معرفی منافق و نقش منافقین در انحراف جهان اسلام در طول تاریخ

مقدمه

نگاهی به نقش منافقین در ایجاد انحرافات در مسیر اسلام

و غصب حکومت و گرفتن زمام امور مسلمین توسط منافقین  از بلافاصه پس از رحلت پیامبر تا به قدرت رسیدن  بنی امیه و بنی عباس و ظهور وهابیت در عربستان و فتنه بابیت در ایران و در ادامه وقوع انقلاب سال ۵۷ تا به امروز....

آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
.
منافق چنان گرگ درنده است
که در شکل میشی فریبنده است
اگر او به ظاهر دعا می کند
بدان این عمل از ریا می کند
عموما به هر جا ریا کار پست
که از شوق مسند شود شاد و مست
به ظاهر ردا پوش و عرفانی است
ملبس به دستار روحانی است
به پیشانی اش مهر رنگ و ریاست
به لب ذکر سبحان به دوشش عباست
تعجب مکن پس اگر از رسول
کند گفتگو روی تزویر و گول
از این رو شناسائی اش مشکل است
مگر آنکه را نور حق بر دل است
که مومن جواهر بود در مثل
منافق ولی بوده همچون بدل
منافق یقین بدتر از کافر است
که او تیشه بر ریشه ی باور است
مکرر رسید از شعار و ریا
بلایای سختی به دین خدا
پس از رحلت حضرت مصطفی(ص)
که باید حکومت کند مرتضی(ع)
منافق به جایش به مسند نشست
در آن فتنه پهلوی زهرا (س) شکست
در آن دوره حق شد به کل منزوی
ولی شد منافق به دنیا قوی
همان دوره اسلام کج جان گرفت
زمین های شامات و ایران گرفت
چه راحت به دست ریاکار پست
ابر قدرتی مثل ایران شکست
ولی از منافق جهادی چنین
ندارد پشیزی بها بهر دین
زمانی منافق به راهی جدید
به دنبال اشغال مسند دوید
لذا بهر عباسیان شد به پا
قیام سیه جامگان از ریا
زمانی به دست منافق صفت
به پا شد بلایای وهابیت
سپس گشته در سایه ی خلق خواب
به پا فتنه ی شوم و بی مغز باب
همان فتنه در کشور شیعیان
بنا کرده پس انحرافی گران
پس از آن به تکمیل اهداف باب
منافق به پا می کند انقلاب
بلایی که در سال پنجاه و هفت
به پا گشته با وعده ی پول نفت
همان شور و جنبش که شد استوار
به جهل و فریب و دروغ و شعار
منافق به هر دوره غوغا کند
مصیبت به هر گوشه بر پا کند
عجیب اینکه گاهی به مکری کبیر
منافق کند جمع خوبان اجیر
ولیکن به کشتن دهد عاقبت
عزیزان و پاکان پر خاصیت
ابو مسلمی می کند انقلاب
منافق ولی کشته او را به خواب
بهشتی ، رجایی به پا گشته اند
ولی مثل چمران فدا گشته اند
مسلمان ! فریب ریا را مخور
کلک از شیاطین عظما مخور
مبادا که سرباز شیطان شوی
به دست منافق تو قربان شوی
به ظاهر مگر می توانی شناخت
دغل را که ظاهر به رنگی بساخت؟
لذا ریش و ظاهر نباشد اساس
ملاک دیانت نباشد لباس
معاویه آیا نخوانده نماز؟
نمی رفته حج در طریق حجاز؟
که امثال هارون و مامون مدام
به مسجد برفتند و بودند امام
ولی آن عبادات شان باطل است
که اصل دیانت به فکر و دل است
منافق زمانی میان نبرد
به صد حیله قرآن سر نیزه کرد
به چشم خرد دیدگان خواص
ببیند به هر دوره ای عمروعاص
همان کس که ساز ولی می زند
دم از راه و رسم علی می زند
ولی چون به دستش بیفتد امور
کند بر خلاف شریعت عبور
نشان می دهد خوی درندگی
کند مثل فرعونیان زندگی
به کاخ به جا مانده از پهلوی
نشیند همان عالم حوزوی!!!
به نام عدالت بیاید به کار
ولی ظلم شاهی کند بر قرار
تجمل دهد دور خود گسترش
شود بد تر از کافران در روش
منافع لذا انحصاری شود
ولی سهم مردم خماری شود
لذا دین گریزی شود منتشر
زند پر امید از دل منتظر
منافق وجودش سراسر بلاست
امان از بلائی که زیر عباست......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

