نامه ای به خداوند مهربان

مقدمه

پرش به ناوبریپرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

 وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ۚ

إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

مشاهده آیه در سوره

به نام خداوند احسان و فضل

اجازه می خواهم پیش از ارائه ی شعر "نامه ای به خدا" در ارتباط با توکل بر خدا و عنایات الهی یک داستان واقعی را بعنوان مقدمه ی شعر خدمت شما نقل  کنم تا ببینید که ایمان حقیقی و توکّل بر خداوند رحمان چقدر در زندگی انسان موثر و چاره ساز است !

 نقل شده است که در زمان ناصرالدین شاه، طلبه ی مخلص و فقیری بود بنام نظرعلی طالقانی که در حوزه ی علمیه مروی تهران درس ميخواند.

 روزی نظرعلی که از مشکلات و گرفتاری‌های زندگی به تنگ آمده و مضطر شده بود با خود گفت خوب است خواسته هایم را طیِّ  نامه ای برای خداوند بنویسم....

لذا دست به کار شد و عریضه ای به این مضمون خدمت خداوند رحمان نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خداوند متعال 
سلام علیکم 

اینجانب بنده ی شما نظرعلی طالقانی هستم.
با توجه به اینکه در قرآن فرموده ای :

وَ ما مِن دابّه فِی الارض الّا عَلی الله رِزقها
هیچ موجود زنده ای نیست مگر اینکه روزی او بر عهده ی خداوند است.

بنده هم جنبنده ای  از جنبندگانت بر روی زمین هستم و با عنایت به این موضوع که در جای دیگر از قرآن فرموده ای :

انّ الله لا یُخِلفُ المیعاد
مُسلمّا خدا خُلف وعده نمی کند

با این وجود خود شاهد هستی که به شدت نیازمندم
به هرحال اینجانب دست نیاز به پیشگاهت دراز می کنم تا از خزانه ی فیض ات بی نیازم سازی

و اما خواسته های بنده عبارتند از:

۱ - همسری زیبا ؛ نجیب  و متدین
۲ - خانه ای وسیع
۳ - یک خادم مطمئن
۴ - یک کالسکه و سورچی
۵ - یک باغ مناسب
۶ - مقداری پول برای کسب و کار 

 لطفا خواسته ها و مایحتاج بنده را بررسی نموده ؛ تمام احتیاجاتم را برطرف فرمائید 

با تشکر

 نظرعلی طالقانی 
مدرسه مروی
حجره ی شماره ی ۱۶ 

نظرعلی بعد از نوشتن نامه، با خودش فکر کرد که نامه را چگونه می تواند به دست خدا برساند؟

او با خود می گوید  که  مسجد خانه ی خداست، پس بهتر است نامه را بگذارم روی پشت بام  مسجد تا به دست خدا برسد.

لذا در  روز پنجشنبه ای به مسجد بزرگ بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) می رود و نامه را لای شکاف دیواری در پشت بام مسجد پنهان می کند

فردای آن روز یعنی صبح جمعه، ناصرالدین شاه با جمعی از درباریان در مسير رفتن به شکار از جلوی آن مسجد می گذشتند که به خواست خداوند ناگهان تندبادی می وزد و نامه ی نظرعلی طالقانی روی پای ناصرالدین شاه می افتد.

ناصرالدین شاه نامه را می خواند و با خواندن آن از شکار منصرف شده  دستور میدهد که همراهانش به کاخ برگردند 

شاه همه ی درباریان و وزیران و ماموران حکومتی را فرا می خواند و موضوع را با آنان در میان می گذارد.

همچنین  پیکی را به مدرسه ی مروی می فرستد تا نظرعلی را به کاخ بیاورد. 

در هر حال ناصر الدین شاه از نظرعلی می خواهد که نامه اش  را در حضور  وُزرا و اُمرای حاضر بخواند

نظرعلی نامه را می خواند سپس شاه به درباریان میگوید:

 خداوند او را به ما حواله فرموده است.

سپس بند بند خواسته های نظرعلی را دوباره مطرح می کند و هر یک از وزرا و درباریان عهده دار برآوردن یکی از خواسته های او می شوند....

