اشعار عاشقانه ی غمناک

.

با عرض سلام و ادب و احترام

در این صفحه تعدادی از اشعار عاشقانه ی غمناک بنده که توصیف  تنهایی عاشق و درد فراق و دوری و جدایی از جانان و گلایه از بی وفایی یار و معشوق است خدمت شما تقدیم می شود

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
نمونه هایی از اشعار در این صفحه:
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
بارالها ببین پریشانم
تشنه ام مستحق بارانم
خسته ام از فضای تنهایی
ای امان از فراق و شیدایی
جان و دل بی قرار جانان است
بین که آلام من فراوان است....
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
روز و شب تنها دراین دنیای سرد
بی تو می سوزم میان رنج و درد
در میان درد و غم بیچاره ام
بهر درمان در جهان آواره ام
من غریبم بی تو با اقوام خویش
آشنا گردیده ام با زجر و نیش
همچنان طفلی دراین شهر غریب
می روم هر سو به دنبال حبیب
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید 
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
یاد آن ساعات بارانی به خیر
با تو چون در آسِمان بودم به سیر
در زمستان بود و بر من نو بهار
اوّلین دیدار و صحن انتظار
خوشتر از شمس فروزان آمدی
در بغل با ماه تابان آمدی
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
در آن روزی که رویت را بدیدم
صدای مهربانت را شنیدم
چنان مست از نگاهت شد وجودم
که شد همرنگ عشقت تار و پودم.....
مرا اما رها کردی و رفتی
بلایایی به پا کردی و رفتی
به دل پس شور شیدایی به پا شد
توان و طاقت و صبرم فنا شد
لطفا متن کامل شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
جانا تو بیا که جز توام جانان نیست
دور از تو یقین درد مرا درمان نیست
این تشنه در این کویر سوزان چه کند
وقتی که مرا نشانی از باران نیست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

برای مطالعه ی شعر انتخابی تان لطفا از لیست اشعار بر روی نام شعر مورد نظر کلیک کنید.

.

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
نمونه ای از اشعار در این صفحه:

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

به دورانی که روزش سرد و تار است
اگر آیی زمستان هم بهار است
بیا بر دل قرار و مرهمی بخش
که دل از شوق جانان بی قرار است
نمی دانم کجایی کی بیایی
از این رو مشکل ما انتظار است
لطفا ادامه ی شعر را در صفحه ی زیر مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