دو سوال اساسی:

انقلابیون و مسئولین نظام و طرفداران سینه چاک جمهوری اسلامی لطفا جواب دهند:
سوالی که سالهاست ذهن بنده را به خود مشغول ساخته ، اما متاسفانه تاکنون هیچ کس جواب قانع کننده ای به آن نداده این است که:
اهداف امام خمینی و دیگر انقلابیون برای برپایی انقلاب سال ۵۷ چه بود؟ و امروز پس گذشت ۴۲ سال از وقوع انقلاب به کدامیک از آنها رسیده ایم؟
فرض بفرمائید فرزند شما از حضرتعالی سوال می کند:
پدر جان شما و امام شما برای چه انقلاب کردید؟
یعنی اهداف شما برای انقلاب چه بود؟
لطفا بیان بفرمائید تاکنون به کدامیک از آن اهداف عالیه رسیده اید؟
نیاز به توضیح ندارد فقط نام ببرید
مثلا بفرمائید
ما انقلاب کردیم
برای برقراری عدالت
رواج دین
پیاده کردن اسلام ناب در جامعه
کم کردن فاصله های طبقاتی
محبوب کردن اسلام در بین مردم
گسترش اسلام و
ریشه کن کردن اعتیاد
و فحشا
و فساد
و رانت خواری
و بیماری
و ریشه کن کردن....
سوال دوم:
فرض بفرمائید فرزند شما از حضرتعالی سوال می کند
پدر جان شیعه یعنی چه؟
شما می فرمائید
عزیزم
شیعه یعنی پیرو حضرت امام علی علیه السلام
فرزند شما می پرسد
پدر جان
کدامیک از مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نشانه یا نشانه هایی از پیروی حضرت امام علی علیه السلام در سبک زندگی و حکومت شان مشهود است؟
لطفا فقط یکی دو مورد از نشانه های شیعه ی واقعی که در مسئولین جمهوری اسلامی ایران وجود دارد را بیان فرمائید
مثلا بفرمائید 
ساده زیستی
نداشتن کاخ هایی زیباتر از کاخ شاه در لواسان
نداشتن گارد و صدها محافظ 
مدارا کردن با مخالفین 
سرکوب نکردن معترضین 
نکشتن مخالفین در بند بصورت دسته حمعی
عدالت در قوه ی قضائیه 
مبارزه با رانت خواری و اختلاس
عدم وجود رشوه و ربا در سیستم حکومتی 
و......
  
ممنونم
در پناه حق باشید ان شاءالله

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

 الفاظ و شعار ملاک حقانیت نیست 

گاهی تشخیص حق و باطل و مومن و منافق مشکل است
اما در اغلب زمان ها تشخیص حق و باطل با کمی تفکر و تعقل به راحتی امکان پذیر بوده است

شاید در زمان هایی مانند دوران حکومت معاویه تشخیص حق و باطل برای عموم خیلی راحت نبوده اما در زمان هایی مانند دوران حکومت یزید این موضوع به وضوح قابل فهم بوده است اما با این حال اکثریت مردم به راحتی حکومت باطل را پذیرفته اند

به هر حال شعار و الفاظ نمی تواند ملاکی برای حقانیت افراد تلقی شود

برای نمونه از جمله شعارها و جملات زیبایی که حاکمان منافق در زمان های مختلف بکار برده اند یکی جمله ی «علی برکت الله» است
 