خلاصه یک روز نشده همه ی حوائج نظرعلی طالقانی برآورده می شود

آری ؛ وقتی به در خانه ی خدا می روید ، یادتان باشد که همراه خود  ایمان، توکّل و صفای دل را ببرید و با اطمینان در بزنبد و مطمئن  باشید که حاجت روا خواهید شد

ان شاءالله

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
اوّلِ هر نامه به نام خداست
نام خدا هم همه جا رهگشاست
هر چه که با نام خدا شد شروع
یکسره روشن بُوَد از این طلوع
حمد و ستایش همه مخصوص اوست
هر چه کند هم به دو عالم نکوست
بنده که یک آدم معمولی ام
ظاهر دنیا شده مشغولی ام
با همه اینها نشوم از خدا
غافل و از رشته ی مهرش جدا
پس بنویسم به خدا نامه ای
از دل خود عهد و وفا نامه ای
اول این نامه بگویم سلام
خدمت آن خالق والا مقام
لفظ سلامم که خودش نام توست
پرتویی از رحمت الهام توست
رحمت نابی که به هر کس کنی
از نظرش پرده ی شک پس کنی
پس بنویسم فقط از رحمتت
از کرم و مرحمت و نعمتت
من چه نویسم ؟ که قلم دست توست
جمله ی من تابع بایست توست
چون که تو را در همه جا دیده ام
ذات عزیز تو پرستیده ام ؛
پس همه جا راحت و خوش بوده ام
خرم و مستغنی و آسوده ام
با تو منم از همه کس بی نیاز
در همه جا با تو شوم سرفراز
دلخوشی ام غیر حضور تو نیست
تیرگی از پرتو نور تو نیست
با تو کجا جای غم و غصه هاست؟
غصه فقط در وسط قصه هاست
کی تو به یک بنده ی خود بد کنی؟
سائل خود را تو کجا رد کنی؟
چونکه تو بخشی ؛ ننمایم دراز
دست طلب پیش کسی از نیاز
گر ندهی هم همه ی مردمان
رفع نیازم نکنند از جهان
پس نبرم حاجت خود نزد کس
آنچه که بخشی تو بر این بنده بس
دل به کسی غیر تو بستن خطاست
جز تو مرا نور امیدی کجاست؟
جز تو به هر کس که به ذهنم رسید
تا که ببندم به عطایش امید
هم نرسید از طرفش نفع و سود
هم ضرری زد که عذابم نمود
پس به جهان جز تو نخواهم کسی
با تو ندارم غم و دلواپسی
بنده سپردم به تو هر کار خویش
جز تو نگیرم احدی یار خویش
وافوض امری الی الله
ان الله بصیر بالعباد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

اگر برای ابیات فوق اجر و پاداشی باشد آن را به روح پاک مرحوم آقا سید محمدحسن حسینی قوچانی معروف به آقا نجفی قوچانی نویسنده ی کتاب ارزشمند سیاحت غرب تقدیم می کنم

جهت شادی روح آن عالم بزرگوار صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

