توصیه ای چند به فرزند (قسمت دوم عبرت از گذشتگان )

مقدمه

در این صفحه ابیاتی چند که بعنوان پند و نصیحت به فرزندانم و سفارش به اینکه باید از زندگی و تجربیات دیگران درس گرفت خدمت شما تقدیم می شود   

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
ای عزیرم! بین پدر گردیده پیر
خسته ام چون مرغ مفلوکی اسیر
عمر خود را چون ببینم ، گشته دود
این زمان دیگر پشیمانی چه سود ؟
عمر من چون باد نوروزی وزید
چشم خود را تا گشودم او پرید
ناتوان افتاده ام اکنون به راه
پشت سر، بینم گناه و اشتباه
در بطالت عمر خود دادم هدر
پس ندامت گشته از عمرم ثمر
زندگی دائم به غفلت در گذشت
یک زمان موج فنا از سر گذشت
چون مرا مولا علی آنجا بدید
هستی ام را از فنا بالا کشید
گر طناب حب او در دل نبود
چاه شیطانی پدر را می ربود
حسرت عمری که بی خود شد هدر
صبر و طاقت را بگیرد از پدر
کی بیاید وصف حالم بر زبان ؟
یاد آن بیراهه ها سوزانده جان
گر تو هم اکنون رَوی راه پدر
می رسی اینجا به سی سالی دگر
پس به راه زندگی غافل نیا
راه بن بست مرا داخل نیا
چون که همسن تو بودم، دیگران
می نمودندم نصیحت هر زمان
منتها چون پند ایشان از ادب
در دلم سُکنی ندادم بی سبب
حال من امروزه باشد ناگوار
مشکلاتم گشته اکنون بی شمار
گر در آن هنگامه عقلم می رسید
دل اگر گفتار حق را می شنید
حال زارم اینچنین امشب نبود
آسمانم تار و بی کوکب نبود
من اگر اکنون جوان تر می شدم
وارد یک عمر دیگر می شدم
راه بن بستی که رفتم اینچنین
گر خدا خواهد نمی رفتم یقین
سن من اکنون اگر ده ساله بود
چون تو پایم ابتدای چاله بود،
راه دیگر می سپردم در جهان
تا نباشد حاصل عمرم زیان
من زمانی چون تو کودک بوده ام
در پی دنیای کوچک بوده ام
چون تویی در بچگی های پدر
حال امروزم بیاور در نظر
تا به روزی چون پدر گشتی تو نیز
چون من از حسرت نسوزی ای عزیز

پی نوشت

نصیحت

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.