و اما ستمگرانی که از جمله ی «علی برکت الله» استفاده کرده اند:

نویسنده و محقق:
سید مرتضی میرسراجی
(دانشجوی دکترای تخصصی الهیات و معارف اسلامی، علوم قرآن و حدیث)

*«عَلی بَرَکَة الله»* که فارسی زبان‌ها برای سهولت و نداشتن «تاء مربوطه» در رسم الخط، کلمه *«بَرَکَة»* آن را با حرف «ت» (مفتوحه) و به شکل *«برکت»* می‌نویسند در «سنّت نبوی»(ص) از جمله اذکار و عباراتی معنوی به شمار می‌رفته که جهت خوش یُمنی، فزونی و زیادت در کارها بیان می‌شده است.[1]

اما در طول تاریخ، برخی افراد ستمگر و جنایت پیشه نیز در لباس اسلام و معنویت برای پیشبرد مقاصد شیطانی خود از این عبارت استفاده کرده‌اند که جز تباهی، ریاکاری، فتنه انگیزی و ستم پیشگی چیزی در برنداشته است
در این فرصت تنها به چند نمونه در ادامه اشاره می‌شود:

1- *«معاویه»*
(مرگ به سال.60 هجری قمری )
خلیفه معروف «اُمَویان» و از دشمنان سر سخت و ناجوانمرد حضرت امیر مومنان علی(ع) و در اصل قاتل واقعی امام حسن مجتبی(ع) و کُشنده بسیاری از محبان و شیعیان امام علی(ع) در آن عصر، روزی به یکی از سرداران جنایتکار خود به نام «سُفیان بن عوف غامِدی»(م.52ق.) دستور عزیمت به جنگ داد و به وی گفت:

*«سِر على‏ بركة اللّه!»*

(حرکت کن عَلی بَرَکَت الله!)

او نیز رهسپار شد و در سرزمین «رومیان» به هلاکت رسید.[2]

معاویه همچنین در فتنه قتل «عثمان»(سومین خلیفه سیاسی مسلمانان) یکی از یاران خود و به عبارتی یکی از دشمنان و مخالفان امام علی(ع) را به نام «عبدالله بن عامِر حَضرَمی»(م.59 ق.) به شهر «بصره» فرستاد تا قتل عثمان را در نزد مردم و بزرگان آنجا به گردن امام علی(ع) بیاندازد لذا قبل از سفر و عزیمت به او گفت:

*«يا ابن الحضرمی سِر على‏ برکة الله‏ الی أهل البصرة!»*

(ای پسر حَضرَمی به سوی مردم بصره حرکت کن علی برکت الله!)[3]

و نیز معاویه در ایام بیعت گرفتن مردم با خود و همچنین چانه زدن‌ها با امام علی(ع) بر سر خلافت برخی مناطق بلاد اسلامی در صورت بیعت با ایشان، نامه‌ای به جهت مشاوره و حمایت هر چه بیشتر خود به «عَمرو عاص»(م.43 ق.) نوشت که در آن زمان در «فلسطین» زندگی می‌کرد زیرا می‌دانست که او هم حیله‌گر است و هم دشمنی و کینه‌توزی شدیدی نسبت به امام علی(ع) دارد لذا در بخشی از آن نامه خطاب به عمرو عاص آورد:

*«فأقدم على‏ بركة اللّه‏!»*

(پس [در زمینه حمایت و مشاوره در امر بیعت مردم با من و همچنین جلوگیری از نفوذ و قدرت علی(ع) علیه من] اقدام کن علی برکت الله!)[4]

2- *«یزید پسر معاویه»*
(م.64 ق.)
خلیفه ستمگر و معروف اموی که قاتل اصلی امام حسین(ع) و اصحاب گرامی ایشان در فاجعه جانسوز «کربلا» بود، روزی یارانش از وی پرسیدند طبق چه نشانه و علامتی متوجه شویم که دیگر نمی‌خواهی در نزد تو حضور داشته باشیم و در کنارت بنشینیم؟
یزید در پاسخ گفت:

