توصیه ای چند به فرزند (قسمت هشتم مطالعه ادیان و انتخاب بهترین و کامل ترین دین)

مقدمه

آخرین تغییرات:
توسط
ای عزیرم ! دین چراغ زندگی است
بر بشر قانون برای بندگی است
شهر بی قانون نماند استوار
امنیت در آن نگردد بر قرار
ما به دنیا چون مسافر آمدیم
با هدف بهر جواهر آمدیم
بی چراغ دین کجا خواهی روی؟
در شبی بی رهنما گم می شوی
پس بیا از بین آیین های ناب
کن یکی را با تفکر انتخاب
تا که دین راه تو را روشن کند
این سفر را تا ابد ایمن کند
ریشه ی هر دین و آئینی یکی است
راه خود را چون به حق بینی یکی است
جمله ادیان الهی در جهان
می کنند از یک حقیقت گفتمان
هر یک از دینها طریق شادی اند
آدمی را سوی مقصد هادی اند
امر حق بر بندگان در هر بلاد
همدلی باشد به مهر و اتحاد
چون که وحدت از فرامین خداست
پس بلای اختلافات از کجاست؟
مکر شیطان بوده جنگ و اختلاف
پس تو پیدا کن رموز ائتلاف
مذهبی ها را اگر تنها نگاه
بر خدا باشد شود شیطان تباه
پس نگاهت را بگیر از نفس خویش
تا خدا ظاهر شود از راه کیش
اصل دین باشد یکی پندار نیک
دیگری باشد تو را گفتار نیک
اصل سوم از دیانت در مسیر
باشدت کردار نیک ای حق پذیر
این سه اصل از مذهب زرتشتیان
بوده از ارکان هر دین در جهان
خارج از اینها به دنیا بهر ما
حکم و دستوری نباشد از خدا
پس تو هر دینی که کردی اختیار
زندگی کن بر همین چرخ و مدار
هر یک از ادیان حق بهر بشر
در مثل باشد کلاسی پر ثمر
فی المثل اول کلاس موسوی است
پایه ی دوم کلاس عیسوی است
سطح بالاتر به دانشگاه دین
بوده الحق دین اسلام مبین
منتها این دین کامل بر بشر
شاخه های مختلف دارد به بر
بوده هر یک معبری سوی کریم
شیعه اما بوده راه مستقیم
شیعه هم یعنی که مومن در مسیر
می رود پیوسته دنبال امیر
آدمی وقتی که عقلش رهنماست
سوی مقصد می رود از راه راست
پس تمام این طریقت ها ببین
بررسی کن ، بهترین را برگزین
دین حق مشکل به این میزان رسید
شیعه تا اینجا مصیبت ها بدید
شیعه چون دستت بود بی درد و رنج
پس بدان قدرش که باشد مثل گنج
گر مسلمانی تو از ارث پدر
اینچنین دینی کجا دارد ثمر؟
پس مسلمان شو تو از تحقیق خویش
تا حقیقت را کنی تزریق خویش
دین حق را پس خودت باور نما
در دو راهی عقل خود داور نما
جز به اصل دین تعصب باطل است
حق پذیری در نهاد عاقل است
حق اگر جویی به ایمان می رسی
با پر تقوی به عرفان می رسی
حق و باطل می شود از هم جدا
اهل فرقان می شوی بی ادعا
آرزو دارم که حق باور شوی
در طریقت شیعه ی حیدر شوی
هم به ظاهر هم به دل گردی مرید
پس شوی در هر دو عالم رو سفید
در تمام زندگی هر روز و شام
قبله گاه بندگان باشد امام
قبله گر پشتت بود وقت نماز
این عبادت کی رود رو به فراز؟
گر تو مامومی عمل کن چون امام
تا نگردد سعی و کردارت حرام
چون که مردم از حقیقت غافل اند
بی نصیب از قرص ماه کامل اند
روی مردم چون نباشد بر امام
صورتش را کس نبیند روز و شام
از همین رو ما گرفتار شبیم
غرق تاریکی بدون کوکبیم

پی نوشت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.