همسر مرحوم شهید «نواب صفوی» اعلی الله مقامه؛
نقل می‌کند؛
یک شب بعد از افطار مختصر؛
به آقا گفتم دیگر هیچ چیزی برای سحر و افطار بعدی نداریم؛
حتی نان خشک!
هر چه بود؛
امشب افطار تمام شد.
مرحوم نواب لبخندی زد.
این مطلب را چند بار تا وقت استراحت شبانه تکرار کردم؛
وقت سحر هم آقا برخاست؛
آبی نوشید و گفتم:
دیدید سحر چیزی نبود؛
افطار هم چیزی نداریم!
باز آقا لبخندی زد.
بعد از نماز صبح گفتم:
همچنین موقع نماز ظهر هم گفتم و تا غروب و مغرب مرتب سر و صدا کردم که هیچ نداریم.
تا این که اذان مغرب را گفتند؛
آقا نماز مغرب را خواند و بعد فرمودند:
امشب سفره ی افطار نداریم؟
پاسخ دادم از دیشب تا حالا چه عرض می‌کنم؛
نداریم و نیست.
آقا لبخند تلخی زد و فرمود:
یعنی آب هم در لوله‌های آشپزخانه نیست.
خندیدیم و گفتم صد البته بله.
رفتم و از فرط عصبانیت سفره‌ای انداختم و بشقاب و ... آوردم؛
و پارچ آب را جلوی آقا گذاشتم.
هنوز لیوان را پر نکرده بود؛
صدای در آمد.
طبقه پایین پسر عموی آقا که مراقب ایشان نیز بود؛
رفت سمت در و آمد گفت:
حدود ده نفری از قم آمده اند
آقا فرمود تعارف کن بیایند.
همه آمدند.
‌ بعداز سلام و تحیت نشستند؛
آقا فرمود خانم چیزی بیاورید؛
آقایان روزه خود را باز کنند.
من هم گفتم:
بله آب در لوله‌ها به اندازه کافی هست. رفتم و آوردم آقا لبخندی تلخی زد؛
و به مهمانان تعارف کرد؛
تا روزه خود را باز کنند.
در همین هنگام باز صدای در آمد.
به آقا یوسف یعنی همان پسر عموی آقا گفتم:
برو در را باز کن این دفعه حتما از مشهد هستند.
الحمدالله آب در لوله ها فراوان هست.
مرحوم نواب چیزی نگفت؛
یوسف رفت؛
وقتی برگشت؛
دیدم با چند قابلمه پر از غذا آمد.
گفتم:
این چیست؟
پاسخ داد:
همسایه بغلی بود؛
ظاهرا امشب افطاری داشته و به علتی مهمانی آنان بهم خورده و دارند می‌روند؛ گفت بگویم:
هر چه فکر کردیم این همه غذای پخته را چه کنیم؛
خانمم گفت چه کسی بهتر از اولاد زهرای مرضیه (سلام الله علیها)
می‌دهیم خدمت آقا سید که ظاهرا مهمان هم زیاد دارند.
آقا یک نگاه به من کرد و خنده کرد؛
و رفت.
من شرمنده و شرمسار؛
غذاها را کشیدم و به مهمانان دادم و ...
آن‌ها که رفتند آقا به من فرمود:
دو نکته:
اول این که یک شب سحر و افطار بنا به حکمتی که فهمیدی تاخیر شد؛
چقدر سر و صدا کردی؟
دوم وقتی هم نعمت رسید؛
چقدر سکوت کردی؛
از آن سر و صدا خبری نیست؟
بعد فرمود مشکل خیلی‌ها همین است؛ نه سکوتشان از سر انصاف است؛
نه سر و صدایشان.
وقت نداشتن؛ جیغ دارند؛
وقت داشتن ؛بخل و غفلت.
شادی روح مطهر شهید عالی مقام نواب صفوی فاتحه مع الصلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط بهمن وزيري

سلام عليكم،
حقيرازبنده گان گنهکارتوام ازشهرزنجان هستم.ازانجايي كه اينجانب متاهل ميباشم وباشغل ازادامرارومعاش ميكنم ليكن مبلغ15ميليون تومان بدهي بدليل ساختمان سازي كه انجام دادم شدم على أي حال توانايي پرداخت نداشته وابرويم بیش ازبیش به خطر افتاده است.از"خداوند منان و رحمان و رحیم"تقاضامندم مساعدة فرمايند.
حقيربارفع بدهي ها وفراغت خاطر وجه مذكور را عودة خواهم داد"إن شاء الله"
بااحترام بهمن وزيري 1398/4/2
در پاسخ به بهمن وزيري

نظر توسط Mofidifar Admin

سلام بر شما جناب آقای وزیری عزیز

امیدوارم هر چه زودتر رفع گرفتاری شود و خداوند از خزانه ی فیض اش شما را بی نیاز فرماید

خواهشمندم هرگاه خداوند تبارک و تعالی اسباب بی نیازی تان را فراهم ساخت ما را نیز از چگونگی آن مطلع سازید

