تفاوت عشق و هوس

مقدمه

 وسوسه های شیطانی 


 تکرار  ماجرای برصیصای عابد 
 

در هفتم خرداد ماه سال 1398 خبر قتل خانم میترا استاد توسط شهردار سابق تهران جامعه ی ایرانی خصوصا جناح های سیاسی را در بهت و حیرت فرو برد 

قطعا بنده در جایگاهی نیستم که بخواهم راجع به ماجرای قتل خانم میترا استاد به دست آقای دکتر نجفی قضاوت کنم اما این واقعه ی تلخ می تواند درسی باشد برای عموم مردم

  

همه ی کسانی که عمری با آبرو زیسته و حفظ این آبروی چندین و چند ساله برای شان حائز اهمیت است باید به  این نکته توجه داشته باشند که هر لحظه امکان دارد شیطان از طریق جنس مخالف وارد صحنه شود و طبق عهدی که در روز الست بسته است آدمی را به ضاللت و گمراهی بکشاند.

  

حقیقت امر این است که هیچ رابطه ای ؛ ولو کامیابی از زیباترین و خوش اندام ترین فرد از جنس مخالف هم ارزش چنین رسوایی و بدنامی را نخواهد داشت

   

در امر ازدواج و روابط زناشویی واقعیت این است که چون تشکیل خانواده و ازدیاد نسل از جایگاه ویژه ای برخوردار است لذا اگر نگاه آدمی به ازدواج فقط از زاویه ی میل جنسی باشد چنین انتخاب و ازدواجی قطعا می تواند به بزرگترین اشتباه زندگی انسان منجر شود.

   


متاسفانه اکثر تمایلات و عشق های آتشینی که در بین جوانان دیده می شود فقط و فقط برخاسته از روی میل جنسی است و اگر این عشق های آتشین به ازدواج منتهی شوند بر خلاف تصور عاشق و معشوق زندگی را به جای اینکه رنگ بهشتی ببخشد به جهنمی هولناک بدل خواهد نمود

بنده فکر می کنم حتی اگر لیلی و مجنون و یا شیرین و فرهاد هم مجال زندگی مشترک پیدا می کردند خیلی زود در می یافتند که آن احساسات آتشین جز سرابی بیش نبوده است....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
گر بشری عاشق پول است و مال
پس گذراند پی آن ماه و سال
زندگی اش جمله اسیر هوس
کودکی اش عاشق توپ است و بس
بوده یکی عاشق پُست و مقام
در پی شأنی به جهان بی دوام
چون گذرد کودکی و فصل آن
جنس مخالف طلبد نوجوان
ای چه بسا گر برسد او به یار
مهر و محبت نشود ماندگار
عشق و صفا می رود از قلب او
زیر و زبر می شودش خلق و خو
پس تو بخوان قصه ی عشقش هوس
بولهوسان را نبُوَد عشق کس
کم شده عاشق که به جانان رسد
قصه صمیمانه به پایان رسد
بهر همان لیلی و مجنون دو سال
گر ثمر عاطفه می شد وصال،
سوز و گداز از دلشان رفته بود
قصه ی شان طور دگر می نمود
پس تو اگر عاشق و دلداده ای
در غم جانانه بیفتاده ای،
گر نرسیدی به وصالش، عزیز
اشک غم و هجر و مصیبت نریز
چون برسی یا نرسی این جهان
فرق اساسی نکند بی گمان
پس برو بنگر به کسانی که وصل
تجربه کردند و سپس جنگ و فصل.....

پی نوشت

لطفا هر هوسی را عشق
و هر شیاد و بوالهوسی را عاشق ننامید

بسیاری از اوقات ما میان عشق و هوس تفاوت قائل نمی شویم و لذا هر هوسی را عشق می نامیم و حال آنکه در میان انسانها عشق مانند گوهر و الماس نادر و هوس چون ریگ بیابان به وفور یافت می شود....

پس اگر کسی لاف عشق زد اما خیانت کرد بدانید که او شیادی بیش نبوده که همانند صیادی ؛ به طمع صیدی ؛ دامی تحت عنوان عشق برای تان گسترده بوده است

بنابراین از رفتنش خرسند باشید....

مراقب باشید!
زیرا همیشه شیادان
 با ظاهری مهربان
الفاظی زیبا
و جملاتی دلنشین به شما نزدیک می شوند

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آن کس که به گرد هوسی می گردد
هر لحظه به دنبال کسی می گردد
دلخوش مشو چونکه او تو را شیرین خواند
او دور تو هم چون مگسی می گردد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

  

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.