خوشی یعنی با تو بودن

مقدمه

توصیف دوران وصال یار
آخرین تغییرات:
توسط
مردن از بهر تو بر من هم گوارا هم خوش است
زندگی در سایه ی آن سرو رعنا هم خوش است
با تو بودن آرزویم بوده از روز ازل
به که حتی دیدنت در خواب و رویا هم خوش است
واعظی گفت از خوشی جایی نباشد چون بهشت
من بگویم با تو در زندان دنیا هم خوش است
بی تو در باغ بهشتی شادی و مهری مباد
با تو در کنج جهنم سوزش ما هم خوش است
بی تو بر گلهای گلشن می زنم فریاد غم
در کنارت نغمه ام بر خار صحرا هم خوش است
در شبی طوفانی و گرداب و امواجی عظیم
با تو سرگردان شدن بر موج دریا هم خوش است
در جهان غیر از تو ما را انتظار از کس مباد
چون تو باشی یار من این مرد تنها هم خوش است
گر چه شد دیوانه از افسون چشمانت امید
ای خوشا در دیده ات بیمار و شیدا هم خوش است
پس بیا تا از وفا لبهایمان بر هم نهیم
گر نداری فرصت امشب صبح فردا هم خوش است

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.