به فضل خداوند امیدوار و منتظر بر آورده شدن حاجات خویش باشید

در ضمن پیشنهاد می کنم حکایت واقعی 《حالت اضطرار》 را در این سایت مطالعه فرمایید

https://www.mofidifar.com/حکایات/شفای-نابینا


سلامت و موفق و سرافراز
و از خلق خدا بی نیاز باشید

ان شاءالله

نظر توسط

بسم الله الرحمن الرحیم سلام ای پروردگار جهان ای خداوند بخشنده مهربان بنده ای گناه کارم.که هیچ امیدی جزبه تو به کسی ندارم.ای پناه بی پناهان ای مرحم دلهای شکستگان درپناه خودت پناهم بده خداوندا زندگیم از هم پاشیده تورا به وجود مقدست وبحرمت حضرت محمد وال محمد زندگی از دست دادمو بهم برگردون.یا ارحم الراحمین به فریادم برس.به درگاه خودت ناامیدم نکن.الهم صل علی محمد وال محمد
در پاسخ به

نظر توسط

سلام بر شما
ان شاءالله به زودی درهای رحمت الهی به روی شما باز خواهد شد

به سختی های زندگی وقتی درست بنگریم خواهیم یافت که انها هم زیباست
وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ
وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ
وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

در پاسخ به

نظر توسط

سلام من خانمی هستم گرفتار غم وناراحتی ام میشه خواهش کنم برام استخاره ای از کلام الله بگیرید ممنون میشم
در پاسخ به

نظر توسط

سلام بر شما

اابته خودم استخاره نمی کنم اما از یکی از علمای شهرمان که انسان بسیار مومن و باصفایی هستند خواستم تا برای تان استخاره کنند
استخاره کردند گفتند که خیر است ان شاءالله

امیدوارم سلامت و حاجت روا باشید

ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط

سلام خسته نباشی بزرگوار خدا خیرت وعاقبت ب خیر باشی.من خواهر یه شهیدم.ازدواج کردم با پسر خالم.قسم خورد که هیچوقت رهایم نکنه.بعداز ۴سال زندگی مشترک رهام کرد ورفت هیچکسو به غیر از خدا ندارم شب وروز کارم گریه است.بخدا توکل کردم.ازش خواستم بحق اسم اعظمش وب حرمت حضرت محمد کمکم کنه و ناامید از درگاهش نرانم.میدونم خداوند بنده بیچاره وبیپناهی ک بهش پناه آورده را رها نمیکنه دلم روشنه.از شما دوست خوبم میخوام ک برام دعا کنید.ببخشید مزاهم شدم.انشا الله برگرده خبرشو بهت میدم.التماس دعا خدا حفظت کنه.
در پاسخ به

نظر توسط

سلام بر شما خواهر گرامی

امیدوارم گرما و عشق و صفایی که مد نظرتان است بار دیگر به کانون زندگی تان برگردد و زندگی تان همواره سرشار از الطاف و رحمت واسعه ی الهی باشد که البته قطعا چنین خواهدبود

خداوند حکیم در قرآن کریم سوره بقره آیه ۲۱۶ می فرماید:

وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢١٦﴾

و چه بسا شما چیزی را خوش ندارید و حال آن که آن برای شما خیر است، و چه بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می داند و شما نمی دانید

بنابراین اگر گاهی مشکلاتی در زندگی ما پیش می آید باید آرامش خود را با یاد خدا حفظ کنیم و به حکمت خداوند یقین داشته و راضی باشیم

بنابراین مطمئن باشید اگر خود را به خدا سپرده اید او به بهترین شکل ممکن زندگی تان را مدیریت خواهد نمود

همچنین مسئله ای که الان به ذهنم رسید و شاید مطرح کردن آن در اینجا خالی از لطف نباشد این است که اگر چه انسان برای ازدواج باید جوانب مختلفی مانند اعتقادات و شکل ظاهر و موقعیت اجتماعی و تحصیلات و...... را در نظر داشته باشد اما در موقع انتخاب همسر باید موضوع طالع بینی و سازگاری افراد بر اساس سال تولد را نیز مد نظر قرار داد که البته در ایران متاسفانه به این مسئله کمتر توجه می شود

