیا مانند کسی که نهایت سعی خود را خواهد کرد که خانه ی مسکونی خویش را مجلل و مرتب نماید حاکم نیز برای کشورش چنین خواهد نمود.

اما امروز شاهدیم که بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی ایران ذخائر و منابع ایران را به غارت می برند زیرا ذهنیت شان این است که چون فرصت محدودی برای کسب منافع داریم باید در این فرصت نهایت استفاده را ببریم.

مرحوم پرفسور حسابی نقل کرده است که وقتی پیشنهاد تاسیس دانشگاه را به رضاشاه دادم به راحتی دستور تخلیه ی پادگان بزرگی را صادر کرد تا دانشگاه تهران در آنجا  ساخته شود
حال تصور  کنید آیا امروز امکان چنین کاری  وجود دارد؟
امروزه هر اداره و سازمانی در جمهوری اسلامی برای خودشان حکومتی مستقل ؛ منافعی مستقل و حاکمان و تصمیم گیرانی مستقل دارند و نه تنها در یک راستا حرکت نمی کنند بلکه غالبا  سد یکدیگر می شوند و چوب لای چرخ یکدیگر می گذارند....

و یا نقل است که  رضا شاه در تنها سفر خارجی اش وقتی به ترکیه سفر کرد ؛ اتاترک براى پذیرایى از شاه ایران سنگ تمام گذاشت..... من جمله شب دختر بسیار زیبایى را به اتاق رضا شاه فرستاد تا شب پیش او باشد....
اما رضا شاه او را از اتاقش بیرون کرد...
یکی از همراهان وقتی که این رفتار رضاشاه را دید با تعجب پرسید:
چرا دختر به این زیبایى را رد کردى؟

رضا شاه گفت: شما چه فکرى مى کنید؟؟؟ اگر روزى آتاترک به ایران بیاید انتظار دارد که این کارش را جبران کنم آن وقت من دختر چه کسی را برای او بفرستم؟...!!! همه ی زنان و دختران ایران ناموس من هستند....

اما در مقابل امروز شاهدیم که متاسفانه نوامیس این ملت چون کالایی تجاری به امارات و چین و ترکیه و....صادر می شوند... 

همانطور که اتومبیل در سفر نمی تواند همزمان با دو یا چند راننده ، سالم به مقصد برسد کشور نیز باید یک فرمانروا داشته باشد اما امروز کشور ایران در دست صدها نفر است و متاسفانه اکثر دست اندر کاران ، بدون توجه به مصالح مملکتی ؛ هر کسی سعی می کند کشور را به سوی اهداف خود سوق دهد...

پس از پیروزی انقلاب خصوصا بعداز رحلت حضرت امام خمینی فارغ از هر عامل خارجی این سردرگمی و عدم وجود سکانداری واحد دلیل اصلی عدم پیشرفت شایسته ی ما در مسیر تعالی فرهنگی و اقتصادی بوده است .

شرح مختصری از ایران امروز
شرح مختصری از ایران امروز

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط حامد کوچکی

سلام اقای مفیدی شاعرتوانا زبردست شعرهای شما درتمام زمینه ها واقعا عالی هستند وحرف ندارند و واقعیات جامعه ودردمشترک جامعه ی کنونی را بیان می کند من دربعضی جلسات ازشما صحبت کردم وقسمتی ازاشعارت رادر گروه ها پخش کردم پیروزباشید
در پاسخ به حامد کوچکی

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام جناب آقای کوچکی
از نظر لطف شما سپاسگزارم
بنده و این سایت و اشعارش در خدمت شماست
موفق باشید
ان شاء الله

نظر توسط ایران دوست

نه دیگه
اینجا رو اشتباه اومدی دوست عزیز
خلایق هرچه لایق.....

خدائیش حیف رضاشاه بود که بیاد ایران
ما همین روحانی و احمدی نژاد بیشتر بهمون میان.....
در پاسخ به ایران دوست

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام دوست عزیز

مردمی که دغدغه شان کنسرت و..... باشد انصافا روحانی از سرشان هم زیاد است

به قول شما
خلائق هرچه لایق....

خدایا پس ببخش
همین روال خوب است

احمدی نژاد
تورم
زلزله....

روحانی
رکود
زلزله....

خدایا شکر
وضع ما
عالی است
پس به همین روال ادامه بده.....

نظر توسط ناشناس

سلام واقعا عالی بود دست مریزاد!
در پاسخ به ناشناس

نظر توسط

سلام
ممنونم از اظهار لطف حضرتعالی

در پناه خدا باشید
ان شاءالله

نظر توسط احد پناهی

بهتراست دراشعار راه حل هم ارائه شود بهرحال زیبا بود موفق باشید
در پاسخ به احد پناهی

نظر توسط

سلام بر شما
ممنونم از اظهار نظر تان
بله درست می فرمایید
و البته در جاهایی راهکارهایی هم ارائه شده است

مثلا برای نمونه در شعر خلبان ناشی راه کاری تحت عنوان شایسته سالاری بیان شده است

در صورت تمایل لطفا به صفحه ی زیر مراجعه فرمائید

https://www.mofidifar.com/سیاسی-اجتماعی/ناشی



سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله

نظر توسط gandom

سلام و وقت بخیر آقای مفیدی گویی وضعیت ناهمگون و جان فزای ملک مصیبت زده مان را در پس اشعارتان به خوبی می شود دید من هم شاعر هستم ابیات به ابیات این مثنوی ها صداهای خاموش شده ی مردان و زنان آزادی خواهی ست که به جرم انسان بودن در بند هستند به امید ملکی آزاد
در پاسخ به gandom

نظر توسط

سلام بر شما فرهیخته ی گرامی

ممنونم از اظهار لطف حضرتعالی

امیدوارم روزی فرا رسد که همه ی ما مردم ایران دست به دست هم داده و با مقدم دانستن منافع ملی به منافع شحصی ایران عزیز را به شایستگی بسازیم تا اینکه دیگر نه در آن نشانه ای از فقر و ویرانی باشد و نه اثری از ظلم و فساد

در ضمن بسیار خوشحال می شوم اگر لطف فرموده و بنده را با اشعار نغزتان آشنا فرمائید


سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط gandom

باعث افتخار من است استاد
در پاسخ به gandom

نظر توسط

سلام
برای تان بهترین ها را آرزو می کنم
سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله

نظر توسط حسیب الله حفیظی

سلام وخسته نباشید تقدیم حضور شما واقعا شعرهای تان عالی است و امیدوار هستم به سروده های تان ادامه دهید وراهکارهای برای راه حل هم بسراید ممنونتان
در پاسخ به حسیب الله حفیظی

نظر توسط Mofidifar Admin

سلام بر شما هموطن عزیز.
ممنونم از اظهار لطف حضرت عالی.
بله در برخی از اشعار، راهکارهایی هم ارائه شده است.
به عنوان نمونه در :
https://www.mofidifar.com/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D9%86%D8%A7%D8%B4%DB%8C

سلامت و موفق و سرافراز باشید. ان شاء الله