سال همدلی و همزبانی دولت و ملت

مقدمه

در این صفحه چند قطعه شعر در خصوص دولت روحانی خدمت شما تقدیم می شود:

با توجه به اینکه امسال سال همدلی و همزبانی دولت و ملت است بنده به عنوان کوچکترین عضو خانواده ی ملت ایران زبان حال و اندیشه و سوالات خود و کثیری از هموطنان عزیزم را به نظم در آورده ، در قالب چند قطعه شعر خدمت دولت محترم تقدیم میکنم امیدوارم دولت تدبیر و امید نیز با ما همدل و همزبان بوده و سوالات ما را بزرگوارانه پاسخگو باشد:

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

فهرست مطالب و مطلع اشعاری که در این صفحه می خوانید:

(۱) خودروها را ارزان کنید:

ای مدیرانی که بعداز انقلاب

شد نصیب تان وفور نان و آب...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

(۲)پرونده ی کرسنت پترولیوم :

پرسشی ضمن یک غزلخوانی

میکنم از جناب روحانی.....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

(۳ ) کلید روحانی:

زنده بادا جناب روحانی

با خیالات و خواب طولانی.....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

(۴)حکایت مذاکرات گرگ و میش:

من به افراد دور روحانی

شک نمودم ! بگو چه می دانی؟

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

(۵) سال همدلی و همزبانی دولت و ملت:

گرچه دولت وعده هایش بوده کشک

خون به دل کرد و گرفت از دیده اشک

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

(۶) زبان حال مردم ( توکل به خدا ):

چه خوشبخت و به اوج اقتدارم

که می باشد خدا همواره یارم......