بنده در این مورد سالها پیش تحقیق گسترده ای کردم و به بنده اثبات شده است که سازگاری افراد با سال و ماه و روز تولدشان ارتباط بسیار زیادی دارد و بنده یقین دارم بخش زیادی از مشکلات خانوادگی و طلاق ها ناشی از عدم سازگاری افراد به خاطر تضاد در طالع آنان است

البته دلیل این ارتباطات را هنوز کسی کشف نکرده است اما نحوه ی ارتباط افراد با هم را چینی ها و هندی ها بیش از سه هزار سال پیش کشف کرده اند که تحت عنوان طالع بینی چینی و هندی معروف است و توجه به آن در موقع ازدواج خالی از لطف نیست

به هر حال بار دیگر بهترین ها را برای تان آرزو می کنم

سلامت و موفق و کامروا باشید
ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط

سلام ممنون داداشم.میتونم اسامی خودمو با شوهرم رابدم برام نگاه کنی ببینم چی میشه؟
در پاسخ به

نظر توسط

با عرض سلام مجدد
برای طالع بینی هندی و چینی به نام نیاز نیست
شما لطف کنید تاریخ تولد خود و همسرتان را بفرمائید تا خدمت تان بررسی کنم

البته توجه داشته باشید که روز و ماه و سال تولد باید باشد بنابراین ملاک تاریخ دقیق تولد است نه تاریخی که در شناسنامه قید می شود
زیرا برخی از افراد تاریخی که در شناسنامه ی شان ذکر شده تاریخ واقعی تولدشان نیست

نظر توسط

لطفا جواب تان را در آخرین قسمت پیامها بگذارید

ممنونم

نظر توسط زهرا

سلام خانمی هستم با مشکلات بسیار خواهش میکنم برام دعا کنید اگر امکانش هست برای استخاره بگیرید
در پاسخ به زهرا

نظر توسط

سلام

اابته خودم استخاره نمی کنم ولی از یکی از علمای شهرمان خواستم تا برای تان استخاره کنند
استخاره کردند گفتند که خوب نیست


امیدوارم رفع گرفتاری شده و حاجت روا شوید

سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط

جواب شما در پایین این پیام:

نظر توسط محسن

سلام خدا خوبی
من بارها ازت درخواست داشتم وبر آوردش کردی
ولی از روزی که ادای تورو در آوردم وخواستم در حق بقیه خدای کنم و توکارها وگناه های که به من مربوط نبود خودمو قاطی کردم ثمرس سد 112ملیون بدهی که خودمم توش موندم الان جرات ندارم حتی به پدرم بگم بخاطر منیت خودم وکمک به دیگران نزول گرفتم الان همه رفتن پای من گیره حتی تهدید به مرگم شدم اینجا رسما میگم غلط کردم گوه خوردم نفهمیدم خودت کمکم کن مثل تموم گره های که از زندگیم باز کردی اینم بازکن خدایا خیلی دوس دارم تشکیل زندگی بدم کمکم کن ازهمه دوستان عاجزانه درخواست دعا در حق این بنده روسیاه وشرمنده رو دارم
در پاسخ به محسن

نظر توسط محسن

میشه برای منم یک استخاره بگیرید
در پاسخ به محسن

نظر توسط

ببخشید
دیر متوجه
پیام تان شدم
فردا ان شاءالله از حاج آقا خواهم خواست تا برای تان استخاره بگیرند

به امید موفقیت شما و برآورده شدن حاجات تان

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله

نظر توسط

با عرض سلام مجدد
حاج آقا استخاره کردند گفتند که خوب نیست
فرمودند باید در این مورد مد نظر صبر کنید


سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط

سلام بر شما جناب آقا محسن عزیز

امیدوارم هرچه زودتر حاجت روا باشید
ان شاءالله

البته به طور قطع و یقین تمام زندگی امتحان الهی است و سختی های زندگی جزئی از این امتحان است
ما باید در سختی ها سعی کنیم از فرامین الهی پا را فراتر نگذاریم انسان یاید در موقع نیاز خود را کنترل کند و از راه درست عدول نکند

