سوز سرد هجران

مقدمه

آخرین تغییرات:
توسط
عاشقان را آسمانی لاله گون آید هنوز
از طریق عشق جانان بوی خون آید هنوز
صد هزاران مشکل آید بهر وصل روی یار
در مسیر عشق پاکان بی ستون آید هنوز
روز و شب دل انتظار روی دلبر می کشد
لیکن این سو جای جانان خصم دون آید هنوز
گوئیا چشمان خونم گشته خشک از اشک غم
در عوض از دیدگانم خون برون آید هنوز
حال عاشق را اگر جانانه بیند در فراق
بر تمنایم چرا نازش فزون آید هنوز؟
دیگر از من نشنود کس صحبتی جز آه و سوز
کز میان آتش غم از درون آید هنوز
نشنوم دیگر صدایی در سکوت شوم هجر
جز صدای پای مرگم کز سکون آید هنوز
روح و جانم چون نگنجد بر تن سرد امید
پیکرم را گو پی جان بهر چون آید هنوز؟
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.