*«إذا قلتُ على‏ بركة اللّه‏!»*

(زمانی که گفتم علی برکت الله)[5]

یزید همچنین یکی از سرداران خونخوار و سفاک خود به نام «مُسلِم بن عُقبَه»(م.63 ق.)را برای قتل عام مردم «مدینه» فرستاد که او آن جا را به خاک و خون کشید و قبل از عزیمت، یزید به او گفت:

*«فسِر على بركة الله»*
(پس رهسپار شو علی برکت الله!)[6]

3- *«حَجّاج بن یوسف ثَقَفی»*
(م.95 ق.)که از دشمنان قسم‌خورده شیعیان بود و بسیاری از آنان را در عراق شکنجه و همچنین به قتل رساند زمانی که به مدینه لشگر کشی کرد تا «ابن زُبَیر»(م.73 ق.) از مخالفان بنی‌امیه را شکست دهد و به قتل برساند. هنگامی که به او دست یافت فرمان قتل او را به سپاهیان خود این گونه صادر نمود:

*«احملوا على‏ بركة الله!‏»*
(حمله کنید علی برکت الله!)[7]

4- *«وَلید بن عبدالملک بن مَروان»* ششمین خلیفه از سلسله امویان (تیره بنی مروان) و از قاتلان و چهره‌های خونخوار و جنایتکار در تاریخ اسلام است که تا سال 96 ق. خلیفه مسلمانان بود. این شخص جنایت پیشه، قاتل اصلی امام سجاد(ع) نیز به شمار می‌رود. بعد از آن که پدرش «عبدالملک بن مروان»(م.86 ق.) هلاک شد، بالای منبر رفت و بعد از حمد و ثنای خداوند، مردم را به خلافت خود بر مسلمانان فراخواند و گفت:

*«إنهضوا فبايعوا على‏ بركة اللّه‏!»*
(برخیزید و آنگاه[با من] بیعت کنید علی برکت الله!)[8]

5- *«منصور»* (م.158 ق.) دومین خلیفه جنایتکار و ستم پیشه «عباسیان» بود که در دوران خلافت او بسیاری از شیعیان اهل‌بیت(ع) به شکل‌های فجیع به قتل رسیدند و در واقع وی قاتل اصلی امام صادق(ع) نیز محسوب می‌شود.
منصور عباسی، پایتخت خلافت اسلامی را به شهر «بغداد» انتقال داد و زیر بنای آن و امکانات مورد نظر را جهت این مرکزیت فراهم نمود. وی در زمانی که به افتتاح اولیه پایتخت آمده بود، بعد از یادکرد نام خدا و سپاسگزاری و بیان این که زمین به خواست خدا به هر بنده‌ای که بخواهد به ارث می‌رسد و عاقبت نیک مختص اهل تقوا است، آنگاه گفت:

*«إبنوا على‏ بركة اللّه‏!»*
[این پایتخت(بغداد)] را بنا کنید علی برکت الله![9]

آخرین مورد هم که همین جناب آقای روحانی رئیس جمهور خودمان است که از این جمله ی
*«عَلی بَرَکَة الله»*
در برنامه های تبلیغاتی و انتخاباتی خود استفاده کرده است

منابع،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] المحاسن، ج 2، ص 354،المسترشد، ص 464،الطرائف، ج 1، ص 146و ... .
[2] الاخبار الموفقیات، ص 114.
[3] الغارات، ج 2 ،ص 258.
[4] جمهرة رسائل العرب ، ج 1، ص 343 و الامامة و السیاسة، ج 1 ،ص 115.
[5] العقد الفرید، ج 2، ص 5.
[6] الامامة و السیاسة، ج ،1 ص 231.
[7] تاریخ الموصل، ج ،1 ص 129.
[8] البیان و التبیین، ج 1، ص 321.
[9] البدایة و النهایة، ج 10، ص 97.
**********ـ*********

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.