مشتاق زیارت کربلایم ، خدایا انتظار تا کی؟

مقدمه

اگر چه سالهاست راه کربلای معلا باز است و فوج فوج عاشقان حضرت اباعبدالله توفیق زیارت امام حسین علیه السلام نصیب شان می شود اما تا کنون برای بنده ی روسیاه این سعادت عظیم و این آرزوی بزرگ محقق نشده است

آخرین تغییرات:
توسط
مشتاق زیارت کربلایم ، خدایا انتظار تا کی؟
ای حسینم ای تولایت حیات
ای ولایت کشتی فوز و نجات
ای که رفتارت سراسر بندگی است
چلچراغی در مسیر زندگی است
در کنارت بی نیازم از بهشت
من ندارم با تو بیم از سرنوشت
قبله ی عشق و بهشتم کربلاست
کربلا هم کرسی عرش خداست
کربلا هر کس که آید با یقین
رفته تا عرش خدای عالمین
تا کنون اما نشد توفیق آن
تا ببوسم خاک راه قدسیان
کی فرا خوانی حقیر ذاکرت
تا شوم من هم به پاکی زائرت؟
گر دل من دل نمی باشد بگو
محرم محفل نمی باشد بگو
گو چه باید کرد و باید چون نمود
تا کنم تا عرش ربانی صعود؟
کربلایت را اگر بینم به عین
جان من گردد فدایت یا حسین....
آیا زیارت امام حسین در کربلا نصیبم خواهد شد

پی نوشت

در روایت آمده است بدن زائر امام حسین علیه السلام در آتش دوزخ نخواهد سوخت

این موضوع را اولین بار در سنین کودکی از زبان پدر بزرگم شنیدم

خدا رحمتش کند پدر بزرگم برای آوردن شاهدی برای این حدیث شریف ماجرای جالبی را برایم تعریف کرد او گفت:

با اتوبوسی به اتفاق تعدادی از هم ولایتی ها (کاروانی از زفره کیسار ماربین و دهات اطراف زفره حدود سال 1333 هجری شمسی ) راهی عتبات عالیات شدیم حدود چهل روز توفیق زیارت حرم ائمه در عراق ( نجف ، کربلا ، کاظمین و سامرا ) نصیب ما شد چند روزی در کربلا بودیم روزی از یک مغازه ی قصابی که در مسیر منزل تا حرم حضرت سیدالشهدا بود مقداری گوشت خریدیم و بالطبع همراه خود به حرم امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام برده پس از زیارت به منزل رفتیم و با آن گوشت ، آبگوشتی تهیه کردیم سفره را انداختیم و منتظر ماندیم خانمها  غذا را بکشند که گفتند قدری صبر کنید آبگوشت هنوز پخته نشده است.....

فرضا یک ساعت دیگر کار پخت و پز ادامه یافت باز دیدیم گوشت پخته نمی شود.....

به همراه چند تن از مردانی که هم خرج بودیم قابلمه ی آبگوشت را برداشته و به قصابی برده و با عصبانیت به قصاب گفتیم مرد حسابی این چه گوشتی است که به زائر امام حسین داده ای ؟ این رسم مهمان نوازی است؟

با کمال تعجب دیدیم مرد قصاب عوض اینکه شرمنده باشد و جواب درست و حسابی بدهد ؛ زد زیر خنده!!!!

تعجب و ناراحتی ما بیشتر شد به او گفتیم بی انصاف گوشت پیره خر به ما فروخته ای تازه ما را مسخره هم می کنی؟

قصاب که کمی فارسی بلد بود با لحنی آرام همانطور که می خندید پرسید :

گوشت را وقتی خریدید قبل از پختن به حرم امام حسین علیه السلام بردید؟

باز با تعجب گفتیم بله با خود به حرم بردیم اما چه ربطی به موضوع دارد؟

قصاب گفت مگر نمی دانید گوشت اگر دور ضریح امام حسین علیه السلام گردانده شود دیگر پخته نخواهد شد؟.....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

اگر برای نقل ماجرای فوق و شعر آرزوی زیارت امام حسین علیه السلام اجر و پاداشی باشد آن را به روح پاک پدر بزرگ عزیزم مرحوم حاج مهدی الماسی (پدر والده ی گرامیم) و تمام همسفران آن مرحوم در آن سفر روحانی بالاخص مرحومین امیر و علی ماربینی (رانندگان اتوبوس آن کاروان ) و بلکه به تمام زائرین حضرت سیدالشهدا  در طول تاریخ تقدیم می کنم.....

جهت شادی ارواح تمام زائرین در گذشته ی حرم امام حسین صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.

نظر توسط علیرضا بزرگ زاده

سلام.
برای من هم دعا کنید. خداییش پاهام برای رفتن به کربلا قفل شده و دلم سنگ.
بعید میدونم قسمتم بشه. ولی شما مشرف شدین برای من روسیاه هم دعا کنید.
در پاسخ به علیرضا بزرگ زاده

نظر توسط حسین مفیدی‌فر

سلام
ان شاءالله امسال توفیق زیارت امام حسین نصیب شما ؛ بنده و همه ی مشتاقان شود و همدیگر را در حرم آقا ملاقات کنیم

ان شاءالله

التماس دعا

نظر توسط خخخخ

خخخخ قصابه به این بهونه جنس بنجلی که بهتون انداخته بوده رو توجیه کرده و حالشو برده خخخ
در پاسخ به خخخخ

نظر توسط

سلام
اینکه معجزه یا اتفاق غیر معمولی برای کسی اتفاق بیفتد و دیگران آن را باور نکنند یک امر متداول و رایج در طول تاریخ بوده و نمونه ی بارز آن ایمان نیاوردن اکثر مردم به دعوت پیامبران علیرغم اینکه معجزات شگفت انگیزی مانند بیرون آوردن شتر از دل کوه توسط حضرت صالح علیه السلام صورت گرفته است 

و اما راجع به خاطره ای که بنده از پدر بزرگم در اینجا نقل کرده ام باید بگویم که شاید باورش برای عده ای مشکل باشد و طبیعی است که اینگونه باور ها قلبی است و البته اصرار و اجباری برای پذیرش آن نیست

در ثانی تصور کنید اگر آن قصاب از یک لاشه ی حیوانی فرضا یک کیلو گوشت نامرغوب به پدر بزرگم داده باشد بقیه ی گوشت های نامرغوب ان لاشه را به چه کسانی فروخته است؟
مگر آن قصاب فقط همین یک کیلو گوشت را در مغازه داشته است؟

پس چرا خریداران دیگر معترض گوشت های خریداری شده نشده اند؟

لطفا کمی در این مورد فکر کنید و ببینید اصلا اینگونه دغل بازی هایی در چنین جایی آن هم حدود 65 سال پیش امکان پذیر است یا نه؟؟؟

نظر توسط

خدا بهتون اگر بده