اینکه شما متوجه اشتباه تان شده اید خیلی خوب است مطمئن باشید که این حالت سبب بخشش خداوند و نزول رحمت الهی خواهد شد

موفق باشید ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط محسن

ممنونم مرسی ان شاءالله منتظر خبرتون هستم
ممنونم

نظر توسط

با عرض سلام مجدد
حاج آقا استخاره کردند گفتند که خوب نیست
فرمودند باید در این مورد مد نظر صبر کنید


سلامت باشید ان شاءالله
در پاسخ به

نظر توسط محسن

مرسی ممنونم
ببخشید شما سرکتاب باز میکنید؟
در پاسخ به محسن

نظر توسط

سلام بر شما

بنده نخیر
اما یکی از علمای شهرمان که انسان بسیار مومن و باصفایی هستند از قرآن استخاره می کنند
در پاسخ به

نظر توسط محسن

یعنی با استخاره میگن مشکلی دارم ندارم دعا برام شده یانه و...؟
در پاسخ به محسن

نظر توسط

سلام
استخاره مشورت است با خداوند

وقتی که ما برای انجام کاری مردد هستیم که انجام بدهیم یا نه معمولا با کسی مشورت می کنیم
اما گاهی کسی برای مشورت هم نداریم در چنین شرایطی با خدا مشورت کرده و بنا به آنچه خداوند صلاح می داند و در استخاره به ما دستور می دهد عمل می کنیم

موفق باشید ان شاءالله

نظر توسط


با نام خدای رحمان و رحیم خدایا خیلی دلم گرفته بود با خودم می گفتم کاش میتونستم نامه ای به خدا بنویسم ولی از کجا بدونم که نامه ام به دستش می رسه تا اینکه دیدم دیکرانتجربه اش رو داشتن خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتر هستی و مشکل منو میدونی خودم و همسر و بچه هام رو به خودت می سپارم صاحب مطلق آسمانها و زمین در این زمین به این بزرگی جایی به وسعت و زیبا برای منو خانواده ام نیست چند ساله ازت میخوام ولی سپردم به رضا و مصلحت خودت کمکتون کن عزتی که خودت دادی خوار و ذلیل نکن ما رو دشمن شاد نکن کمکتون کن دل بچه هام رو نشون اونا کوچیک از این ظلم عموهاشون میترسم جواب آه دلشون رو بده شب بیست وهفتمه رمضان کسانی رو که بدی ما رو میخوان به خودت واگذار کردم
در پاسخ به

نظر توسط

سلام
همان طور که شما فرمودید خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است

شما قطعا از بنده بهتر می دانید که هم خداوند از حال بنده گانش آگاه است هم صلاح و مصلحت بندگانش را بهتر از خر کسی می دانید

بنابراین
به کرم خداوند امیدوار بوده و مطمئن باشید به خوب کسی امید بسته اید

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله

نظر توسط هادی

نوشتن زندگینامه اشخاص بزرگ خیلی خوبه ولی کافی نیست .
همانطور که در این زمینه باید فرهنگ سازی بشود در مورد مسائل
اخلاقی و گفتمان های اجتماعی باید زمینه انرا فراهم کرد و دیگران
را بسمت مسائل اخلاقی و دینی سوق داد .
لطفا مطالب بیشتری از زندگینامه اشخاص و بزرگان بگذارید
در پاسخ به هادی

نظر توسط

سلام بر شما برادر بررگوار

بله ممنونم از توصیه و تذکر بجای حضرتعالی
ان شاءالله در حد توان و امکان چنین خواهم کرد

سلامت باشید ان شاءالله

نظر توسط طاهره غلامی

سلام بسیارعالی ومفیدبود.انشالله اجروپاداش ازخداوندمتعال دریافت نمایید.من هم حاجت دارم دعاگویم باشید. تشکر
در پاسخ به طاهره غلامی

نظر توسط

سلام بر شما
ممنونم از لطف حضرتعالی

قطعا خداوند از دریای فضل و کرم خویش شما را بهره مند خواهد کرد شاید دیر و زود داشته باشد اما مطمئن باشید که سوخت و سوز ندارد

سلامت و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله