توصیه ای چند به فرزند (قسمت سوم انتخاب راه زندگی)

مقدمه

در این صفحه ابیاتی چند که بعنوان پند و نصیحت به فرزندانم و سفارش به اینکه باید با انتخاب راه درست زندگی و رعایت آداب ، شان خود را حفط نمود خدمت شما تقدیم می شود 
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
ای عزیزم! قدر خود بهتر بدان
سرنوشت عمر خود خوشتر بخوان
اختیار زندگی چون دست توست
سرنوشتت هم یقین پا بست توست
در سقوط از دره با سرعت روی
در سراشیبی چه راحت می دوی
راه بالا آمدن مشکل تر است
سختی اش با درد جان و پیکر است
کی هنر باشد اگر افتی به چاه؟
مفتخر گردی اگر رفتی به ماه
هر کسی بالا رود تحسین شود
هر که افتد در لجن ننگین شود
هر چه در دنیا کنی با اختیار
شخص مسئولش تویی در روزگار
پس حواست را نما همواره جمع
تا نسوزانی خودت را مثل شمع
با ادب باش و سخی در کار خویش
تا سعادت را ببینی یار خویش
زنده بودن از علاماتش حیاست
هم تواضع هم ادب شرط بقاست
چون تکبر از صفات احمق است
هر که من گوید به جهل مطلق است
تا قیامت بر حذر باش از دروغ
این پلیدی از دلت گیرد فروغ
این مرض نابود و خوارت می کند
در جهان بی اعتبارت می کند
از خدا خواهم وجودت هر زمان
ماند از جهل و تکبر در امان
مرد و زن هر یک به کاری خبره اند
جز به کار خود یقین بی بهره اند
گر النگویی وبال گردن است
یا که گردن بند زن باشد به دست،
این ندارد جز تمسخر حاصلی
کی پسندد عقل سالم باطلی؟
هر کسی باید نماید کار خویش
تا نبیند طعنه و آزار و نیش....
چون تو اکنون ترکه ی نرمی به دست
پس به هر شکلی در آیی ، بی شکست
از هم اکنون پاک و صادق باش و راست
پس نرو دنبال نفس ات هر چه خواست
گر به راه مستقیمی رو کنی
خُلق خود را در جهان نیکو کنی،
بیم و ترسی در دلت هرگز مباد
کی بترسد آدم نیکو نهاد؟
گر کنی نیکو تمام کار خویش
مار سمی هم ندارد بر تو نیش
از خودت هرگز مرنجان قلب کس
پس مکن ظلمی به کس حتی مگس
این مگس هم چونکه دارد زندگی
بهر خود او هم نماید بندگی
ای بسا شخصی که با نام بشر
کمتر از مور و مگس دارد ثمر
یک زمان پس می رود این پرده ها
می شود پیدا تمام کرده ها
هر چه می کاری همان خرمن کنی
با خودت کردی اگر با من کنی
دانه ای را چون بکاری بر زمین
خوشه ای بخشد تو را ای نازنین
پس به نیکی از زمین کمتر مباش
دور خود بر خوب و بد نیکی بپاش
هر کسی هم بر تو جایی بد نمود
واگذارش کن به سلطان ودود
هر بدی را با بدی پاسخ مگو
با کرامت کن دنی را شستشو
همچنین دوری کن از رنگ و ریا
هر عمل خالص نما بهر خدا
این زمان هم می توان در غزوه بود
در کنار مصطفی جنگی نمود
آرزویت گر بود ای نور عین
این که عاشورا تو بودی با حسین(ع)
پس شود در نامه ات این آرزو
فعل جنگیدن چنان یاران او
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.