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۱ ) خودروها را ارزان کنید:
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
سال همدلی و همزبانی دولت و ملت
ای مدیرانی که بعداز انقلاب
شد نصیب تان وفور نان و آب
ای طمع ورزان دون و بیسواد
ای سواران روی خرهای مراد
خر سواری با چنین ذلت بس است
بی امان دوشیدن ملت بس است
خودروی اوراق خود ارزان کنید
عاقلانه ختم این بحران کنید
عصر جهل و خر سواری ها گذشت
دوره ی فرغون و گاری ها گذشت
هر چه خوردید از حقوق مردمان
بس بود دیگر شما را این زمان
صبر مردم را یقین اندازه ای است
در جهان این خلق خوش آوازه ای است
یادتان آید که شاه از صحنه رفت؟
انقلاب و بهمن پنجاه و هفت؟
بعد از آن شاه و مدیرانش چه شد؟
شرکت نیسان و پیکانش چه شد؟
پس مبادا مردم از اوج فشار
در بیارند از طمع کاران دمار
از شما هم پس بگیرند انقلاب
بر کنند از رویتان ریش و نقاب
این جماعت ملتی فهمیده اند
دور دنیا خوب و بد را دیده اند
در کجای این جهان با نام دین
قیمت گاری شکسته بوده این؟
پس شما یا جنس تان ارزان کنید
یا تمامش صادر از ایران کنید
جنس تان را کس نباشد طالبش
مال بد پس بیخ ریش صاحبش
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیشب خواب دیدم داشتم از پیاده رو رد می شدم که دیدم کنار خیابون کلی ماشین از پراید بگیر تا 206 و سمند و پژو پارس.... صفر گذاشتند برا فروش یه بنده خدایی هم داد می زد..... آی بودو حراجش کردیم سوا کنید دونه ای هزار....
منم گشتم یکی شو سوا کردم و یه هزاری گذاشتم کف دست فروشنده و گفتم خدا برکت.....
نزدیک خونه که رسیدم دیدم زکی!!!! یکی دیگه اینجا هم همون بساط رو پهن کرده و داد می زنه: بودو بودو حراجش کردیم..... سوا کنید سه تا هزار....
خشکم زد.... با خودم گفتم: ای دل غافل! دیدی عجله کردی؟.....
امروز خوابم رو واسه بابام که تو تعبییر خواب استاده تعریف کردم گفت:
شتر در خواب بیند پنبه دانه.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۲)پرونده ی کرسنت پترولیوم :
پرسشی ضمن یک غزلخوانی
میکنم از جناب روحانی
شرط آن اینکه بعداز این پرسش
من نگردم دوباره زندانی
یا خدای نکرده در راهی
جان دهم در تصادفی آنی
پس بپرسم سوال و ابهامم
با توکل به لطف ربانی :
ای که دادی شعار آزادی ،
گفتی از نقشه های عمرانی ،
ای رییس فهیم و با تدبیر!
ناجی اقتصاد ایرانی!
گو به ما شرح قصه ی کرسنت
از زد و بند و ثروتی فانی
گو که پترولیوم حسابش چیست؟
گاز ما را که داده مجانی؟
این فساد عظیم و سنگین را
گو چه کس بین تان بود بانی؟
نفت و سرمایه های این ملت
از چه رو شد ذبیح و قربانی؟
سهم ایرانیان از ایران چیست؟
گو که چید این بساط مهمانی؟
از چه رو بی امان فروشیدش
مال ما را چنین به ارزانی؟
گر نگویی تو پاسخم بی شک
خود شریکی در آنچه می دانی
پاسخم را ولی اگر گویی
پس نثار تو بیت پایانی:
هر که آمد از این وطن دزدید
جز حسن جان ، جناب روحانی
پاسخم را ولی اگر ندهی
پس تو هم مثل دیگران مانی.....
لازم به ذکر است که پس از چند سال هنوز پاسخی دریافت نکرده ام
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۳)کلید روحانی:
زنده بادا جناب روحانی
با خیالات و خواب طولانی
با امید و کلید و تدبیرش
با وزیران باب تحقیرش....
آن کلید از جهاز اشتون بود
سازه ی دولت واشنگتن بود
چون نخورده کلید او بر در
پس رسیده کنون به این باور،
دولت او بدون تقصیر است
چون کلیدش به قفل در ، گیر است
ظاهرا او بدون دیدن در
گفته در وا کنم بدون خطر
منتهی چونکه دیده در ها را
گشته سر در گم معماها
او بفرموده:[ بسته ماندن در
بوده تقصیر قفل مایه ی شر
در اگر وا نشد به سعی و امید
این نمی باشد از عیوب کلید!
بلکه چون قفل در بود از پیش
از همان دولت سراسر نیش ،
پس گناه از جناب محمود است
چون در بسته کار او بود است
چونکه او بسته بر پلنگان در
وضع کشور نمیشود بهتر
پس کنون بهر ما شود لازم
اجنبی بر وطن شود حاکم ،
تا نمیرد کسی دگر بی آب
حین تحریم حضرت ارباب
پس همه مات دشمنان گردیم
خوار و درمانده در جهان گردیم ،
