توصیه ای چند به فرزند (قسمت هفتم دوری از غفلت و بازیچه ها)

مقدمه

آخرین تغییرات:
توسط
ای عزیزم زندگی بازیچه نیست
پس ببین مقصود و تکلیف تو چیست
از چه رو سرگرم بازی ها شوی؟
غافل از هنگامه ی فردا شوی؟
چون بشر بازیچه را سازد هدف
زندگی را می کند بی خود تلف
کودکان را بازی و اسباب آن
یک زمان چون کعبه باشد در جهان
لیکن از دید بزرگان از قرار
بچه می باشد به کاری خنده دار
کار ما هم در نگاه مردگان
بچگی باشد سراسر بی گمان
هر چه باشد مد به دنبالش نباش
از سر غفلت مکن کار و تلاش
تیپ و مدرک ، خانه و ماشین و پست
یا هر آن چیزی که در آمال توست ،
هر کدامش لهو و بازی بوده است
بی جهت فکر تو را فرسوده است
عمر انسان چون شریف است و عزیز
پس عوض هرگز مکن با چیز ریز
کُلِّ دنیا نزد روحت اندک است
این زمین هم پیش دنیا کوچک است
دیده وا کن شان انسانی کجاست
رتبه ی پایین حیوانی کجاست
هر چه باشد در جهان فانی شود
عاقبت ملحق به ویرانی شود
پس تو بر اجسام فانی دل نبند
دل به مصنوعات بی حاصل نبند
هر کسی دلبسته بر ویرانه شد
کی سزایش مسند شاهانه شد؟
کن تصور جام عمرت چون شکست
از همه دنیا چه آوردی به دست
با خود از دنیا چه بردی ماندگار؟
یا چه را اینجا نهادی یادگار؟
امتحان زندگی کنکور ماست
قله ی قرب خدا منظور ماست
پس در این مدت به روز امتحان
لحظه ای غفلت مکن از عمر و جان
ای عزیرم! نور چشمان پدر
روز محشر را بیاور در نظر
می گزد انسان به محشر دست خویش
از برای آنچه غفلت کرده پیش
پس بیا تا شان خود پیدا کنیم
رو به سوی عالم معنا کنیم
خلقت انسان برای بندگی است
پس عبادت بر تو اصل زندگی است
بندگی یعنی اطاعت از خدا.
هر کجا ، هر لحظه ، بی چون و چرا
هر چه سازد بندگی را تقویت
عاملش را در دلت کن تربیت
هر چه هم از بندگی دورت کند
کاهل و سرگرم و مغرورت کند،
پس بدان ابزار شیطان بوده است
سد راه دین و ایمان بوده است '
گر شوی در بند دنیا روز و شب
می رود از خاطرت فرمان رب
حب دنیا باشد از آل یهود
بهر آن ، انسان چه طغیان ها نمود
همچنین غافل شدن چون صوفیان
آفتی باشد به جانت در جهان
چون یهودان گر شوی ، بر باطلی
راه صوفی گر بگیری ، جاهلی
گر به هر سو غش کنی کردی حرام
چون بیفتی یک طرف از پشت بام
دین و دنیا چون دو بال طائر است
هر که دارد این دو را ، او ماهر است
گر به دنیا می رسی با حفظ دین
پس تو باشی بین مردم بهترین
پس برو در هر زمان حد وسط
رستگاری هم به یک راه است و خط
راه انسان بوده یک راه از قدیم
آن گذر باشد صراط مستقیم
این مسیر عافیت راه علی (ع) است
او که حق از ذات پاکش منجلی است
گر کسی راهی دگر خواند تو را
در مسیر دیگری راند تو را،
تا نگشتی خام و در دامش دچار
زود از آن گودال شیطان کن فرار
پس اگر راه خطا رفتی ، بیا
توبه کن حتما به درگاه خدا

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط محدثه

بهتر از این شعر تو عمرم ندیدم. عالی بود. دخترم یک ماه دیگه تولد سه سالگیشه . دنبال شعری میگردم که بگه هدف خلقتم بندگی بوده. که اشعار بی ارزش تو تولدش خونده نشه.
در پاسخ به محدثه

نظر توسط

سلام
ممنونم از حسن نظر حضرتعالی

برای شما و خانواده ی محترم تان خصوصا دختر خانم گل تان آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم

پیشاپیش تولد آن عزیز دل را تبریک عرض می کنم و بهترین ها را از خداوند رحمان برایش مسئلت دارم

شاد و موفق و سرافراز باشید
ان شاءالله

نظر توسط

آفرین بر شما که از همینک به دنبال راهی برای تربیت صحیح فرزند دلبندتان هستید
این نگرش درست قطعا آینده ی روشنی را برای میوه ی دل تان رقم خواهد زد

ان شاءالله


خداوند حکیم در قرآن کریم سوره مبارکه ذاریات می فرماید


وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «56»
ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ «57»

و جن و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا عبادت كنند. و من از آنان هيچ رزقى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم كه به من طعام دهند.

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ «58»

زيرا خداوند است آن روزى رسانِ نيرومندِ استوار.



در حديثى از امام حسين عليه السلام مى‌خوانيم:
خداوند مردم را نيافريد مگر براى معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت مى‌كنند و هر كه او را عبادت كند، از بندگى غير او بى‌نياز مى‌شود.

خلقت انسان برای بندگی است
پس عبادت بر تو اصل زندگی است

هر چه سازد بندگی را تقویت
عاملش را در دلت کن تربیت

هر چه هم از بندگی دورت کند
کاهل و سرگرم و مغرورت کند،

پس بدان ابزار شیطان بوده است
سد راه دین و ایمان بوده است.....