تا مگر با حقارت و تسلیم
برطرف گردد این غم تحریم......]
هموطن دست خود ببر بالا
پیش یزدان نه امریکاییها
مرگ ما بهتر از حقارت ماست
کربلا بهترین دلالت ماست......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۴)حکایت مذاکرات گرگ و میش:
.
من به افراد دور روحانی
شک نمودم ! بگو چه می دانی؟
بین وزیرش نشسته با دشمن
گفتگو کرده گرم و طولانی
جای تندی به روی دشمن کرد
خنده های ظریف و شیطانی
در عوض هر زمان بد اخلاق است
با بر و بچه های ایرانی
آنکه در شهر سانفرانسیسکو
کرده تحصیل و مشق ویرانی ،
نشکند حرمت نمکدان را
در توافق و یا سخنرانی
داده او اختیار ایران را
دست بیگانگان به ارزانی
این مدارک به ما دهد شاید
سر , نخ از راز شوم پنهانی
کی شود بره با پلنگی دوست؟
ای امان از بلای نادانی
دیدن گرگ و بره ای خندان
شک برانگیزدم به آسانی
شاید این بره واقعا گرگ است
بوده مانند اسب یونانی
اسب چوبی که در تروا بود
ملتی را نموده قربانی
پس تو هم مثل من کمی شک کن
بر حریفان انگلستانی
هموطن روز و شب بمان بیدار
از وطن کن نکو نگهبانی
تا مبادا وطن رود بر باد
از سر غفلت و هوسرانی
چونکه بعد از توافق و تسلیم
بهره ای کی دهد پشیمانی؟.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۵)همدلی و همزبانی دولت و ملت:
چون امسال سال همدلی و همزبانی دولت و ملت است و با توجه به اینکه تمام مشکلات ما از خشک سالی گرفته تا اختلاس های چند هزار ملیاردی و از ریزگردهای معلق در هوای خوزستان گرفته تا بی آبی دریاچه ی ارومیه و از معضل فرار مغزها گرفته تا خشکی رودخانه ی زاینده رود....
همه و همه طبق وعده ی آقای روحانی با تدبیر ایشان رفع خواهد شد از دولت می خواهیم به رفع معضلات مملکت بپردازند
گرچه دولت وعده هایش بوده کشک
خون به دل کرد و گرفت از دیده اشک,
گرچه تدبیری ندیدیم این دو سال
از رییس دولت نیکو خصال ،
گر چه جایی وا نکرده با کلید
قفلی از ما جز در کاخ سفید ،
گرچه دولت همدلی با ما نکرد
کم نکرد از ما فشار و رنج و درد ،
ما ولیکن مهربانی می کنیم
با رییس اش هم زبانی می کنیم
او به تندی گفت اگر لرزان شدید
نا امید از مبحث لوزان شدید
پس برای راحتی از ترس و لرز
در جهنم پا نهید از بین درز
بنده پس با آن جناب مستطاب
حضرت روحانی عالیجناب
گویم ای ملای روشن فکر ما
ای که نامت گشته ورد و ذکر ما
ما جماعت از برای احترام
بر شما روحانی والامقام
کی شود پیش از شما جایی رویم؟
در محلی قبل ملایی رویم؟
چون شما از دیگران ملاترید
بر جهنم از همه اولی ترید
پس شما اول بفرما با شتاب
در جهنم با ظریف ات چون شهاب
پس اگر آنجا پس از یاران تان
جان کری با اشتون جانان تان ،
اندکی جا بهر ما هم مانده بود
در میان آتش و زقوم و دود ،
پس بفرما تا که ما خدمت رسیم
در حریم دولت رحمت رسیم.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
(۶) زبان حال مردم توکل به خداست:
چه خوشبخت و به اوج اقتدارم
که می باشد خدا همواره یارم
نه دارم حسرت دیروز مردود
نه غم از بهر فرداهای موعود
نه حرصی می خورم از بهر روزی
نه دارم واهمه از تیره روزی
خدا خود ضامن روزی مگر نیست؟
توکل معنی اش در دین ما چیست؟
وجود آب و نان و جانم از اوست
نگیرم دشمنش را بهر خود دوست
نه می نالم دمی از بهر تحریم
نه باشم لحظه ای در فکر تسلیم
نه از بمب اتم هرگز هراسم
نه باشد پیش امریکا حواسم
نه از دشمن بخواهم لقمه ای نان
نه فرمان می برم از غیر یزدان
امیدم جز به او بر دیگری نیست
کنارش هم نگاهم بر دری نیست
یقین تاریخ این دنیا گواه است
که ایزد مومنین را جان پناه است
خدای من خدای نوح و موساست
خدای هود و خضر و لوط و عیساست
خدای من خداوند خلیل است
که ما را بهترین یار و دلیل است
خدای مهربان ، یکتای معبود
چه نیکو حافظ ما در طبس بود
کنون هم من یقین دارم که یزدان
حفاظت می کند از ملک ایران.....
لذا ای دولت تدبیر و لبخند
امیدت را تو هم بر لطف حق بند......
زنده باد ایران سربلند در زیر سایه ی الطاف الهی نه زیر سلطه ی استکبار جهانی

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.